X
تبلیغات
رسانه جدید

رسانه جدید

هنری علمی فرهنگی اجتماعی ورزشی سلامت

میشل هانکه، فیلمساز اتریشی آلمانی است که ساکن وین است و عمده فیلمهایش درباره جوامع مدرن و مشکلات بر سر راهشان است. او کار در سینما، تلویزیون و تئاتر را در کارنامه هنری اش دارد و تحصیلات دانشگاهی‌اش در زمینه روانشناسی و فلسفه بوده است. هرچند خودش اعتقاد دارد که این تحصیلات به جای آنکه پاسخ سوالات او را در پی داشته باشد خود باعث طرح سوالاتی تازه شده است. بنابراین او در سینماگری به دنبال پاسخ‌ها میگردد. تاکنون به فرانسه و آلمانی و انگلیسی فیلم ساخته است.

یکی از اولین فیلمهایی که از او پخش شد و به نوعی برای کسانی که سینما را به طور جدی پیگیری میکردند، تحول در این هنر محسوب می‌شد، “ویدیوی بنی” (۱۹۹۲) نام داشت. هانکه در این اثر در پی تلفیق روانشناسی و سینما بود. نوجوانی که در معرض تماشای فیلمهای خشونت بار ، سعی در امتحان این تصویرها دارد و در نهایت کار او منجر به قتل دختری به سن و سال خودش می شود. در این اثر که از اولین کارهای این کارگردان است، او به مانند فیلمهایی که بعد از آن می‌سازد تنها در پی طرح سوال برای تماشاگر است. او اعتقاد دارد که پاسخ باید در اثر سوالات پی در پی و در ذهن بیننده شکل بگیرد نه این که کارگردان و یا خالق اثر بخواهد مفهومی را برای بیننده جا بیاندازد. او از همین ابتدای کار این اصل را در دستور کار خود قرار میدهد و با طرح سوالاتی بنیادی به ریشه یابی مشکلاتی می‌پردازد که اکثر جوامع امروزی با آنها دست به گریبانند.

یکی دیگر از آثار مطرح این کارگردان “بازیهای مسخره” نام دارد که در سال ۱۹۹۷ در آلمان ساخته شد. این فیلم به نوعی نمایش خشونت باری از سینما در عصر حاضر بود. بطور کلی هانکه در این فیلم در پی به نمایش در آوردن تصویر برهنه ای از جامعه سرد اروپایی است. همچنین او نیم نگاهی به فرهنگ خشن آمریکایی  که عمدتا در سینمای آن سرزمین نمود پیدا کرده است دارد.

کارگردانانی که گفته میشود هانکه از آنها تاثیر پذیرفته و از جانب وی نیز تصدیق شده است عبارتند از، کیشلوفسکی، تارکوفسکی، آنتونیونی و البته برسون. فیلم موفق هانکه که از لحاظ تجاری هم رکوردی در سینمای او محسوب می‌شود، “معلم پیانو” نام داشت که جوایز جشنواره کن ۲۰۰۱ را درو کرد. در این فیلم هم میتوان رگه های تندی از روانشناسی و فلسفه را در تک تک سکانس ها جستجو کرد.

از دیگر فیلمهای مطرح و بنام هانکه میتوان به فیلم پنهان اشاره کرد فیلمی با بازی ژولیت بینوش. بینوشی که برای بازی در این فیلم زحمت فراوان کشید و با درخواست‌های مکررش از هانکه موفق شد جایی برای خود در این اثر باز کند. در این فیلم هم مانند “ویدیوی بانی” و بازیهای خطرناک به نقش پر رنگ رسانه در زندگی انسان عصر حاضر توجه میشود و عملا از بیننده درخواست میشود که به این مسئله با نگاهی ویژه توجه داشته باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 21:37  توسط آرمین  | 

مروري كوتاه بر زندگي خيام

چون جود ازل بود مرا انشا كرد
بر من ز نخست درس عشق املا كرد
آن‌گاه قراضه ريزه قلب مرا
مفتاح در خزاين معنا كرد
حكيم عمر خيام در نيشابور زاده شد. زمان تولد و وفات او به درستي مشخص نيست،‌ ولي به بعضي احتمالات در روز پنجشنبه 12 محرم 439 متولد شده و در سال‌هاي مابين 508 – 530 و به بعضي احتمالات در سال 515 وفات يافته است.(1) به طور كلي مي‌توان گفت كه از نيمه‌ي اول قرن پنجم تا دهه‌هاي نخستين قرن ششم در اين دنيا زيسته است. نامش عمر، كنيه‌اش ابوالفتح، لقبش غياث‌الدين و نام پدرش ابراهيم بود. دليل شهرت او به خيام يا خيامي به درستي معلوم نيست، اما ظاهراً اين عنوان را از پدرش داشته است؛ چون شغل وي خيمه‌دوزي بوده است. قبر خيام در ايوان امامزاده محروق،‌ تقريباً به مسافت نيم‌فرسخي شهر نيشابور فعلي واقع شده است.
او در همه‌ي فنون و معلومات زمان خود از جمله حكمت، فلسفه، رياضي، طب و نجوم تبحر داشته است. حكايت كرده‌اند كه خيام در نيشابور با حسن طوسي و حسن صباح همدرس بوده است. آن سه جوان به اميد اينكه يكي از ايشان به مرتبه‌ي عالي خواهد رسيد، با يكديگر پيوند مي‌بندند كه اگر هريك از آنها به مقامي بالا رسيد، دو دوست خود را نيز از نظر دور نكند.

لطفا به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 22:6  توسط آرمین  | 

خیلی از ما هر چند که وزن خود را کاهش می‌دهیم اما نسبت به آنچه می‌خوریم و ورزش می‌کنیم دقت نمی‌کنیم. خیلی کارها هست که یا نباید انجام دهیم یا باید بیشتر انجام دهیم تا سلامتی خود را بهبود ببخشیم.

 بیشتر بخوابید

تحقیقات نشان داده است که اگر هر شب فقط 4 تا 7 ساعت بخوابید بعد از یک زمان کم (در حدود 6 شب)سطح گلوکز افزایش پیدا می‌کند. البته تازه والدین‌ها از این قاعده مستثنی می‌باشند. اما هر کس دیگری باید در شب 8 ساعت بخوابد و قبل از نیمه شب هم باید به رختخواب برود. هر ساعت استراحت قبل از نیمه شب، ارزشی دو برابر از استراحت بعد از این ساعت دارد. چون که مقدار کورتیزول در پایین‌ترین سطح خود قرار دارد.

 غذاهای فراورده و تصفیه شده کمتر مصرف کنید

از خوردن غذاهای سریع و سرخ شده اجتناب کنید و سعی کنید هر چه بیشتر غذاهای طبیعی را استفاده کنید. واجب است که فیبر به اندازه کافی مصرف کنید، این ماده در میوه‌جات و سبزی‌جات به وفور یافت می‌شود.

 از نوشیدنی های قندی استفاده نکنید. در عوض آب زیاد بنوشید

آب برای خیلی چیزها مثل هضم وحذف مواد سمی ‌بدن مفید می‌باشد. همچنین برای انتقال مواد مغذی به سلول هایی از بدن که برای سوزاندن کالری انرژی نیاز دارند.

 آشپزخانه خود را بیشتر بشناسید.

درست است که وقت می‌گیرد اما به شما فرصت می‌دهد تا غذای خود را بهتر انتخاب کنید و از مواد بهتری در آشپزی استفاده کنید.

 آرام بجوید

وقتی غذا میل می‌کنید به آرامی‌بجوید. فرهنگ ما همه را تشویق می‌کند فقط وقتی که نشسته‌ایم و آرام هستیم غذا بخوریم.

 به طور عمیق نفس بکشید

متاسفانه خیلی از روزها ما به طور عمیق نفس نمی‌کشیم. نیمه روز و در پایان روز 10 نفس عمیق و هشیارانه بکشید. چشم های خود را ببندید و هوا را از طریق بینی وارد شش‌ها کرده و از طریق دهان به بیرون بدهید. به طور عمیق نفس کشیدن خیلی مهم می‌باشد خواه روز پر استرسی باشد، یا شروع روز و یا بخواهید غذا بخورید.

 گرسنگی نکشید

بعضی افراد ممکن است که به اندازه کافی غذا نخورند، در این صورت فقدان کالری بدن را در حالت ذخیره قرار می‌دهد. بدن انسان خیلی تیز هوش می‌باشد و اگر به اندازه کافی غذا دریافت نکند، متابولیسم به بدن هشدار می‌دهد که هر کالری را که دریافت می‌کند ذخیره کند یا انرژی را از بافت ماهیچه تولید کند. این به ضرر بدن می‌باشد. ضمنا صبحانه را حذف نکنید. افرادی که صبحانه نمی‌خورند 4 برابر افزایش وزن پیدا می‌کنند.

 فراتر از ورزش بروید

اگر بیرون از منزل کار می‌کنید، احتمالا نمی‌توانید آنچه را که میل دارید بخورید یا بنوشید. باید بدانید که ورزش همراه با خوب غذا خوردن و روحیه خوب داشتن مفید می‌باشد.

 برای شما آرزوی موفقیت می‌کنم. به خاطر داشته باشید که تندرست بودن چیزی است که باید هر روز برای آن در تلاش باشیم.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 16:23  توسط آرمین  | 

قسمت هايي از كتاب «درباره طبيعت»

1- اي خدايان، شما ديوانگي (مردمان) را از زبان من دور كنيد و از دهان پرهيزكار من بگذاريد كه جويبارهاي پاك فروريزد! به تو نيز اي موس(الاهه) كه خواستگاران فراوان داري، اي دوشيزه سپيد بازو، التماس ميكنم كه با راندن ارابه فرمانبر افسار من(به جايگاه) تقوي، بگذار انچه را براي زادگان يكروزه(انسانها) مجاز است بشنوم. ترا گلدسته هاي ستايش و افتخار از سوي ميرندگان وادار نميكند كه انها را از ايشان بپذيري، براي اينكه چيزي بيش از انچه قانون مقدس مجاز كرده است، جسورانه بر زبان اوري و بدين سان بر بلندترين قله دانايي بنشيني.

اكنون بيا و با هر يك از افزارهاي(ادراك) هر چيز اشكار را درست بنگر و به بينايي بيشتر اعتماد مكن تا به شنوايي، يا به گوش بلند اواز خود بيشتر مطمئن مباش تا به گواهي روشن زبان(چشايي يا ذائقه) و از اطمينان به اندامهاي ديگر نيز در هر جا گذرگاهي به سوي ادراك هست، خودداري مكن، بلكه به هر چيز آشكار بينديش.

2- اما به بهتران ايمان نداشتن بسي خوي بد نهادن است. اما تو همانگونه بياموز كه موس(الاهه راهنما) شايسته اعتماد ما فرمان ميدهد، پس از اينكه اين سخنان در ژرفاي دلت از غربال بگذرد.

3- نخست از چهار ريشه همه چيزها بشنو: زيوس درخشنده، هِرِه زندگي بخش، آيدونيوس و نِستيس كه با اشكهاي خود سرچشمه هاي آدميان را روان ميسازد.

4- آخشيجان(عناصر): نازاييده شده.

5- هيچيك از همه چيزهاي ميرا، زايش ندارد و هيچ پاياني هم در مرگ ويران كننده نيست. بلكه تنها آميزش و جدايي آميخته شده هست. زايش ناميست كه آدميان بدانها نهادند.

6- اما ايشان، هنگاميكه نور و هوا بهم مياميزند و بشكل ادمي در ميايند، يا جنس جانوران وحشي يا گياهان يا پرندگان، ميگويند اينها زاييده شده اند و هنگاميكه اينها(عناصر) از يكديگر جدا ميشوند انرا مرگ بداختر(مينامند) انچه را درست است نميگويند. اما من نيز به پيروي از رسم معتاد همين(نامها) را بكار ميبرم.

7- ابله كودكان! زيرا انديشه هاي دوررس ندارند، چون پديد امدن چيزي پيش از اين ناموجود را انتظار دارند، يا اينرا كه چيزي بميرد و همگي از ميان برود.

8- زيرا از انچه كه به هيچ روي هستنده نيست پديد امدن چيزي ممكن نيست، و اينكه هستنده نيز بكلي از ميان برود، انجام ناپذير و ناشنيده است؛ زيرا هميشه در همان جايي خواهد بود كه يك بار در ان استوار شده است.

9- در كل هيچ چيز نه تهي نه لبريز است.

10- در كل، ههيچ چيز تهي نيست. پس از كجا چيزي ميتواند بر ان افزوده شود؟

11- من از يك دوگانه مي اگاهانم: يكبار چنان ميگردد كه تنها واحد از كثرت باشد گاه ديگر باز از هم جدا و كثرتي پديد امده از واحد است. پيدايش چيزهاي فناپذير دوگانه و مرگ انها نيز دوگانه است. زيرا بهم گردامدن همه انها (يعني آخشيجها يا عناصر) چيزي را پديد مياورد و نيز تباه ميكند. ديگري كه پرورش يافته، بار ديگر كه اين چيزها از هم جدا شوند پراكنده ميگردد، و اين مبادله همواره و پيوسته، هرگز باز نميايستد. يك زمان در اثر مهر(عشق) همه چون يكي بهم ميپيوندند، زمان ديگر در اثر افند(ستيزه) نافرخنده از هم جدا ميشوند. بدينسان تا انجا كه واحد اموخته است كه از كثرت پديد ايد و بار ديگر از واحد راكنده شده، كثرت روي دهد، انها(چيزها) پديد ميايند، دورانشان پايدار نيست، اما از انجاكه مبادله انها هرگز باز نمياستد، هميشه بيحركت همواره در دايره اي هستند.

12- يك زمان چنان ميگردد كه تنها واحدي ناشي از كثرت است. درزمان ديگر ازهم جداميشود تاكثرتي ناشي از واحد باشد. اتش و اب و خاك و فرازاي نامحدود هوا و همچنين افند نفرين شده جدا از انها با وزن يكسان در همه جا و عشق(مهر) در ميانه با درازا و پهناي يكسان.

13- اينها(آخشيجها) همه همسانند و در پيدايش همسنند. اما هريك فرماني ديگر دارد و هر يك داراي خوي ويژه اي است، ودر گردش زمان هريك به نوبت تسلط مييابد. در كنار اينها هيچ چيز پديد نميايد و هيچ چيز از ميان نميرود زيرا اگر انها پيوسته از ميان ميرفتند اصلن ديگر نميبودند. و چه ميتوانست اين كل را افزايش دهد؟ و از كجا ميامد؟ و نيز چگونه انها از ميان ميرفتند؟ زيرا هيچ چيز بي انها نيست. نه، تنها انها هستند. اما چون درهم ميدوند، گاه اين چيز پديد ميايد، گاه انچيز و همواره و هميشه همانند.

14- اين (كشاكش دو نيروي عشق يا مهر و افند) در توده اندامهاي ادميان فناپذير اشكار است. يكزمان بوسيله مهر همه اندامهايي كه نصيب تن شده اند، در قله شكوفاي زندگي، در يكي بهم ميپيوندند، و در زمان ديگري گسسته شده، در اثر نيروهاي بدكار افند، هريك جدا مانده، بر شكستگيهاي ساحل زندگي سرگردان ميشود، و همچنين است براي بوته هاي گياهان و ماهيان خانه در اب و درندگان كوه نشين و كبوتران معلق زنِ بالگستر.

15- انها(آخشيجها) در چرخش دايره بنوبت فرمان ميرانند و در يكديگر از ميان ميروند و در نوبت مقدر ميرويند. زيرا تنها اينها هستند، اما چون در يكديگر ميدوند انسانها و نژادهاي جانداران ميشوند در حاليكه گاه در اثر نيروي مهر در يك نظام يگانه بهم ميپيوندند، و گاه نيز در اثر نيروي نفرت اميز افند(ستيزه) هر يك از ديگري جدا ميشود تا اينكه بار ديگر در كل وحدتي هم روييده قرار گيرند. بدينسان تا انجاكه واحد اموخته است كه از كثرت پديد ايد و بار ديگر از واحد گسسته شده كثرت صورت گيرد تا به ان حد چيزها پديد ميايند. و دوران زندگيشان پديدار نيست اما تا انجا كه مبادله هميشگي انها هرگز باز نمي ايستد هميشه استوار و بيحركت در دايره هستند.

16- در انجا(دايره مهر) نه اندامهاي چابك خورشيد را ميتوان از هم جدا كرد نه نيروي انبوه زمين نه دريا را. اسفايروس(كره هستي) گرد شده چنين پابرجا در يك هماهنگي پنهاني استوار است و از تنهايي احاطه كننده خود برخوردار.

17- اما چون افند بزرگ در اندامهاي ان(اسفايروس) روييد و بزرگ شد و به هواي افتخار بيرون جهيد، چون ان زمان سرامد كه براي انها(مهر و افند) بنوبت از راه سوگندي همه جا گسترده معين شده است.

18- اكنون من به ان راه ترانه اي باز ميگردم كه پيش از اين نهاده بودم، و از گفته هايم گفته ديگري بر ميچينم- انراهي كه چون افند به ژرفترين عمق گرداب رسيد و مهر در ميانه اين گرداب جاي گرفت، انگاه همه اين چيزها بهم پيوستند تا تنها يكي باشد. نه ناگهان، بلكه به خواست خود از يكجا و جاي ديگر هريك بهم گرد امدند، و از اين درهم اميختگي، بيشمار نژادهاي ميرندگان برون امدند. اما بسي چيزها، نا اميخته در ميانه اميزنده ها برجاي ماندند، ان چيزهايي كه افند، انها را اويزان نگه داشته بود؛ زيرا ان خود را يكپارچه از همه انها به دورترين حد دايره كنار نكشيده بود، بلكه برخي از ان در درون(اسفايروس يا واحد كل آخشيجها) مانده بود و برخي ديگر از ان از اندامهاي اخشيجها بيرون رفته بود. اما به همان اندازه اي كه اين همواره به بيرون ميدويد، به همان اندازه همواره هجوم مهر انديش و جاويدان مهر سرزنش ناپذير چيره ميشد و ناگهان چيزهايي فناپذير شدند كه از پيش خود را مرگ ناپذير ميشمردند، چيزهايي اميخته شدند كه پيش از ان نا اميخته بودند با عوض كردن راههاي خود. و از اين درهم اميختگيها، بيشمار نژادهاي هستنده هاي مرگ پذير بيرون ريختند با همه گونه شكلها كه اعجوبه اي براي تماشاست.

19- و چون انها بهم گرد امدند، افند اندك اندك به بيرونترين حد بازگشت.

20- اما(گوي خورشيد) كه بهم گرد امده بدور اسمان بزرگ ميچرخد.

21- اما ان (ماه) پرتوهاي(خورشيد) را هرگاه كه از زير ان(ماه) ميگذرد قطع ميكند، و ان اندازه از زمين را در سايه ميگيرد كه به پهناي ماه درخشان چشم است.

22- اين زمين است كه شب را ميسازد، با امدن بر سر راه پرتوهاي(خورشيد).

23- بر ان(زمين) بسياري سرهاي بي گردن بيرون جستند، بازوان برهنه محروم از شانه و ساعد به هر سو ميرفتند، و چشمان تنها پرسه ميزدند. نيازمند پيشانيها.

24- اندامهاي به هرسو سرگردان و در جستجوي اميزش باهم بودند.

25- بسياري موجودهاي دوچهره با پستانهاي دو طرفه پديد امدند، بعضي از نژاد گاوان با چهره ادمي، و بعضي ديگر بيرون جستند از نژاد ادمي با سرهاي گاو، و موجودهاي دورگه نيمي مرد و نيمي زن، معمولن با اندامهاي جنسي تيره رنگ.

26- اكنون بشنو كه چگونه اتش جدا شده، جوانه هاي شبگير مردان و زنان پراشك و مويه را پديد اورد، زيرا اين گفتار نه دور از هدف است نه نااگاهانه. نخست از زمين شكلهاي ناهنجاري برخاستند كه از اب و گرما هردو سهمي معين داشتند. اينها را اتش به بالا فرستاد چون ميخاست كه به همانند خود(اتش اسماني) برسد، اما هنوز انها نه شكل اندامهايي عشق انگيز اشكار داشتند نه اواز و عضوي كه ويژه ادميان است.

27- اما سرشت(طبيعت) اندامهاي(ادميان) از هم جداست. بخشي از ان در تن مرد است(بخشي در تن زن).

28- در زهدان پاك ريخته شدند(نطفه هاي زن و مرد) بخشي از ان كه با سرما برخورده است زنان را پديد مياورد و {ان بخشي كه با گرما بر ميخورد مردان را ايجاد ميكند. }

29- زيرا بخش گرمتر شكم(رحم) پديد اورنده نر است، و بدين علت است كه مردان سيه چرده و داراي اندامهاي ستبرتر و پر مويترند.

30- اما اگر اعتقاد تو در اينباره هنوز ناقص مانده است كه چگونه از اميزش اب، خاك، و هوا، و خورشيد(اتش) اينهمه شكلها و رنگهاي چيزهاي فناپذير پديد امدند و هم اكنون نيز پديد ميايند، كه بوسيله مهر بهم پيوستند.

31- در ان هنگام كه مهر پس از اينكه خاك را در اب باران خيسانده بود، و از اينسو به انسو ميرفت، شكلها را به اتش تند داد تا خشك شوند.

32-... گرد فانوس ان پوشش ميگذارند تا هرگونه باد را از ان دور سازد و اين پوشش نفس باد وزان را پراكنده ميكند، اما روشنايي از درون ان بيرون ميجهد، زيرا بسي لطيفتر است و با پرتوهاي زوال ناپذير بر استانه ميتابد، همانگونه نيز، در ان هنگام اتش ازلي، محدود در غشائها و پرده هاي نازك در پس دوشيزگان گردچشم(يعني مردمك چشمها) كمين كرد، و اين(پرده ها يا نسجها)بوسيله گذرگاههاي شگفت انگيز خدايي سوراخ سوراخ شده بودند و اين ابروها، ابهاي ژرفي را كه در اطراف جاري است بيرون نگه ميداشتند، اما اتش را از درون بسوي بيرون راه دادند زيرا بسي لطيفتر بود.

33- اما شعله پرلطف(چشم) فقط نصيبي اندك از خاك دارد.

34- بدينسان شيرين، شيرين را در برگرفت، تلخ بسوي تلخ شتافت، ترش بسوي ترش گراييد و گرم برسر گرم قرار گرفت.

35- همه چيز اينگونه دم و بازدم دارد. همه لوله هاي بيخون گوشتين دارند كه بر سطح بدنشان گسترده شده است. و در دهانه هاي اين لوله ها، بيرونترين قسمت پوست با مسامات بسيار سوراخ شده است بدانسان كه خونرا پنهان نگه ميدارد، در حاليكه گذرگاههايي ازاد براي گذشتن هوا بريده شده است. بدينسان چون خون رقيق از اينجا واپس ميرود هوا حبابزنان با موجهاي ديوانه وار به درون هجوم ميكند، و هنگاميكه خون بالا ميجهد، هوا بار ديگر بيرون ميوزد. درست مانند هنگاميكه دختري با يك اب بردار برنجين درخشان بازي ميكند و چون دهانه هاي لوله را روي ذدست خوشتراش خود ميگذارد لوله را در اب انبار سيمگون غوطه ور ميسازد، هيچ نمي بدرون ظرف وارد نميشود، بلكه حجم هوايي كه از درون به سوراخهاي تنگ هم فشار مياورد، از ان مانع ميشود، تا اينكه دختر جريان(هواي) فشرده شده را ازاد ميكند؛ اما پس از ان چون هوا بيرون ميايد حجمي برابر ان از اب بدرون(لوله) وارد ميشود. همچنين است هنگاميكه اب ته ظرف برنجين را پر ميكند، و دهانه يا گذرگاه ان بوسيله گوشت انسان(يعني دست) مسدود شده است؛ اما اب، هواي بيروني را كه تلاش ميكند داخل شود، واپس ميزند. زيرا بر دهانه هاي سطح بالاي صافكن فشار مياورد، تا اينكه(دختر) با دست(لوله) را ازاد كند، انگاه درست دبرعكس بار پيش چون هوا(از بالا) هجوم مياورد، اب به مقدار مساوي از زير بيرون ميريزد. بهمين سان چون خون رقيق خروشان، در اندامها روي به پس بدرون حمله ميكند، جريان هوا در همان لحظه مستقيمن با موجهاي خروشان واپس ميجهد. اما چون خون بار ديگر به بالا ميجهد، مساوي با ان، هوا در بازدم بيرون ميشود.

36- بدينسان همه چيز داراي بهره اي از تنفس و بوست.

37- بدين سان همه چيز به فرمان سرنوشت(توخه) داراي هوش است.

38- (قلب) ساكن در درياي خون، كه در دو سوي مخالف در جهش است درست جايگاه چيزي است كه ادميان انرا انديشه مينامند، زيرا خون پيرامون قلب ادميان انديشه ايشان است.

39- زيرا ما خاك را بوسيله خاك ميبينيم، اب را بوسيله اب، هوا را بوسيله هواي خدايي، اما اتش را بوسيله اتش ويرانگر، مهر را بوسيله مهر و افند را بوسيله افند.

 

قسمت هايي از پالايشها(كاثارموي)

1- اي دوستان كه در شهري بزرگ بر قله صخره زردفام اكراگاس ساكنيد، اي انجام دهندگان كارهاي نيك و پناهگاههاي پرحرمت بيگانگان، اي در زشتكاري نا ازمودگان، درود بر شما! اكنون من در ميان شما چون خدايي مرگ ناپذير نه مردي فناپذير پرسه ميزنم و در ميان همه چنانكه شايسته است محترمم، اراسته به سربندها و گلحلقه هاي افشان. هنگاميكه به شهرهاي باشكوه، به ميان مردان و زنان ميايم ستايش ميشوم و هزاران نفر بدنبال من ميايند و ميپرسند كه راه سود كدام است. بعضي نيازمند پيشگويي و بعضي كه زماني دراز از دردهاي گران سوراخ شدند، خواستارند كه براي همه گونه بيماريهاي خود وحي درمان بخشي بشنوند.

2- اين حكم جبر است و فرمان خدايان، كهن و جاويد و مهر شده به سوگندهاي فراخ كه هرگاه كسي از ملكوتيان(دايمون) كه از زندگي بسيار درازي بهره مند شدند، گنهكارانه يكي از اندامهاي خويشتن را به خون جنايت الوده كند، به پيروي از افند، يا به خطا سوگندي دروغ ياد كند، بايد سه ده هزار فصل، دور از گروه فرخندگان سرگردان شود، در طي زمانها به همه شكلهاي هستنده هاي فناپذير پديد ايد و راههاي درداميز زندگي را يكي پس از ديگري عوض كند زيرا نيروي هوا وي را بسوي دريا ميراند، و دريا اورا بر سطح خاك تف ميكند زمين او را در پرتوهاي خورشيد فروزان ميافكند و ان ويرا بار ديگر به گردابهاي هوا پرتاب ميكند. هريك ويرا از ديگري ميگيرد اما همه از او بيزارند. از ايشان اكنون يكي منم، رانده از خدايان و سرگردان، چون به افند خشم الود اعتماد كردم.

3- من تاكنون پسر، دوشيزه، گياه، پرنده و ماهي لال جهنده، بوده ام.

4- (هنگام تولد) گريستم و زاريدم چون سرزمين نا اشنا را ديدم.

5- در انجا زمين و خورشيد دوربين و جنگ خون اشام و هماهنگي با سيماي جدي، زيبايي و زشتي، شتاب و درنگ، درستي مهر اميز و ابهام سياه موي، پيدايش و زوال، خواب و بيداري، جنبش و ايست، شكوه تاجدار و پليدي، سكوت و اواز... (بودند).

6- واي بر تو اي نژاد ميرنده(ادمي) بينوا، اي سخت نافرخنده: از چنين كشاكشها و زاريها پديد امده اي!

7- و براي ايشان(ادميان دوره زرين جهان) نه خدايي چون آرس وجود داشت، نه كودويموس، نه زيوس پادشاه، نه كرونوس نه پوسايدون، بلكه تنها كوپريس شهبانو بود... ايشان او را با نذرهاي مقدسانه بر سر اشتي مياوردند و با جانوران رنگ شده و روغنهاي خوشبوي ساختگي و نذرهايي از مرمكي خالص و بخورهاي معطر و ريختن عسل زرين تيره بر خاك. با اينهمه قربانگاه به خون ناالوده گاوان نر اغشته نميشد، بلكه انرا در ميان ادميان بزرگترين ناپاكي ميدانستند كه اندامهاي خدايي(جانوران) را پس از گرفتن جان انها فرو بلعند.

8- پدر پسر خود را كه شكلش دگرگون شده است، بلند ميكند و دعا خوانان، سرش را ميبرد. ديوانه بزرگ! و ايشان(ملازمان قربانگاه) از تضرع قرباني آشفته اند. اما او(پدر) در برابر فريادهاي قرباني او را كشتار ميكند و در خانه خود جشني شيطاني فراهم ميسازد، و بهمينسان پسر نيز پدر را ميگيرد و فرزندان مادرشان و پس از اينكه زندگي را از انان سلب ميكنند، گوشت خويشاوند خود را فرو ميبلعند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 16:18  توسط آرمین  | 

هراكليتوس از معروفترين فيلسوفان پيش از سقراطی است كه فلسفه او را بسياری از فلاسفه بزرگ غرب مورد توجه قرار داده اند از آن جمله میتوان به افلاطون، هگل ،نيچه ،هايدگر و لنين اشاره كرد.

گفته‌هایی از هراکلیتوس:

• خورشید هر روز تازه است.

• اگر خوش‌بختی در لذت‌هایِ جسمانی می‌بود، باید گاوانِ نر را هنگامی که ماشِ سبز برایِ خوردن می‌یابند، خوش‌بخت بخوانند.

• بهترین [انسان]، از همه چیز برایِ یک چیز دست می‌کشد.

• بسیاری مردم شکمِ خود را مانندِ چارپایان پُر می‌کنند.

• ابلهان ... آن‌گه که حاضرَند غایب‌اَند.

• سگان بر هر کس نشناسند پارس می‌کنند.

• جنگ، پدرِ همه‌یِ چیزها و پادشاهِ همه‌یِ چیزهاست، و او بعضی را چون خدایان آشکار می‌کند، دیگران را چون انسان، او برخی را برده‌ می‌سازد، برخی را آزاد.

• هر چیز زمانی باید آتش شود.

• ضایع می‌شود، اگر به هم زده نشود.

• از راهِ آلودنِ خود به خون به دنبالِ پاکی هستند!

• اگر همه‌یِ چیزها دود می‌شد، می‌شد آن‌ها را با بینی تشخیص داد.

• تناقض توافق است. و از چیزهایِ ناموافق زیباترین هم‌آهنگی پدید می‌آید.

• خوک‌ها از لجن بیش‌تر لذت می‌برند تا آب‌هایِ تازه.

• مردمانی که نه شنیدن می‌دانند و نه سخن‌گفتن.

• مرگ است آن‌چه ما در بیداری می‌بینیم. اما آن‌چه که خوابیده می‌بینیم، رویاست.

• نامِ عدل هم نمی‌دانستند اگر این بی‌عدالتی‌ها نمی‌بودند.

• آدمیان را پس از مرگِ‌شان چیزهایی در انتظار است که نه امیدِ آن‌را دارند و نه تصور توانند کرد.

• دانایی یک چیز است، دانستنِ آن‌چه بر همه فرمان‌رواست.

• هرچه سرنوشتِ مرگ بزرگ‌تر باشد، سهمِ بهره بزرگ‌تر است.

• غرورِ سرکش را باید بیش‌تر از حریق خاموش کرد.

• ما هم در یک رود پای می‌گذاریم هم نمی‌گذاریم، ما هم هستیم هم نیستیم.

• دانایی نه گوش دادن به من بلکه به لوگوس است و هم‌سخن شدن که همه‌چیز یکی است.

• مردمان نمی‌دانند که چه‌گونه ازهم جدا شده‌گی عینِ به هم پیوسته‌گی‌ست: هماهنگیِ کودکی است که نرد می‌بازد. پادشاهیِ یک کودک!

• هماهنگی ِ پنهان نیرومندتر از آشکار است.

• آدمیان در شناساییِ چیزهایِ آشکار فریب می‌خورند.

• ... مردی که شب و روز نمی‌شناخت؛ آن دو یکی‌ست!

• هراکلیتوس عقایدِ آدمیان را بازیچه ی کودکان می‌نامد.

• جنگ در چیزها همه‌گانی است و پیکارِ عدل است و همه چیز از راهِ پیکار و ضرورت پدید می‌آید.

• نمی‌توان دو بار در یک رود پای نهاد.

• اگر خورشید نبود با وجودِ ستارگانِ دیگر شب می‌بود.

• من در جستُ‌جویِ خود بوده‌ام.

• برایِ خدا همه‌چیز زیبا و نیک و عدل است، اما آدمیان یکی را ناعادلانه و یکی را عادلانه تصور کرده‌اند.

• در محیطِ دایره، آغاز و پایان یکی‌ست.

• طبیعت دوست دارد خود را پنهان کند.

• افتخارها، خدایان و آدمیان را برده می‌سازد.

• هومر خطا کرد که گفت:«ای‌کاش می‌شد جدال میانِ آدمیان و خدایان نابود شود.» او نمی‌دانست که برایِ ویرانیِ جهان دعا می‌کرد!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 16:16  توسط آرمین  | 

                                                       آرتميس Artemis  نخستين  زن دريانورد  ايرانی است كه  درحدود ۲۴۸۰ سال پيش، فرمان درياسالاری خويش را از سوی خشايارشاه  هخامنشی دريافت كرد و اولين بانویی است كه در تاريخ دريانوردی جهان در جايگاه فرماندهی دريايی قرار گرفته است.
              
در سال ۴۸۴  پيش از ميلاد، هنگامی كه فرمان بسيج دريايی برای شركت در جنگ با يونان از سوی خشايارشاه صادر شد، آرتميس فرماندار سرزمين كاریه با پنج فروند كشتی جنگی كه خود فرماندهی آنها را در دست داشت به نيروی دريايی ايران پيوست.
دراين جنگ كه ايرانيان موفق به تصرف آتن شدند، نيروی زمينی ايران را ۸۰۰ هزار پياده و ۸۰ هزار سواره تشكيل می‌داد و نيروی دريايی ايران شامل ۱۲۰۰ ناو جنگی و ۳۰۰ كشتی ترابری بود. همچنین  آرتميس در سال ۴۸۰  پيش از ميلاد  در جنگ سالامين Salamine  كه بين نيروی دريایی ايران و يونان در گرفت شركت داشت و دلاوری های بسياری از خود نشان داد و با ستايش دوست و آشنا روبرو شد.
 
او در يكی از دشوارترين شرايط در جنگ سالامين، با دليری و بی‌باكی كم‌مانندی توانست بخشی از نيروی دريايی ايران را از خطر نابودی نجات دهد و به همين دليل به افتخار دريافت فرمان درياسالاری از سوی خشايارشاه رسيد.
او به خشایارشاه پیشنهاد ازدواج نیز داد که بدلایلی این پیوند صورت نگرفت. در سالهای دهه شصت ميلادی (دهه چهل خورشیدی) نيروی دريايی ايران، برای نخستين بار ناو شكن بزرگی را به نام يك زن نام گذاری كرد و او «آرتميس» بود.
ناو شكن آرتميس در دوران خدمت درياسالار فرج الله رسايی به آب انداخته شد و سالها بر روی آبهای خليج همیشه فارس پاسدار سواحل ايران بود.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 16:11  توسط آرمین  | 

شاید امروز بیشتر از همیشه به درک این جمله رسیده ایم که: زن موجود پیچیده‌ای است. جنگهای بسیاری در طول تاریخ به خاطر زنان درگرفته و خونهای بسیاری ریخته شده. زن موجود پیچیده‌ایست و این پیچیدگی باعث جذابیت او در نوع خود می‌باشد. اما در طول تاریخ خانمها و یا بانوان به این درک رسیده اند که چگونه این جذابیت را حفظ کرده و چگونه بر آن بیفزایند!! هر چقدر آنها زیباتر باشند جذابتر هستند و این صلاح خوفناکترین اسلحه‌ایست که آنها به آن دست یافته اند. یکی از وسایلی که به جذابیت آنها می‌افزاید " آرایش " آنهاست. مطلب زیر مستنداتی از جهان باستان درباره زنانی است که می‌خواستند زیبا بمانند.چگونه؟ با ما در طول تاریخ سفر کنید.
 
اولین رژلبها حدود پنج هزارسال پیش درشهر قدیمی ‌اور نزدیک بابل درست شده بود. در مصر همسایه اور کلئوپاترا از هزاران لوازم طبیعی زیبایی استفاده می‌کرده تا قدرت ارغوانی افسانه‌ای خود را حفظ کند. عطرهای او به طور یقین چهره تاریخ را عوض کرد، زیرا "مارک آنتونی" شیفته رایحه دلپذیر عطرهای او شده بود. "کلئوپاترا " مرتباً با شیر الاغ گل سرخ و نعنای هندی حمام می‌گرفت و از لوازم آرایشی ساخته شده و دانه‌های ساییده شده کنجد استفاده می‌کرد.

 او نظیر بیشتر زنان مصری علاقه وافری به استفاده از حنا و روغن گردو برای سیاه‌تر و درخشانتر کردن گیسوانش داشت و از مدادهای مشکی ابرو و چشم استفاده می‌کرد که از پودر سنگ سرمه یک ماده فلزی شکننده و ترد با رنگ درخشان مایل به آبی درست شده بود تا تاثیر نگاهش را دوچندان کند. سایه‌های آبی و سبز زیبای چشم او چیزی غیر از پودر بسیار نرم سنگهای کم بهاتر مانند لاجورد و مالکیت نبود که نه تنها پوست را از تابش اشعه‌های قوی خورشید محافظت می‌کرد بلکه مصرف آرایشی نیز داشت. لوازم آرایشی دیگر کلئوپاترا، که چندان چنگی به دل نمی‌زند، رژلبها و روژگونه‌های او بودند که رنگ قرمز ارغوانی داشتند و از تخم مورچه پودر شده و کنه قرمز ساییده شده درست می‌شدند.

زنان تبسی (=Thebes منطقه ای در مصر باستان) به خوبی می‌دانستند که چگونه از رنگها و پودرهای طبیعی برای صورت، بدن و موهایشان استفاده کنند. ملکه‌ها و بانوان نجیب زاده مصری را با کوزه‌های مرمرسفید، دفن می‌کردند که محتوی لوسینها و معجونهایی بود که به تمام بدنشان می‌مالیدند. در گورهای این زنان، جعبه وسایل آرایش، برای جهان پس از مرگشان قرار داده می‌شد که حاوی مدادهای چشم، ریمل، موم زنبور و آینه‌هایی بود که از مس بسیار صیقل یافته درست شده بود و دسته‌هایی از عاج حکاکی شده داشت. در مقایسه با سایر فرهنگهای آن زمان، مصریها بسیار به ظاهر خود می‌رسیدند و بدان می‌بالیدند. پس جای تعجب نیست اگر نقشهای ترسیمی ‌از آن دوران که در مقبره‌های متعلق به پنج هزار سال پیش از میلاد مسیح، یافت شده کاربرد وسیع لوازم آرایش چشم و ابرو را نشان می‌دهد. جای شگفتی است که بازمانده‌های لوازم آرایش چشم که در اهرام ثلاثه یافت شده حاکی از آن است که این لوازم را از مواد سختی نظیر سولفید سرب و زغال درست می‌کرده اند که ممکن بود چشمها را ناراحت و ملتهب کند. مواد آرایشی صورت به رنگ قهوه ای متمایل به قرمز حاوی خاک رسی بود که درصد بالایی آهن داشت و به صورت مصریان رنگ خاصی می‌داد و حتی دوای ضد چین وچروک نیز وجود داشت که از گاو وحشی و تخم شترمرغ درست شده بود! خوشبختانه این داروهای طبیعی در طول زمان به دست فراموشی سپرده شده اند، اما سایر ابداعات مصریها تا امروز باقی مانده اند. بیشترین امتیاز اختراع اولین لوازم آرایش و زیبایی را می‌توان به مصریان قدیم داد. آنها علاقه خاصی به خوشبو کننده‌های بسیار معطر داشتند، لوازمی ‌قدیمی ‌مانند ظرفهای حاوی عطرهای بسیار گرانبها و اسانسهای روغنی برای خوشبو کردن صاحبانشان در "زندگی پس از مرگ" در اهرام پیدا شده است.

 بازرگانان عرب که درخاورمیانه سفر می‌کردند و محموله‌های گرانبهای ادویه، کندر و درخت مرمکی (Myrrh) بار شترهایشان بود، این روغنهای معطر را می‌فروختند. این محموله‌ها قیمت گزافی داشتند و حتی گاه قیمتشان بیشتر از طلا بود. ازدستورعملهای زیبایی که ازقرون گذشته به دستمان رسیده می‌توانیم اطلاعات مفیدی کسب کنیم. مصریان قدیم اولین کسانی بودند که علاوه بر لوازم آرایشی و عطریات، صابون را به وسیله پاک کننده طبیعی به نام ساپونین Saponin درست می‌کردند. همچنین چربیهای حیوانی و روغنهای معطر را به صابون افزودند و آن را به عنوان پاک کننده‌های خانگی و وسیله‌ای برای استحمام بکار بردند. آشوریان نیز به آبهایی که در آن استحمام می‌کردند روغنهای معطر گرانبها می‌افزودند و در حفظ سلامت و بهداشت شخصی خود بسیار دقیق بودند. محصولات نرم کننده‌های پوست بدن بسیار شهرت داشتند و موادی که بر پوست بدن می‌مالیدند برای اولین بار در حدود هزار سال پیش از میلاد مسیح بکار برده شدند. این مواد را از پودر سنگ خارا درست می‌کردند و زنان آشوری برای ماساژ بدن و نرم کردن پوست از آن استفاده می‌نمودند. مصریان و آشوریان پیش از دوش گرفتن (کاری که بیشتر مواقع انجام می‌دادند)، با مشتی شن بدنشان را به شدت می‌مالیدند تا منفذهای پوستشان تمیز شود. زنان و مردان آشوری بسیار به موهای خود می‌بالیدند و همیشه آنها را با دقت خاصی می‌بافتند، روغن می‌زدند و معطر می‌کردند. گلوله‌های کوچکی از موم معطر خود را نزدیک پوست سر قرار می‌دادند تا در طول مراسم تشریفاتی بوی آنها به کمک گرمای بدن آزاد و از طریق تعرق به گردن سرازیر شود و تا اواخر شب نیز بوی آنها باقی بماند، مردان ریشهایشان را مانند درختان زینتی به اشکال عجیب و غریبی می‌بافتند و می‌آراستند، موی صورتشان نمادی از قدرت و استقامت بود و حتی چند ملکه مصری در تشریفات خاص ریش مصنوعی زراندود می‌گذاشتند.

همان طورکه در جعبه لوازم آرایش توتو Thuthe زن یک نجیب زاده، که در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود دیده ایم، آرایش شب نیاز به وقت بسیار داشت. وسایلی که دراین جعبه می‌یابیم عبارتند از: کفشهای راحتی (صندل)، بالش کوچکی برای قراردادن بازوان (به منظور استراحت، زیرا آرایش کردن بسیار وقت می‌گرفت) سنگ پا برای نرم کردن پوست و زدودن موهای بدن، مدادهای چشم از جنس چوب و عاج که با پودرهای رنگی استفاده می‌شد، یک ظرف برنزی برای ترکیب رنگها و سه کوزه برای کرمهای صورت.

یونانیان قدیم نیز چیزهایی درباره آرایش می‌دانستند، گرچه ریمل آنها ترکیبی از صمغ و دوده بود کمی‌ خشن به نظر می‌رسید. زنان یونانی گونه‌هایشان را با خمیرهای گیاهی که از میوه توت و دانه‌های له و خرد شده درست شده بود رنگ می‌کردند تا بدانها رنگ درخشان و سالمی ‌دهند. همچنین عادت خطرناکتری را رواج دادند و آن استفاده از سرب سفید و جیوه برای پوست صورتشان بود تا رنگ صورتشان مانند گچ سفید به نظر رسد. اما این مسئله برای آنها ناشناخته بود که فلزهای سنگینی مانند اینها از طریق پوست جذب می‌شود و منجر به مرگ زودرسشان می‌گردد. این عادت تاسف انگیز تا قرون متمادی به طول انجامید. جالینوس، پزشک یونانی، این مسئله را تشخیص داد و نوشت:" چهره زنانی که اغلب صورتشان را با جیوه رنگ می‌کنند، با وجود سن کم مانند صورت میمون پیرو چروکیده می‌شود." شهرت جالینوس هم به دلیل مهارت فوق العاده اش در پزشکی بوده و هم به خاطراینکه برای اولین بار کرم سردی از موم زنبور، روغن زیتون و گلاب درست کرده وی همچنین مشاهده کرد که حلزونهای باغی خوب له شده، مرطوب کننده بسیار موثری هستند و برای چند قرن این موجودات را در لوازم آرایشی بکار می‌برند.

رسم دیگر یونانیان که کمی ‌خوشایند تر از رسوم پیش می‌نمود استفاده از حنا برای رنگ کردن ناخنهای انگشتان دست و پا به همان ترتیبی که ما امروزه ناخنمان را لاک می‌زنیم بود. همچنین از موی بز رنگ شده، ابروی مصنوعی درست می‌کردند و به کمک صمغها و رزینهای طبیعی، به پوست خود می‌چسباندند. با این وجود، رومی‌ها بودند که بسیاری از عادات زیبایی امروزی را بوجود آوردند. با گسترش امپراطوری روم در اروپا، استحمام روزانه در حمامهای عمومی ‌که با گلاب معطر شده بود بسیار رواج یافت. همچنین رومیها به ساختن تیغهایی از برنز صیقل یافته عادت تراشیدن ریش را در بین مردان شایع کردند. زنان و مردان نجیب زاده به استحمام با شیر الاغ ادامه دادند و ملکه پوپایا هنگام سفر الاغهایش را نیز با خود می‌برد. همسر نرون" Neron " مردان نجیب زاده به استحمام با شیر الاغ ادامه دادند تا شیر مورد نیاز برای حمام را داشته باشد. زنان اشراف رومی ‌کاربرد لوازم آرایش طبیعی را با مداد کشیدن به دور چشمانشان، رنگ کردن گونه‌هایشان با خمیرقرمز رنگی که از پوست سوسک درست شده بود و با مالیدن روغنهای معطرو خوشبو به موهایشان در بریتانیا رواج دادند. یکی از جنبه‌های ظاهری آرایش که وقت بسیارزیادی هم می‌گرفت رنگ کردن موها بود. رومیها عادت داشتند که انواع گوناگونی از رنگ موهای طبیعی را بکار بردند که یکی از آنها از آهک زنده و خام معدنی که رنگ طلایی قرمز درخشانی به موهایشان می‌داد، درست می‌شد. با خیساندن پوست گردو در روغن زیتون، روغن گردو درست می‌کردند تا موهایشان به رنگ قهوه ای پر رنگ درمی‌آید و دیگر خاکستری یا سفید نشود. در روم قدیم، موی بلوند و بور را نماد بدی می‌دانستند. اما با ورود دختران برده اسکاندیناوی، زنان اشراف شروع به رنگ کردن موهای سیاه خود به رنگهای روشنتر و بلوند کردند و برای این کار از دم کرده غلیظ گل و میوه درخت زعفران استفاده می‌کردند. اکلیل کوهی میوه درخت سرو کوهی – اژس اردج مواد اصلی داروهای تقویتی مو بودند که جلو ریزش مو را می‌گرفتند و گلهای زعفران و موم زنبور نیز برای نرم کردن پوست به کار می‌رفت."پلینی دی الدر" نیز کار برد بسیاری از لوازم طبیعی زیبایی کرم میوه به، زعفران و گلاب فاسلیس را ذکر کرده است. همچنین در یادداشتهای وی به کاربرد وسیع عطر پر دوام و غلیظ چیپر از شهر سیپروس بر می‌خوریم. بسیاری از این مواد هنوز در لوازم آرایش امروزی وجود دارند و می‌توان آنها را دربسیاری از داروهای خانگی موثر به کاربرد. ماده طبیعی دیگری که خوشبختانه در اثر مرور زمان طرد شد و امروز مورد استفاده قرار نمی‌گیرد عبارت است از فضله کرکودیل که ممکن است باور نکنید، اما ماسک صورت بسیار مشهوری در روم بود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 16:6  توسط آرمین  | 

«گاردین» به خاطر موفقیت این نویسنده در آمریكا و كتاب فوق‌العاده‌اش به سراغ او رفته و این لیست ده تایی را از او...
 
 
روزنامه انگلیسی «گاردین» فهرستی از 10 كتاب برتر اسرار آمیز ادبیات دنیا ارائه كرد.  
 لیست ده كتاب برتر اسرارآمیز ادبیات دنیا این روزنامه را «تانا فرنچ» نویسنده داستان‌های اسرارآمیز تهیه كرده است.
«تانا فرنچ» به تازگی اولین رمان خود به نام «در جنگل» را منتشر كرده است.
این كتاب موفق شد بزرگترین جایزه امسال كتاب‌های اسرارآمیز آمریكا موسوم به جایزه «ادگار» را از آن خود كند.
دومین كتاب این نویسنده نیز با نام «شباهت» به تازگی منتشر شده است.
«گاردین» به خاطر موفقیت این نویسنده در آمریكا و كتاب فوق‌العاده‌اش به سراغ او رفته و این لیست ده تایی را از او جویا شده است.
ده كتاب برتر اسرارآمیز ادبیات دنیا عبارتند از:
1-«تاریخ سری» نوشته «دونا تارت»
2-«دختر زمان» نوشته «جوزفین تی»
3-«پسر قصاب» نوشته «پاتریك مك‌كیب»
4-«خون بی‌گناه» نوشته «پی‌دی جیمز»
5-«رودخانه افسانه‌ای» نوشته «دنیس لوهان»
6-«قتل راجر آكروید» نوشته «آگاتا كریستی»
7-«آقای ریپلی با استعداد» نوشته «پاتریشیا های‌اسمیت»
8-«فاصله رنج‌آور» نوشته «سوفی هاناه»
9-«ماجرای حق رای» نوشته «جوزفین تی»
10-«زمین تاریكی» نوشته «كورنلیا رید»
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 21:32  توسط آرمین  | 

جایزه ادبی نوبل، به عنوان معتبرترین جایزه ادبی، فردا برنده خود در سال 2008 را معرفی می‌كند.  
 جایزه نوبل ادبیات، معتبرترین و ارزشمندترین جایزه ادبی جهان به حساب می‌آید. این جایزه همه ساله بسیاری از نویسندگان، شاعران، مقاله‌نویسان، منتقدان و روزنامه‌نگاران را به هیجان می‌آورد و گمانه‌زنی‌های بسیاری را موجب می‌شود.
صرف نظر از جهت‌گیری‌های آكادمی نوبل در رشته ادبیات، به خصوص طی سال‌های اخیر، همواره عده‌ای در طول 108 سال اخیر زبان به تحسین انتخاب‌های آكادمی گشوده‌اند و عده‌ای دیگر نیز به انتقاد از نوبل پرداخته‌اند.
كسانی كه موافق انتخاب‌های نوبل هستند، استدلال می‌كنند كه این انتخاب، براساس نظر بسیاری از ناشران، نویسندگان و منتقدان معرفی می‌شود. مخالفان هم خرده می‌گیرند كه چرا اولا نامزدهای دریافت جایزه در هر سال اعلام نمی‌شود و درثانی بسیاری از بزرگان ادبیات در زمان حیاتشان نوبل نگرفتند كه اعطای جایزه نوبل به آن‌ها می‌توانست سطح این جایزه را فراتر از آن‌چه كه امروز هست، ببرد. ضمن آنكه شائبه سیاسی بودن این جایزه نیز طی سالهای اخیر قوت گرفته است.
این دسته می‌گویند كه اگر هم نوبل اكنون اعتباری دارد به واسطه اهدای جایزه به بزرگانی چون آلبر كامو، ژان پل سارتر، رومن رولان، ویلیام فاكنر، ارنست همینگوی، جان اشتاین‌بك، گابریل گارسیا ماركز، توماس مان، هرمان هسه، روژه مارتین دوگار، ویلیام گولدینگ و ساموئل بكت است.
از جمله معروف‌ترین چهره‌های ادبی كه موفق به دریافت جایزه ادبی نوبل نشدند، از جیمز جویس، مارسل پروست، نیكوس كازانتزاكیس، آنتوان چخوف، لئو تولستوی، جورج اورول، جی.‌دی.‌سلینجر، فرانتس كافكا، ویرجینیا وولف و آلن‌رب‌گریه می‌توان نام برد.
این جایزه یكی از چند جایزه‌ای است كه بنا بر وصیت «آلفرد برنهارد نوبل» (1833-1899) شیمیدان سوئدی، به‌وجود آمد. نوبل كه با اختراع دینامیت و باروت بدون دود (نیتروگلیسیرین) ثروت سرشاری عایدش شده بود، وقتی مشاهده كرد كه از اختراع او، برخلاف انتظارش، برای افزایش قدرت سلاح‌های جنگی و آدم‌كشی استفاده می‌شود، سخت متاثر و نگران شد و تمام سرمایه و دارایی خود را وقف پاداش به برگزیدگان علم و ادب و صلح جهان كرد.
بنابر وصیتنامه نوبل، از درآمد سرمایه نه میلیون دلاری او، پنج جایزه در رشته‌های فیزیك، شیمی، پزشكی، ادبیات و صلح به‌وجود آمد تا هر سال به مردان و زنانی، صرف‌نظر از ملیت آن‌ها اعطاء شود كه خدمات ارزنده‌ای به «نفع بشریت» انجام داده باشند. این جوایز نخستین بار در سال 1901 به برگزیدگان اعطاء شد. در 1969 هم جایزه‌ای برای علوم اقتصادی شكل گرفت.
جایزه نوبل ادبیات به شخصی تعلق می‌گیرد كه در زمینه ادبیات، برجسته‌ترین اثر- با ماهیت معنوی- را آفریده باشد. این جایزه شامل مدال طلا، دیپلم و مبلغی پول است كه مبلغ آن از 42 هزار دلار در 1953 به یك میلیون و 400 هزار دلار در 1993 افزایش یافته است.
جایزه در دسامبر هر سال، هم‌زمان با سالگرد مرگ «نوبل» توسط آكادمی سوئد در استكهلم، با حضور پادشاه سوئد، اعطا می‌شود. معمولا هم جایزه به مجموع آثار چاپی نویسنده تعلق می‌گیرد، نه به یك اثر خاص. گاهی هم جایزه به دو یا سه نویسنده به‌طور مشترك داده می‌شود. در بعضی از سال‌ها هم ممكن است جایزه بدون برنده یا معوق بماند. كما اینكه در سال‌های جنگ جهانی دوم، در فاصله سال‌های 1940 تا 1943، جایزه به كسی داده نشد.
*** اسامی برندگان نوبل ادبی از آغاز تا سال 2007 میلادی
1901 ؛ رنه فرانسواسولی پرو دوم (1839 -1907، فرانسوی) به خاطر اشعارش
1902 ؛ تئودور مونرن (1817-1903، آلمانی) به خاطر آثار تاریخیش
1903؛ بیورنستیرنه بیورنسن (1832-1910 ، نروژی) به خاطر رمان‌ها، اشعار و نمایشنامه‌هایش
1904؛ فردریك میسترال (1830 -1914، فرانسوی) به خاطر اشعارش، و خوزه ایچگاری‌ای ایساگوئری (1832 -1910، اسپانیایی) به خاطر نمایشنامه‌هایش
1905؛ هنریك سینكیویچ (1846-1916 ، لهستانی) به خاطر رمان‌هایش
1906؛ جوزوپه كاردوچی (1835-1907،ایتالیایی) به خاطر اشعارش
1907؛ رادیرد كیپلینگ (1865 -1936، انگلیسی) به خاطر داستان‌ها، رمان‌ها و اشعارش
1908؛ رودولف كریستف اویكن (1846،1926،آلمانی) به خاطر داستان‌های فلسفیش
1909؛ سلمالا گرلوف (1858،1940، سوئدی) به خاطر رمان‌ها و اشعارش
1910؛ پل فن لودویگ هیزه (1830-1914 ،آلمانی) به خاطر اشعار، رمان‌ها و نمایشنامه‌هایش
1911؛ موریس مترلینگ (1862-1949، بلژیكی) به خاطر نمایشنامه‌هایش
1912؛ گرهارت هاوپتمان (1862-1946،آلمانی) به خاطر نمایشنامه‌هایش
1913؛ سررابیندرانات تاگور (1861-1941،هندی) به خاطر اشعارش.
1914؛ جایزه داده نشد
1915؛ رومن رولان (1866-1944،فرانسوی) به خاطر رمان‌هایش
1916؛ ورنرفن‌ هایدنستام (1859-1940،سوئدی) به خاطر اشعارش
1917؛ كارل گلروپ (1857-1943،دانماركی) به خاطر رمان‌ها و داستان‌های كوتاهش
1918؛ جایزه داده نشد
1919؛ كارل فردریك شپیتلر(1845-1924،سویسی)به خاطر حماسه‌ها ، داستان‌های كوتاه و مقالاتش
1920؛ كنوت هامسون(1859-1952،نروژی) به خاطر رمان‌هایش
1921؛ آناتول فرانس(1844- 1924،فرانسوی) به خاطر رمانها، داستانهای كوتاه و مقالاتش
1922؛ خاثینتو بناونته‌ای مارتینز(1866-1954،اسپانیایی)‌به خاطر نمایشنامه‌هایش
1923؛ ویلیام باتلرییتس (1865-1939،ایرلندی ) به خاطر اشعارش
1924؛ ولادیسلاو ستانیسلاو رایمونت (1867-1925، لهستانی ) به خاطر رمان‌هایش
1925؛ جورج برنارد شاو (1856-1950 ، انگلیسی) به خاطر نمایشنامه‌هایش
1926؛ گراتسیا دلدا (1875-1936،ایتالیایی) به خاطر رمان‌هایش
1927؛ هانری برگسون (1859-1941،فرانسوی) به خاطر آثار فلسفی‌اش
1928؛ سیگرید اوندست (1882-1949،نروژی) به خاطر رمان‌هایش
1929؛ توماس مان (1875-1955،آلمانی) به خاطر رمان‌هایش
1930؛ سینكلر لویس (1885-1951،آمریكایی) به خاطر رمان‌هایش
1931؛ ایك آكسل كارلفت (1864-1931،سوئدی) به خاطر اشعار غنائیش
1932؛ جان گالزورثی (1867-1933،انگلیسی) به خاطر رمان‌ها، نمایشنامه‌ها و داستانهای كوتاهش
1933؛ ایوان الكسیویچ بونین (1870-1953،روسی) به خاطر رمان‌ها، داستان‌های كوتاه و اشعارش
1934؛ لوئیچی پیراندلو (1867-1936، ایتالیایی) به خاطر نمایشنامه‌هایش
1935؛ جایزه داده نشد
1936؛ یوجین گلادستون اونیل (1888-1953،آمریكایی) به خاطر نمایشنامه‌هایش
1937؛ روژه مارتن دوگار (1881-1957،فرانسوی) به خاطر رمانهایش
1938؛ پرل س.باك (1892-1973،آمریكایی ) به خاطر رمانهایش
1939؛ فرانس امیل سیلانپا(1888-1964، فنلاندی) به خاطر رمانهایش
1940؛ جایزه داده نشد
1941؛ جایزه داده نشد
1942؛ جایزه داده نشد
1943؛ جایزه داده نشد
1944؛ یوهانس ویلهلم ینسن (1873-1950،دانماركی) به خاطر اشعار و رمان‌هایش
1945؛ گابریلا میسترال (1899-1957، شیلیایی) به خاطر اشعارش
1946؛ هرمان هسه(1877-1962،آلمانی) به خاطر اشعار و مقالاتش
1947؛ آندره ژید (1869-1951،فرانسوی) به خاطر رمان‌هایش
1948؛ توماس استرنزالیوت (1888-1965،انگلیسی) به خاطر اشعار، مقالات و نمایشنامه‌هایش
1949؛ ویلیام فاكنر (1897-1962،آمریكایی) به خاطر رمانهایش
1950؛ برتراند راسل (1872-1970،انگلیسی) به خاطر آثار فلسفیش
1951؛ پرفابیان لاگركویست (1891-1974،سوئدی) به خاطر رمان‌هایش، مخصوصا باراباس
1952؛ فرانسوا موریاك (1855-1970،فرانسوی) به خاطر رمان‌ها، مقالات واشعارش
1953؛ سروینستن چرچیل (1874-1965،انگلیسی) به خاطر مقالات و آثار تاریخیش
1954؛ارنست همینگوی(1899-1961،آمریكایی)به خاطر رمان‌ها و داستانهای كوتاهش
1955؛ هارولد لاكسنس (1902،سوئدی) به خاطر رمان‌هایش
1956؛ خوان رامون خیمه‌نز (1881-1951،اسپانیایی) به خاطر اشعارش
1957؛ آلبركامو (1913-1960،فرانسوی) به خاطر رمانهایش
1958؛ بوریس پاسترناك (1890-1960،روسی) به خاطر رمان‌هایش، مخصوصا «دكتر ژیواگو»، او جایزه را نپذیرفت
1959؛ سالواتور كواسیمودو (1901-1968،ایتالیایی) به خاطر اشعار غنائیش
1960؛ سن ژان پرس (1887-،فرانسوی) به خاطر اشعارش
1961؛ ایوو آندریچ (1892-1975،یوگسلاویائی) به خاطر رمان‌هایش
1962؛ جان اشتاین‌بك (1902-1968،آمریكایی) به خاطر رمان‌هایش
1963؛ گئورگ سفریس (1900-1971،یونانی) به خاطر اشعار غنائیش
1964؛ ژان پل سارتر (1905-1980،فرانسوی) به خاطر آثار فلسفی و رمان‌هایش. جایزه را نپذیرفت
1965؛ میخائیل شولوخوف (1905-1984،روسی) به خاطر رمان‌هایش
1966؛ شمیویل یوزف آگنان (1888-1970،اسرائیلی) به خاطر داستان‌هایش درباره یهودیان اروپای شرقی؛ ونلی زاكس (1891-1970،آلمانی- سوئدی) به خاطر اشعار و نمایشنامه‌هایش درباره یهودیان
1967؛ میگل آنخل آستوریاس (1899-1974،گواتمالایی) به خاطر آثارش درباره شخصیت و سنت‌های مردم كشورش
1968؛ یاسوناری كاواباتا (1899-19972،ژاپنی) به خاطر رمان‌هایش
1969؛ سمیوئل بكت (1906-1990،ایرلندی) به خاطر رمان‌ها و نمایشنامه‌هایش
1970؛ آلكساندر سولژنیتسین (1918- روسی) به خاطر رمان‌هایش
1971؛ پابلو نرودا (1904-1973،شیلیایی) به خاطر اشعارش
1972؛ هاینریش بل (1917-1985،آلمانی) به خاطر رمانها، داستانهای كوتاه و نمایشنامه‌هایش
1973؛ پاتریك وایت (1912-،استرالیایی) به خاطر رمان‌هایش
1974؛ ایونید یونسن (1900-1976،سویسی) به خاطر رمانها و داستانهای كوتاهش؛ و هانری ادموند مارتینس (1904-1978،سویسی) به خاطر مجموعه آثارش
1975؛ یوجینیو مونتاله (1896-1981،ایتالیایی) به خاطر اشعارش
1976؛ سائول بلو (1915-، آمریكایی) به خاطر رمانهایش
1977؛ ویسنته آلكسیاندر (1898-1984،اسپانیایی) به خاطر اشعارش
1978؛ ایساك بشویس سینگر ((1904-،متولد لهستان) به خاطر رمان‌ها و داستانهای كوتاهش
1979؛ اودیسئوس ایلیتیس (1912-1996،یونانی) به خاطر اشعارش
1980؛ چسلاو میلوش (1911-،لهستانی) به خاطر اشعارش
1981؛ الیاس كانتی (1905-متولد بلغارستان) به خاطر آثار داستانی و غیر داستانی‌اش
1982؛ گابریل گارسیا ماركز (1928-،كلمبیایی) به خاطر رمان‌ها و داستان‌های كوتاهش
1983؛ ویلیام گلدینگ (1911-، انگلیسی) به خاطر رمانهایش
1984؛ یاروسلاو سیفرت (1910-،چكسلواكی) به خاطر اشعارش
1985؛ كلود سیمون (1913-،فرانسوی) به خاطر اشعارش
1986؛ ول سوینكا (1934-، نیجریه‌ای) به خاطر اشعار، نمایشنامه‌ها و رمانهایش
1987؛ ژوزف برودسكی (1940-،روسی) به خاطر اشعارش
1988؛ نجیب محفوظ (1912-،مصری) به خاطر رمان‌ها و داستانهای كوتاهش
1989؛ كامیلو خوزه سلا (1916- ،اسپانیایی) به خاطر رمان‌هایش
1990؛ اوكتاویو پاز (1914-،مكزیكی) به خاطر اشعارش
1991؛ نی‌دین گوردمیر (1923-،اهل آفریقای جنوبی) به خاطر مجموعه آثارش
1992؛ درك والكات (-،اهل جزایر هند غربی) به خاطر آثار ادبی شعر گونه‌اش
1993؛ تونی ماریسن (1931-،سیاه پوست آمریكایی) به خاطر مجموعه آثارش
1994؛ كنزا بورواوئه (1935-،ژاپنی) به خاطر رمانهایش
1995؛ شیموس هینی (1939-،ایرلندی) به خاطر بیان مصائل ملت ایرلند در اشعارش.
1996؛ ویسلاو شیمبورسكا (1923-لهستانی) به خاطر اشعارش
1977؛ داریو فو (1926 ـ ایتالیائی) به خاطر نمایشنامه‌هایش
1998؛ ژوزه ساراماگو (1922 ـ پرتغالی) به خاطر رمان‌هایش به خصوص كوری
1999؛ گونتر گراس ( 1927 ـ آلمانی ) به خاطر رمان‌هایش
2000؛ گائو شین‌جیان چین ( 1940 ـ‌ چینی) به خاطر رمان‌هایش
2001؛ و. س. نایپول ( 1932 ـ ترینیدا و توباگو)
2002 ؛ ایمره كرتس ( 1929 ـ مجارستانی) به خاطر رمان‌هایش
2003 ؛ جان ماكسول كوئتزی (1944 ـ آفریقای جنوبی).
2004؛ آلفرده یلی‌نك ( 1946 ـ اتریشی ) به خاطر رمان‌هایش
2005 ؛ هارولد پینتر (1930 ـ انگلیسی ) به خاطر نمایشنامه‌هایش
2006؛ اورهان پاموك ( 1952 ـ ترك ) به خاطر رمان‌هایش
2007؛ دوریس لسینگ (1919 - انگلیسی، متولد كرمانشاه) به‌خاطر داستان‌هایش.
2008: ژان ماری گوستاو لوکلزیو  (۱۹۴۰ - فرانسوی ) به خاطر رمانهایش
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 21:27  توسط آرمین  | 

امروزه اغلب مردم جهان شعر ژاپن را با هايكو مي‌شناسند. هايكو شعري است 17 هجايي كه در سه سطر نوشته مي‌شود. سطر اول و سوم هركدام پنج هجا و سطر دوم هفت هجا دارند. هايكو نه وزن دارد و نه قافيه و آرايه‌هاي كلامي در آن به ندرت به كار مي‌رود. حدود دو هزار سال پيش هايكو جزئی از يك فرم شعري 31 هجايي به نام تانكا بود كه از دو بخش تشكيل مي‌شد و معمولا آن را شاعران به شيوه پرسش و پاسخ مي‌سرودند. بخش نخست تانكا 17 هجا دارد و بخش دوم آن 14 هجا. تانكا به معني شعر كوتاه است و در مقابل آن چوكا قرار دارد كه به معني شعر بلند است. با اينكه در ژاپن به غير از تانكا و چوكا چندين فرم شعري ديگر هم وجود دارد شعرهاي كوتاه محبوبيتشان بيش از بقيه است. در قرن شانزدهم ميلادي به تدريج بخش 17 هجايي تانكا مستقل شد و آن را هاكايي يا هايكو ناميدند.هر هایکو بخشی خاص به نام گیگو دارد که اشارهای به فصل رنگ یا تصویری خاص است.هایکودر ذهن خواننده تصویری می نگارد که معمولآ همان مقصود شاعر است .در تاريخ ادبيات ژاپن چهار هايكوسرا بيش از ديگران نام برآورده‌اند: باشو, بوسون, ايسا, شيكي. اين چهار شاعر صاحب سبك, در خارج از ژاپن نيز چهره‌هايي شناخته شده‌اند و بعضي از پژوهشگران و شرق‌شناسان اختصاصاً در مورد هنر شاعري آنها تحقيق مي‌كنند. ماتسوئو باشو (1644 ـ 1694 م) بزرگترين و نام‌آورترين شاعر هايكوسراي ژاپني محسوب مي‌شود. وي تا 41 سالگي بيشتر به سرودن اشعار هزل‌آميز گرايش داشت و در دهه آخر عمرش بود كه مكتب باشو را در هايكو بنيان نهاد و شاگردان متعددي تربيت كرد كه از ميان آنها ده شاعر كه به ده شاگرد باشو مشهور شدند در اشاعه ويژگيهاي شعري او كوشيدند. پيش از باشو كار هايكوسرايان بازي با كلمات بود و همين امر باشو را بر آن داشت كه در اعتلاي هايكو بكوشد. معروفترين شعر باشو هايكو ی ”بركه كهن“ است كه سرآغاز حركت انقلابي او در فرم هايكو بود و در تفسير آن مقاله‌هاي متعددي منتشر شده است و بعضي معتقدند اين هايكو چكيده و لب لباب فلسفه ذن است:

 
بــــركه كهــــن
جهيدن غـــوكــــي
آواي آب

**********
چند هایکو :

 
بعد از ظهر پاییزی

همسایه ام چگونه می گذراند ؟

نمی دانم

  (باشو)

...............................

 قزل آلایی بر می جهد

ابرها در بستر رود

حرکت می کنند

  (تونی تسورا)

.............................

در نسیم بهاری

پیپ روشن می کند

مرد محترم قایقران

  (باشو)

...........................

از رودخانه ی تابستانی می گذرم

با لذت

صندل هایم در دست

  (بوسون)

 ..........................

 آه ای پروانه

رؤیایت چیست

وقت بال زدن

 (    چینو – نی)

.........................

 روی ناقوس بزرگ

پروانه ای می نشیند

و می خوابد

 (بوسون )

........................

ای شکارچی سنجاقک

امروز او

چقدر پرواز کرده بود ؟

 (چینو _نی )
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 21:13  توسط آرمین  | 

حتما شده كه در حال قدم زدن در دانشكده كسي را ديده باشيد كه هدفون به گوش دارد و يا در خوابگاه از كنار اتاقي عبور كرده باشيد كه صداي موسيقي از آن جا به گوش مي رسيده. موسيقي بخشي از زندگي شده است.

بضي از دانشجويان و دانش آموزان احساس مي كنند كه گوش دادن به موسيقي در حين مطالعه واقعاً برايشان لازم است و تمركز آن ها را بالا مي برد ؛ در حالي كه برخي ديگرمعتقدند موسيقي هنگام مطالعه تنها باعث حواس پرتي مي شد.

حق با كدام دسته است؟ بر اساس مطالعات « واشنگتن پست»، چه كساني كه با موسيقي مطالعه مي كنند و چه كساني كه بدون آن ،‌هر دو دسته مطالب را درك مي كنند و ياد مي گيرند. تنها تفاوت در بخشهايي از مغز است كه در فرايند يادگيري فعال مي شود.

كساني كه در حين مطالعه موسيقي گوش مي كنند مطالب را ياد مي گيرند اما انعطاف پذيري كمتري در كار با اطلاعات ياد گرفته شده دارند. از طرف ديگر، ‌كساني كه بدون گوش دادن به موسيقي درس مي خوانند ،‌همان مطالب را فرا مي گيرند با اين تفاوت كه قدرت اين را دارند كه دانش خود را در شرايط ديگري غير از كلاس اعمال كنند .

علت اين امر در بخشي از مغز است به نام هيپو كاموس. وقتي كه شما به موسيقي در حين مطالعه گوش مي دهيد و يا به طور كلي چند كار را همزمان انجام مي دهيد ، اين بخش فعاليت خود را تقسيم مي كند ، 50 درصد براي كار و 50 درصد براي موسيقي. در حالي كه در شرايط مطالعه در محيط ساكت ، 100 فعاليت بر روي كار متمركز مي شود.

پس ، راه درست مطالعه به همراه گوش دادن موسيقي چيست ؟ گفته مي شود اگر كسي بخواهد همراه موسيقي درس بخواند ، بهترين انتخاب موسيقي بدون كلام ، مثلا موسيقي كلاسيك،‌است و يا حتي موسيقي هايي كه بسيار آشنا هستن طوري كه مغز درگير آن ها نشود. مطالعه با اين روش تمركز مغز را بر روي كار هدايت مي كند نه بر روي كلمات يا ضرباهنگ هاي موسيقي. در اين حالت موسيقي در پس زمينه ي كار سما قرار مي گيرد نه به عنوان رقيبي براي آن.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 20:59  توسط آرمین  | 

مكتب فرانكفورت نامش را از دانشگاه فرانكفورت آلمان و انجمن پژوهشهاي اجتماعي آن دانشگاه به رياست تئودور آدورنو (1903-69) گرفت. آدورنو در ايجاد « نظريه انتقادي » كه بنيان فكري و نظري ناقدان اين مكتب است نقش بسزايي دارد. او و همكارش ماكش هوركهايمر (Max Horkheimer) ، نظريه انقادي را در مقابل با نظريه سنتي كه مبتني بر ديدگاه پوزيتيويسم ،‌توجيه كننده نظام موجود ، نظم طبيعي و اجتماعي و شكل گرفته از خرد باوري ابزاري است،‌قرار دادند. نظريه سنتي كه بر عقلانيت تكيه دارددر درون خود غير عقلاني است،‌زيرا جهان در زير چتر اين عقلانيت به سمت ويرانگري ،‌خشونت ، اختناق و سركوب پيش رفته است.

نظريه انتقادي نقدي است بر تمام پيامد ها ،‌پوزيتيويسم ،‌فرهنگ و حتي خود ماركسيسم . انديشمندان مكتب فرانكفورت تفسير جزمي و رسمي بينش ماركسيسم سنتي در مورد هنر و نسبت آن با تكامل اجتماعي را به چالش كشيدند. آدورنو مهمترين مدافع مدرنيسم هنري و سرسخت ترين ناقد مدرنيته با خرد ابزاري است.

مهمترين آثار آدورنو درباره هنر به حوزه موسيقي تعلق دارد. كتاب « فلسفه موسيقي مدرن» به نقد و مقايسه دو موسيقي دان مشهور آن دوران يعني آرنولد شوئنبرگ و ايگور اسراوينسكي پرداخته است. از نظر آدورنو اثر هنري بويژه موسيقي از مفاهيم دوري مي گزيند، بيانگري آن خارج از آگاهي جامعه است . اين بيانگري،‌دلهره جامعه مدرن را مطرح مي كند.

موسقي آتونال ( 12 نتي) شوئنبرگ نضادهاي درورني و ساختارهاي غيرقابل حلي را معرفي مي كند كه از شويه هراس آور زندگي و واقعيت اجتماعي برخاسته است. همانند سبك نقاشي اكپرسيونيسم آلمان و هنرمنداني مانند « ادوارد مونش» و «اميل نولده» كه دلهره و از خود بيگانگي انشان و هراس زندگي مدرن و عقلانيت مدرنيته را به نمايش مي گذارند.

اين گونه موسيقي بيانگر از خود بيگانگي انشان است. پنداري واقعي و كامل را بيان نمي كند. در حقيقت واقعيت ناب و كامل وجود ندارد . موسيقي شوئنبرگ از مخاطب دعوت مي كند تا به صورت خودانگيخته تنها به لذت شنيداري بسنده نكند و در آفرينش معنا مشاركت داشته باشد ( پراكسيس موسيقي)

اما موسيقي اسراوينسكي موسيقي اي است ابژكتيو ،‌غير شخصي ،‌محافظه كار و تونال، در نهايت تضادها و از خود بيگانگي زندگي مدرن را مطرح نمي كند. ستايشگر موقعيت ايتدايي و تجربه بدوي است و به سنت موسيقي غير نقادانه تعلق دارد.

صنعت فرهنگ The Culture Industry

« صنعت فرهنگ» از مهمترين نظريات مكتب فرانكفورت و بخصوص آدورنو درباره ي آپار هنري است كه براي بازار ساخته مي شوند. در مجموعه مقالات « منشورها» مقاله اي است با عنوان « درباره جاز» كه به تحليل موسيقي جاز پرداخته است. در اين مقاله مي گويد موسيقي جاز در بداهه نوازي و بكارگيري عناصر قومي و طبيعي اش به تكرار اشكال از پيش تعيين شده مي پردازد . جاز زاده كنش ها و شگردهاي اجتماعي است،‌از ابژكتيويسم ايتدايي بهره ميگيرد. تكرار اسطوره را جايگزين تكامل زمانمند اثر مي كند. در بداهه نوازي جاز ،‌امكان پيش بيني براي مخاطب پديد مي آيد. جاز امكان « پراكسيس موسيقايي» يا مشاركت مخاطب در آفرينش معنا را از شنونده مي گيرد و به جاي آن « پذيرش مازوخيستي» را تحميل مي كند. موسيقي جاز فقط پندار آزادي و رهايي راستين انشان و اجتماع بي اعتنا و شديدا محافظه كار است. از اينرو نه طرفيت تكامل را دارد و نه هيچ آينده اي در پيش رو. بنابراين بي هويت و فقط در حكم موسيقي پس زمينه است،‌يعني به عنوان موسيقي كافه رستوراني و موسيقي فيلم قابل عرضه است. اين خصوصيات ،‌مسيقي عاميانه و ترانه هاي بازاري را هم شامل مي شود. آدورنو مي گويد كه موسيقي عتميانه بيان رويكرد نادرستي است به موسيقي . اين موسيقي نه فقط سازنده « تماميت دورغين » بلكه وابستگي كامل توليد فرهنگي به بازار است. اساس آن وابسته به نظم و آرايش قطعه ها استنه كنش خلاق و سازندهو جاز ،‌موسيقي عاميانه و سينما وابسته اند به نظام « ستاره ها» (بيتل ها ،‌گرتا كاربور و ...).

نظام ستاره سازي موسيقي كلاسيك را هم در بر گرفته ،‌مثلا شهرت رهبران اركستر يا نوازندگان چيره دست و يا فلان خواننده اپرا از اين نظام پيروي مي كند.

در هنري كه براي بازار ساخته مي شود، مخاطب فقط حكم مصرف كننده را دارد و امكان تفكر مستقل را از دست مي دهد. در اين صورت اثر هنري به رمزگان قراردادي و شناخته شده ،‌موقيت هاي كليشه اي و تكراري ، روابت هاي يك شكل و استاندارد تبديل مي شود. مخاطب به اين وضعيت خو مي كند و هر چيز خلاف عادت را رد مي كند و در اين دنياي آرام و يكنواخت شناخته شده ،‌احساس آرامش كرده و به ايدئولوژي سازندگان اثر تسليم مي شود.

هنر مدرن درست در مقابل «هنر توده اي » و « صنعت فرهنگ» قرار دارد . هنر مدرن وحدت ارگانيك فرضي را به هم مي ريزد و كليت دروغين را در هم مي شكند. لذت بردن از اين هنر نيازمند انديشيدن است. هنر مدرن ساختار ساز است و به تضادها و تناقض ها اهميت مي دهد. اين هنر اصل را بر ويراني عادت هاي زيباي شناسانه گذشته مي گذارد. هنر مدرن تضادهاي درون جمع مخاطبان را مي پذيرد . بنابراين به استقلال فكري نياز دارد و موجب آن نيز مي شود. هنر مدرن از مفهوم مي گذرد تا به آن وفادار بماند . هنر مدرن در ذات خود غليه مفهوم زيبايي شناسي كلاسيك و پايه گذار زيبايي شناسي منفي است. زيرا فلسفه هنر كلاسيك تنها در شكل هنر نازل و پست و توده اي قادر به زندگي است.

در هنر توده اي « تجلي هنر» از ميان رفته و تسليم لذت زيبايي شناسانه همگاني و «يكرنگ سازي سرمايه» شده است. در هنر نازل همبستگي دروغيني به وجود مي آيد. هر كس فكر كردن را به ديگري وامي گذارد . در اين همرنگي ،‌انفراد فكر كه عنصر اصلي رويكرد به اثر هنري است ،‌از ميان مي رود. هنرمند به آفريدن محصولات صنعت فرهنگ مي پردازد و آزاد انديشي خود را از دست مي دهد.

مباحث آدورنو در باره موسيقي و دريافت يا پذيرش اثر هنري توسط مخاطب ،‌يكي از دستاورد هاي مهم مكتب فرانكفورت است و امروزي ترين جنبه ي كار آن ها محسوب مي شود. پذيرش اثر هنري توسط مخاطب ،‌ بعد ها مورد توجه نظريه پردازان « زيبايي شناسي دريافت» و انديشمنداني مانند «هانس روبر ياس» و مكتب «كنستانتين» قرار گرفت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 20:57  توسط آرمین  | 

بیماری تب خال، زخم شایعی است كه به علت ویروس هایی از خانواده هرپسها به وجود می آید و احتمال دارد افراد چندین بار این بیماری را در زندگی خود تجربه كنند. اگر چه تب خال اغلب در گوشه و كنار لبها در محل جدایی بافت پوست صورت ولبها به وجود می آید، اما تب خال تناسلی نیز در بعضی افراد شایع است.

همچنین در افرادی كه به علل اكتسابی یا ارثی از سیستم ایمنی ضعیف تری برخوردارند، تب خال در دهان، حلق و كام دیده می شود. رعایت چند نكته در درمان شایعترین نوع تب خال یعنی تب خال ناحیه اطراف لبها كه اغلب هنگام بیماری یا اضطراب بروز می كند، موثر است . دراین حالت مسواكی نو برای شستشوی دندانها انتخاب كنید و بعد از بهبود بیماری حتماً آن را دور بیندازید.

همچنین مسواك خود را در جای خشك نگهداری كنید و هنگام استفاده از آن از تماس لبه خمیر دندان با مسواك خودداری كنید.

برای درمان تب خال، مصرف لبنیات و سیب زمینی به دلیل دارا بودن لیزین باید افزایش یابد و از خوردن شكلات، كاكائو، غلات، بادام زمینی و ژله خودداری كنید.

كمپرس یخ می تواند به كاهش التهاب و ورم تب خال كمك كند، اما قرار گرفتن در معرض باد و آفتاب بهبودی تب خال را به تاخیر می اندازد.

استفاده از كرم ضد ویروس آسیكلوویر و قرار دادن لایه نازكی از آن با استفاده ازگوش پاك كن بر روی تب خال هر شش ساعت دوره تب خال را كوتاه نمی كند ، اما ریزش ویروس را از روی زخم افزایش می دهد، بنابراین در بهبود آن موثر است.

پزشكان اغلب برای خشك نمودن تب خال ژل "بنزوئیل پروكسید " را نیز تجویز می كنند كه می توان روزی سه بار از آن استفاده كرد.

در نهایت ورزش، تمدد اعصاب و دوركردن افكارمنفی و كاهش فشارعصبی واسترس در درمان و پیشگیری از تب خال موثرند . ضمن اینكه بازگشت مكرر تب خال در اغلب افراد نشانه كمبود گروهی از ریزمغذی ها مانند آهن و گروه ویتامین ب است كه می توان با تامین آنها بازگشت تب خال را دراین افراد متوقف كرد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 20:30  توسط آرمین  | 

نتایج یك تحقیق جدید نشان می‌دهد: مصرف ویتامین‌ها پس از ورزش كردن برخی از تاثیرات مثبت و سودمند ورزش را خنثی می‌كند.

 

نتایج یك تحقیق جدید نشان می‌دهد: مصرف ویتامین‌ها پس از ورزش كردن برخی از تاثیرات مثبت و سودمند ورزش را خنثی می‌كند.

به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، پژوهشگران می‌گویند: ورزش كردن روی تغییرات شیمیایی در بدن تاثیر می‌گذارد. برخی از طرفداران مصرف ویتامین معتقدند: مصرف آنتی اكسیدانهایی مانند ویتامین C و E از بدن در برابر پسماندهای شیمیایی مضر موسوم به رادیكالهای آزاد كه به شكل تعرق تولید می‌كند، محافظت می‌نمایند. اما گروهی از دانشمندان آلمانی هم اكنون معتقدند كه این رادیكال‌های آزاد در واقع می‌توانند برای بدن ما مفید باشند و حتی با دیابت نیز مقابله كنند و در نتیجه تركیب شدن آنها با آنتی اكسیدانها ممكن است بیش از این كه مفید باشد به بدن آسیب برساند.

محققان دانشگاه جینا در آلمان تصریح كردند: رادیكال‌های آزاد می‌توانند تاثیر مثبت روی بدن داشته باشند. این تاثیر مثبت با افزایش حساسیت بدن نسبت به انسولین اعمال می‌شود. انسولین ماده‌ای است كه فقدان یا كمبود آن در بدن منجر به بروز دیابت نوع دوم می‌شود و این تاثیر با مصرف ویتامین‌های آنتی اكسیدان متوقف می‌شود. به این ترتیب محققان می‌گویند مزیت مصرف مكمل‌ها باید بیشتر مورد بررسی قرا رگیرد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 20:28  توسط آرمین  | 

نورولوژیستهای کانادایی دریافتند که رویا دیدن با چشمان باز یا "خیال بافی" فعالیت تعداد قابل توجهی از مناطق مغزی را افزایش می‌دهد.
 
نورولوژیستهای کانادایی دریافتند که رویا دیدن با چشمان باز فعالیت تعداد قابل توجهی از مناطق مغزی را افزایش می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه بریتیش کلمبیا در ونکور در این خصوص اظهار داشتند که رویا دیدن با چشمهای باز که با اصطلاح "خیال بافی" شناخته می‌شود موجب افزایش توان اجرایی بسیاری از مناطق مغز می‌شود.

در این تحقیقات که نتایج آن در تازه ترین شماره مجله علمی Pnas منتشر شده است 15 مرد بزرگسال مورد بررسی قرار گرفتند. در این آزمایش برای این مردان یک تمرین توانایی ذهنی تجویز شد. در مدت این تمرینات یک دستگاه اسکنر، برای نشان دادن مناطقی که بیشترین فعالیت را داشتند مغز این داوطلبان را به طور مداوم اسکن می‌کرد.

این دانشمندان نشان دادند بخشی از مغز که با حل مسائل پیچیده در ارتباط است و "شبکه اجرایی" نام دارد، زمانی که ذهن داوطلب متمرکز بود فعال می‌شد. در حالیکه مناطق مغزی که در مدت انجام تکالیف عادی روزانه به کار گرفته می‌شوند و "شبکه پیش فرض" نام دارند در مدت حل این مسائل غیرفعال می‌شدند اما زمانی که ذهن غرق در یک نوع رویا با چشمهای باز می‌شد هر دو منطقه مغزی کاملا فعال بودند.

این دانشمندان در این خصوص توضیح دادند: "اکثریت وسیع رویاهای با چشم باز به سمت آن چیزی جهت یافته‌اند که محققان آن را نگرانیهای جاری می‌نامند. این نگرانیهای جاری، چیزهایی از زندگی فرد هستند که حل نشده باقی مانده‌اند. زمانی که ذهن در فضای تخیل گردش می‌کند، می‌تواند به مسائل با اهمیت زیادی فکر کند. این رفتار می‌تواند برای دور شدن از افکار و بعد بازگشتن بر روی مسائل پیچیده بسیار مفید باشد."
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 20:27  توسط آرمین  | 

 

چكيده
شاهنامه فردوسى و ايلياد و اديسه هومر از زيباترين و عظيم‌ترين آثار حماسى ملت‌هاى جهان است. در اين آثار مشابهت‌ها و همسانى‌هايى وجود دارد كه برخى از دلايل آن به شرح زير است:
1. آميختگى اساطير ملت‌هاى گوناگون و تاثيرپذيرى آنها از يكديگر
2. اساطير ايرانى از خانواده اساطير آريايى است و اين خود جزء اساطير هند و اروپايى به شمار مى‌رود و يونانيان نيز يك شعبه از هند و اروپاييان هستند.
3. برخى از آثار هومر در دوره سامانيان به زبان پهلوى ترجمه شده بود و با علاقه شديدى كه فردوسى به اين نوع آثار داشت حتى اگر ترجمه مستقيم آثار هومر را به دست نياورده باشد به احتمال قوى از اين حماسه‌ها آگاهى داشته است.
4 .همسانى‌هاى دو اثر نتيجه تلفيق فرهنگى و اجتماعى بين ايرانيان و يونانيان است از جمله موارد همسان اين آثار، اشخاص و موجودات مابعدالطبيعى مثل شاهان پهلوانان، ديوان، جادوان، پرندگان، درختان، گياهان، اشيا و ... است. كه در بخش حاضر درباره همسانى‌هاى شاهان، شاهزادگان و پهلوانان بحث كرده‌ايم. ..........

لطفا به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 17:25  توسط آرمین  | 

كودكان يك تا 5 سال به 2 تا 3 گرم نمك در روز نياز دارند و بزرگسالان نيز بايد 5 گرم نمك در روز استفاده كنند در حالي كه اين ميزان در ايران براي بزرگسالان حدود 15 گرم و 3 برابر ميزان مجاز است. البته كشورهاي ‌ديگري مثل انگلستان نيز از نمك به مقدار زياد مصرف مي‌كنند.
اين متخصص تغذيه افزود: روزانه 800 نفر جان خود را در كشور از دست مي‌دهند.300 نفر از اين افراد از بيماري قلبي و عروقي و 100 نفر از آن‌ها به علت سرطان‌ها جان خود را از دست مي‌دهند و بسياري از افرادي كه از بيماري قلبي و عروقي جان خود را از دست داده‌اند داراي بيماري پرفشاري خون هستند.
صفوي اضافه كرد: نمك در غلات صبحانه‌اي و غذاهاي آماده، كيك و شيريني و پنير به خصوص گوشت‌هاي فرآوري شده وجود دارد. ميان وعده‌ها مانند چيپس و پفك نيز منبع اصلي نمك هستند.
وي افزود: نمك بايد تصفيه شده و يددار باشد. با يددار كردن نمك بيماري گواتر كه در گذشته بيش از 90 درصد افراد كشور از آن رنج مي‌برند به كمر از 10درصد رسيده است.
اين متخصص تغذيه افزود: در تصفيه نمك فلزات سنگين مانند آرسنيك، سرب، كادميوم، جيوه، آهن و مواد نامحلول ناخالص مثل شن، ماسه، مواد محلول مثل كلسيم زياد، منيزيم، سولفات جدا مي‌شود.
وي گفت: فلزات سنگين موجب بروز عوارض گوارشي و مسموميت مي‌شود.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 17:9  توسط آرمین  | 

بر پايه روايات شاهنامه مي‏توان ساختار انواع حكومتهاي باستاني و چگونگي مشروعيّت آنها را دريافت. فردوسي، روايات مربوط به ساختارهاي كلّي حكومتهاي پادشاهي پيش از اسلام و معيارهاي مشروعيّت آنها را در پنجاه روايت شاهنامه به صورت پراكنده آورده است. اهمّ اين مطالب، اغلب در ابتداي هر روايت (جايي كه موضوع كسب قدرت يك پادشاه در ميان است) و نيز در بطن داستانهاي متعدّدي كه به لحاظ سياسي حائز اهميت‏اند، نقل شده است. در اين گفتار، نخست موضوع تطوّر جوامع بشري و حكومتهاي پادشاهي بر پايه روايات «اساطيري»، «نيمه اساطيري»، «نيمه تاريخي» و «تاريخي» شاهنامه بررسي شده و در ادامه، انواع حكومت مشخّص گرديده و معيارهاي مشروعيّت آن، هم به روايت شاهنامه و هم از ديدگاه خود فردوسي، مورد بررسي و توضيح قرار گرفته است.
در آغاز اين سؤال مطرح مي‏شود كه آيا فردوسي در روايات باستاني كه به دست آورده و در شاهنامه به نظم كشيده است، با يك تئوري موجود درباره «حكومت» يا «پادشاهي» در ايران پيش از اسلام روبرو بوده يا خود در شاهنامه يك چنين نظريه‏اي را ارائه داده است؟ پاسخ به اين پرسش هم منفي و هم مثبت است: منفي از اين جهت كه ما در هيچ بخشي از شاهنامه، نه در رواياتي كه در آن منعكس شده و نه در ابياتي كه حاوي نظرات شخصي فردوسي است، مطلبي با اين عنوان يا متن مستقلي براي اين موضوع نمي‏يابيم؛ و مثبت به اين دليل كه فردوسي ضمن نقل داستان‏ها، آن بخش‏هايي را كه از يك طرف، مبيّن ساختار حكومت‏هاي ايراني (و حتي غير ايراني) قبل از اسلام است و از طرف ديگر، مربوط به ضوابط مشروعيّت هر يك از آنهاست، از ديدگاه خود نيز مورد ارزيابي قرار داده است. فردوسي در داوري نمونه‏هاي حكومتي، همواره به كاركرد آنها نظر داشته و بسان يك معلّم، پنجاه شاه را به آزمون تاريخ كشانده و عملكرد آنان را در طيفي از «بسيار خوب» تا «بسيار بد» ارزيابي كرده است. بنابراين مي‏توان بر پايه روايات شاهنامه ساختار انواع حكومتهاي باستاني و چگونگي مشروعيّت آنها را دريافت و نيز از نظر خود فردوسي در شاهنامه آگاه شد. در شاهنامه نمونه‏هاي ديگري نيز وجود دارد كه با مقايسه آنها تشخيص وجوهِ تمايز «شاهِ با داد و دهش» از «شاهِ بيدادگر» ميسّر مي‏گردد. همه اين موارد، نشانگر اين است كه در ذهن فردوسي تصوّري روشن و جامع از يك حكومت ايده‏آل و ضوابط مشروعيّت آن وجود داشته كه بر پايه آن به ارزيابي انواع حكومتهاي باستاني پرداخته است.

برای خواندن دنباله متن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 17:6  توسط آرمین  | 

سال 2008 هم با همه فراز و نشیب‌هایش به پایان رسید. این سال را برای صنعت بازی‌سازی جهان یكی از دوره‌های درخشاني می‌توان دانست كه در تداوم تغییرات شگفت‌انگیز سال 2007 بازی‌كننده‌ها چشمشان به نسل پیشرفته‌ای از بازی‌ها كه به جرأت می‌توان آن را نسل جهش یافته بازی‌های ویدئویی عنوان كرد، روشن شد. با این احوال ارائه فهرستی از بهترین بازی‌هایی كه در سال گذشته میلادی تهیه و عرضه شدند، اصلا كار آسانی نیست. شاید یكی از علل اینكه فهرست برترین بازی‌های 2008 در پایگاه‌ها و مجلات مختلف بازی جهان تفاوت آشكاری با هم دارد، همین باشد. به هر حال ما هم در نشریه «دنیای كامپیوتر و ارتباطات» به سلیقه خودمان فهرست خود را تهیه كردیم. همانند سال گذشته این لیست فارغ از نوع كنسول و سبك بازی و فقط با توجه به محبوبیت و موفقیت و برخورداری از فاكتورهای كیفی و خصوصا نوآوری و ابداع و پیشبرد این صنعت محبوب، تهیه شده است. باهم نگاهی به این ده برتر می‌اندازیم:

1 - Little Big Planet
درست موقعی كه كم‌كم داشتیم به این نتیجه می‌رسیدیم بهترین‌های صنعت گیمینگ دارد منحصر به بازی‌های تیراندازی اول شخص (FPS) و ورزشی (Sport) می‌شود، بازی‌ای مثل «سیاره گنده كوچك» به بازار آمد كه ما را از این نتیجه‌گیری نادرست بازداشت. این بازی ساده (و در عین حال خلاقانه و معتادكننده) كه بیشتر مبتنی بر سبك پازلی و پلتفرمی است، به محض ورود، بالاترین امتیازها را در سایت‌های معتبر بازی به خود اختصاص داد. در واقع این پسرك كاموایی كله لوبیایی بامزه، با در اختیار دادن فرصت بردن لذت كامل از بازی كردن، توانست به بهترین وجهی به بازی‌كننده‌های قدیمی یادآوری كند كه اصلاً برای چه بازی می‌كنند.

2 - Left 4 dead
این بازی را می‌توان احیاگر سبك زامبی‌كشی كه شاخه‌ای از ژانر بازی‌های ترسناك است، دانست. بازی‌سازان Valve با گرد آوردن تمام عناصر موفق بازی‌های مشابه در یك بازی تیراندازی (در كنار ارتقای تحسین برانگیز هوش مصنوعی كه در بازی «كارگردان» نقش آن را به عهده دارد.) به خوبی توانستند یك بازی خوش‌دست (و البته تك‌دستی!) در حوزه بازی‌های سبك «وحشت و بقا» بسازند. اگر حالت چندنفره بازی را به این محاسن اضافه كنیم كه دیگر تردیدی برای انتخاب آن به عنوان یكی از بازی‌های برتر سال باقی نمی‌ماند. در «چهار بازمانده» اهمیت كار گروهی برای بقا و زنده ماندن در میان خیل زامبی‌های گرسنه به خوبی منظور شده است. تكمیل یك ایده قدیمی و نخ‌نما را هم گاهی می‌توان مصداق نبوغ دانست؛ درست مانند كاری كه «والو» كرد.

3 - Fable II LionShead
با همكاری بازی‌ساز معروف، «پیترمولینو» نزدیك دو سال روی نسخه اول فیبل كار كردند و با رفع نواقص آن، Fable II را به یك بازی دینامیك زیبا با واقعی‌ترین و گسترده‌ترین محیط‌های ممكن تبدیل كردند. همچنین آنها توانستند با گنجاندن سیستم جدید مبارزه‌ای در بازی، گيمرهای سهل‌گیر و سخت‌گیر را همزمان با هم راضی كنند. بعضی‌ها سعی كردند انتقاداتی به بعضی موارد مثل فعل‌وانفعال‌های بعضا غیرمنطقی بازی، حالت چندنفره آنلاین ضعیف و خط داستانی ساده آن وارد كنند اما واقعیت آن است كه بازی‌سازهای لاين‌شد موفق شده‌اند كاری كنند كه كمتر بازی‌كننده‌ای بتواند پس از یك بار گشت‌وگذار در سرزمین «آلبیون» دل از آن بكند.

4 - Resistance 2
معمولاً ادامه بازی‌ها و شماره‌های دوم و سوم آنها پردبدبه و كبكبه‌تر و پیشرفته‌تر هستند اما كمتر پیش می‌آید كه بهتر باشند و بازی‌كننده‌های شماره‌های قبلی را مأیوس نكنند. اما خوشبختانه «مقاومت 2» یكی از آن معدود عناوینی از آب درآمد كه به بهترین نحوی توانست با حفظ محاسن شماره اول موفقیت بیشتری از آن خود كند. به تصرف درآمدن قلب ایالات متحده توسط هیولاهای غول‌آسا و چیمراهای وحشتناك آن قدر زیبا به تصویر كشیده شده كه گاهی بازی‌كننده را وادار می‌كند دست از بازی بكشد و محو تماشای آنها شود. حالت چندنفره بازی تا 6 بازیكن و كنترل عالی آن، مقاومت 2 را به یكی از جذاب‌ترین بازی‌های سال 2008 تبدیل كرده است.

5 - Gears of War2
نسخه اول GoW آنقدر مملو از جذابیت‌های بصری و نبردهای نفس‌گیر بود كه از همان ابتدا دل از بسیاری از گیمرها ربود. سازندگان در نسخه دوم، با هوشمندی و با تقویت جنبه‌های ضعیف‌تر نسخه اول یعنی داستان، اجرا و شخصیت‌پردازی، آن را به یك بازی تمام و كمال تبدیل كردند. همچنین افزایش حالت‌های چندنفره بازی و بهبود حیرت‌انگیز گرافیك آن توسط Epic موجب شد «ابزار جنگ2» را بلاشك بتوان در فهرست برترین بازی‌های سال گنجاند.

6 - Prince of Persia
یوبی سافت با بهره‌گیری از یكی از عناوین محبوب و قدیمی خود، یعنی «شاهزاده پارس» در سال 2008 اقدام به ساخت نسخه جدید و البته كاملاً متفاوتی از آن كرد. به رغم دنبال نشدن داستان و سبك و سیاق نسخه‌های پیشین كه بسیاری از poP بازهای قدیمی را سرخورده كرد، دنیای باز، داستان غیرخطی، گرافیك مسحوركننده و گیم‌پلی مطلوب بازی توانست نسخه جدید شاهزاده پارس را یك بازی در سطح عالی معرفی كند. در كنار اینها همراه دائمی شاهزاده یعنی الیكا را می‌توان یكی از موفق‌ترین (بخوانید: غیرآزاردهنده‌ترین!) نمونه‌ها از كاراكتر همكار در بازی‌های ویدئویی تاكنون دانست.

7 - FarCry 2
این بازی هم یكی از آن عناوینی بود كه در ادامه یك بازی موفق ساخته شد. در فاركرای 2 شما نقش یك مزدور را ایفا می‌كنید كه در بحبوحه جنگ دو گروه متخاصم در آفریقا، سعی دارد با یافتن «شغال» دلال اسلحه‌ای كه پشت همه این قضایا ست، او را بكشد. با شبیه‌سازی دقیق 50 مایل مربع از یك سرزمین واقعی آفریقایی، یوبی سافت توانست یكی از open-worldترين محیط‌های مجازی و اینتراكتیو را در یك بازی پیاده كند. در Far Cry2تقریباً هر چیزی كه ممكن است شما در یك دنیای طبیعی ببینید، عیناً پیاده شده است. از مهاجرت حیوانات و آتش گرفتن خود به خودی جنگل گرفته تا زندگی معمول وحوش و تغییرات شب و روز. حتی اگر به خاطر همین شبیه‌سازی دقیق از اكوسیستم یك محیط واقعی و ایجاد سبك جدید در بازی‌های ویدئویی هم كه شده باشد، باید FarCry 2 را یكی از عناوین برتر سال گذشته دانست.

8 - Fallout 3
یك بازی پرجزئیات، طولانی و پرمحتوا همراه با طنزی تلخ و دستمایه‌ای سیاه. تمام اینها در بازی نقش‌آفرینی Fallout 3 كنار هم جمع شده‌اند. بازی‌كننده در نقش یك جوان خام و كم‌تجربه از پناهگاه گروهی وحشت‌زده از تبعات یك جنگ اتمی خارج می‌شود تا در دنیای ماتم‌زده خارج پدر خود را پیدا كند و البته در این میان باید از سرزمین‌های عجیب و غریب بسیاری عبور كند و با انواع موجودات وحشتناك مواجه شود. Bathesda سازنده بازی، آنقدر ماجرا و داستان در بازی ریخته كه تمام كردن بازی حداقل صد ساعت طول می‌كشد. فال آوت 3 هم یكی از شاهكارهای دنیای بازی‌سازی در سال گذشته میلادی بود.

9 - Metal Gear Solid 4 MGS4
در تداوم هنرنمایی‌های «هیدئو كوجیما»، در ردیف بهترین بازی‌های سال قرار دارد. یكی از نقاط قوت بازی، داستانی قوی و عالی آن بود كه باعث شرمندگی كارگردان‌های بعضی از بازی‌های مشابه شد. گذشته از این، بهبود چشمگیر گرافیك بازی و نیز گیم‌پلی مخفیانه اسنیك، سیستم حركتی شخصیت‌ها و سیستم نشانه‌گیری و تغییر اسلحه در كنار ارتقای حالت چند نفره بازی، جلوه‌ای برتر به این شماره بخشید.

10 - Spore
اسپور هم یكی از آن بازی‌های نوآورانه سال 2008 بود كه می‌تواند سرسلسله سبكی جدید در بازی‌های ویدئویی محسوب شود. در Spore برای نخستین بار، بازی‌كننده در جایگاه خالق یك موجود قرار می‌گیرد و پس از خلق آن به صورت دلخواه خود، نسل به نسل به تماشای پیشرفت و ارتقای این موجود مخلوق خود می‌نشیند. سبك خالقیت (Creation) سبكی است كه از این پس Spore را آغازگر راه آن خواهیم دانست.
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:32  توسط آرمین  | 

جشنواره «وبی» (Webby) که به اسکار وب شهرت دارد بهترین رسانه‌های آنلاین سال را انتخاب کرد.



به گزارش مهر، در جشنواره Webby امسال روزنامه‌های آمریکایی نیویورک تایمز و بوستون گلاب و روزنامه انگلیسی گاردین به عنوان بهترین‌های آنلاین در دنیای رسانه‌ها انتخاب شدند.

همچنین اسکار وب از هفته نامه اکونومیست، رادیو دولتی ملی، شبکه بی‌بی‌سی و سایت خبری هافینگتون پست تقدیر کرد.

براساس گزارش خبرگزاری فرانسه، سایت Nytimes.com جایزه بهترین مقالات را به خود اختصاص داد و روزنامه گاردین جایزه بهترین سایت را دریافت کرد.

بوستون گلاب و نیویورک تایمز جوایزی را در بخش عکس‌های آنلاین دریافت کردند و وبلاگ «دمکراسی در آمریکا» که روی سایت هفته‌نامه اکونومیست منتشر می‌شود نخل بهترین وبلاگ سیاسی را دریافت کرد.

از میان برندگان دیگر می‌توان به سایت اشتراک گذاری عکس «فلیکر»، سایت Mint.com برای خدمات مالی و سایت Digg برای شبکه‌های اجتماعی اشاره کرد.

همچنین سرویس میکرو وبلاگ «توییتر» به عنوان «پدیده سال» معرفی شد.

این اسکار وب همه ساله توسط آکادمی بین‌المللی هنرهای دیجیتال در واشنگتن برگزار می‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:17  توسط آرمین  | 

با دريافت عنوان شماره يك، كوييك هيل برگزيده ترين نرم افزار آنتي ويروس شناخته شد.



Quick Heal به عنوان قهرمان جديد حوزه آنتي‌ويروس شناخته شد. در سال جاري اين محصول در CRN Channel Champions و DQ Channel Choice شماره يك (Number 1) لقب گرفت.

اخيراً كوييك هيل به عنوان قهرمان Channel 2008 طبق نتايج اعلام شده توسط نشريه معتبر آمريكايي CRN Channel شناخته شد.
بررسي CRN Channel Champions به منظور فراهم كردن فهرست نهايي شاخص رضايت طرح ريزي و معرفي برجسته‌ترين افراد در هر فهرست انجام مي‌شود.

كوييك هيل در رده آنتي ويروس در اين بررسي كه از دسامبر 2008 تا ژانويه 2009 ادامه داشت، عنوان مقام نخست را كسب كرد. CRN Channel Champions همه محصولات و خدمات پس از فروش را ارزيابي و بررسي بزرگترين و گسترده‌ترين مطالعه تجاري در صنعت مي‌باشد.
شركاي Channel كوييك هيل را با توجه به خصوصيات قيمت مناسب، در دسترس بودن محصول، خدمات و پشتيباني، بازاريابي و مارك داربودن و روابط برجسته دانست. كوييك هيل با كسب اين عنوان به ميدان ديد وسيعي از خود دست يافت و ثابت كرد قهرمان واقعي جايزه CRN Channel Champions مي باشد.

اين اولين باري است كه يك نرم افزار امنيتي هندي به عنوان ممتاز را در رده آنتي ويروس در بررسي دو كانال بزرگ دريافت مي كند. پيش از اين Symantec Norton Antivirus اين موقعيت را كسب كرده بود.
Kailash Katkar ، مديراجرايي ارشد QuickHeal Technologies بيان كرد: " ما مفتخريم كه به عنوان بهترين نرم افزار آنتي ويروس توسط شركاي كانال بررسي انتخاب شديم. اين جايزه براي ما بسيار خاص است چون بدون شك آنها ارزش كار ما را دريافته اند". سپس اضافه كرد: " ما در تكنولوژي‌هاي كوييك‌هيل گردهم آمده‌ايم تا بهترين خدمات را به شركاي خود ارائه كنيم به طوريكه آنها برترين حامي مشتريان خود باشند".
كوييك هيل نشان داده كه محصولات نرم افزار هندي در جهان پيشرو هستند و در بيشترين رده هاي تكنولوژي محور ايمني كامپيوتر قابل اطمينان مي باشند.

- متن خبر منتشر شده در مجله معتبر CRN Channel Champions
- متن خبر منتشر شده در مجله معتبر DQ Channel Choice

دربارهSurvey CRN Channel Champion
تحقيقات s CRN Channel Champion به وسيله CRN India، مجله كانال مشهور United Business Media، يك شركت رسانه پيشروي تجارت جهاني انجام مي شود. ويرايش US CRN به مدت 17 سال است كه اين تحقيقات را اداره مي كند.روش اصلي از CRN US گرفته مي شود و به فاكتوري در ديناميك بازار محلي و زمينه اطمينان پذيري مي رسد.

CRN منبع شماره يك براي خط و مشي بازار است كه باعث مي شود تجارت سودمندتر و مؤثرتر باشد. CRN پاسخ به استراتژي و مارك گذاري، بازاريابي آنلاين، هوش بازار (داد وستد، نسل پيشرو و ابزار آموزشي و طرح ريزي را براي كساني فراهم مي كند كه از طريق اين كانال داد وستد مي كنند. اين يك پوشش مولتي مديا با تحويل ثابت ROI براي گذاران امورداد وستد شماست. CRN براي دامنه وسيع تجاري نياز به Solution Providers (فراهم كنندگان راه حل) و IT Suppliers (تامين كنندگان IT) دارد.

درباره QuickHeal Technologies
QuickHeal Technologies در سال 1995 به عنوان يك توسعه دهدنه پيشروي نرم افزار ضدويروس در هند پايه گذاري شد. QuickHeal Technologies دامنه اي از محصولات مرتبط با ايمني كامپيوتر را تحت نام كوييك هيل توليد و روانه بازار مي كند.
كوييك هيل بيش از يك ميليون كاربر را از كاربران خانگي گرفته تا شركتهاي كوچك و متوسط در برابر ويروسهاي كامپيوتري و ساير تهديدهاي آنلاين محافظت مي كند. كوييك هيل در 15 شهر در سراسر هند شعبه دارد و محصول آنتي ويروس آن جايزه جهاني بيش از پنجاه كشور را به خود اختصاص داده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:43  توسط آرمین  | 

شايد بسياري به اين علت كه علامت @ در آدرس‌هاي ايميل و توييت استفاده مي‌شود تصور كنند اين نماد كه انگليسي زبان‌ها به آن «ات ساين» مي‌گويند، نوآوري نسبتا جديدي باشد در حالي كه 473 سال قبل يك تاجر فلورانتيني اين نماد را در نامه‌اي كه در تاريخ 4 ماه مي 1536 نوشت، مورد استفاده قرار داد.

به گزارش سرويس فن‌آوري اطلاعات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بر اساس گزارش روزنامه ايتاليايي لارپوبليكا، در سال 2000 يك استاد علوم تاريخ دانشگاه لاساپينزا در شهر رم به هنگام بررسي نامه اين تاجر به اين نماد برخورد كه براي نشان دادن نوعي معيار اندازه‌گيري كوزه شكل در زمان قديم مورد استفاده قرار مي‌گرفت.

طبق گزارش نيويورك تايمز، اين نماد جا افتاده در فرهنگ اينترنتي امروز پيش از اين كه در صفحه كي‌بورد جا بگيرد، طي قرن‌ها به علامت اختصاري محاسبه تجاري براي «به قيمت» در اسناد نوشته شده توسط تاجران انگليسي تغيير يافت.

اين نماد سرانجام در سال 1971 و هنگامي كه يك مهندس به نام ري تاملينسون تصميم گرفت از آن در نخستين آدرس ايميل براي ارسال نخستين ايميل استفاده كند، در كي‌بورد رايانه قرار گرفت.

وي درباره علت انتخاب اين نماد اظهار كرد: هدف «ات ساين» نشان دادن قيمت واحد به انگليسي بود و من اين علامت را انتخاب كردم تا خاطرنشان شود كاربر در مكان ميزباني شده ديگري و نه مكان خود قرار دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:0  توسط آرمین  | 

شما مي‌توانيد از اين جست‌وجوگر سوال کنيد که: «در روزي که جان اف. کندي(John F. Kennedy) به قتل رسيد، شرايط آب و هوايي چگونه بود؟» و اين سايت ظرف مدت کوتاهي پاسخ شما را مي‌دهد.

 - نرم‌افزار اينترنتي جديدي که قرار است با نام Wolfram Alpha از اواخر ماه جاري ميلادي عرضه شود، پيش از آغاز فعاليت عنوان «قاتل بعدي گوگل» را از آن خود کرد.

اين سيستم جديد در شرکت بريتانيايي Stephen Wolfram که جايزه بهترين شرکت در حوزه فيزيک را به‌دست آورده، تکميل شده است.
سيستم اينترنتي جديد، اطلاعات سراسر جهان را در خود جمع کرده است و مي‌تواند ضمن پاسخگويي به تمام سوالات کاربران، زبان عادي رايج ميان مردم را در جست‌وجوهاي اينترنتي متوجه شود.

موتورهاي جست‌وجوگر کنوني نظير گوگل تنها اطلاعاتي شبيه به سايت‌ها، تصاوير، فايل‌هاي ويديويي، وبلاگ‌ها و اخبار را که در اينترنت موجود است شناسايي مي‌کنند، اما جست‌وجوگر Wolfram Alpha مي‌تواند به سوال‌هايي که در برخي مواقع بسيار پيچيده است و به محاسبات جديد نياز دارد را نيز پاسخ دهد.

در فايل ويديويي پيش‌نمايش جست‌وجوگر اينترنتي Wolfram Alpha، سوالي با عنوان زير پرسيده شد: «قله اورست چقدر ارتفاع دارد؟». جست‌وجوگر Wolfram Alpha در پاسخ به اين سوال، صفحه‌اي را با اطلاعات مرتبط نمايان کرد که از جمله اين اطلاعات مي‌توان به موقعيت جغرافيايي، شهرهاي نزديک اورست، ديگر کوه‌ها، نمودار و جداول اشاره کرد.

علاوه بر اين، شما مي‌توانيد از اين جست‌وجوگر سوال کنيد که: «در روزي که جان اف. کندي(John F. Kennedy) به قتل رسيد، شرايط آب و هوايي چگونه بود؟» و اين سايت ظرف مدت کوتاهي پاسخ شما را مي‌دهد.

شرکت Wolfram در اين خصوص توضيح داد: «اين سايت قادر است آنچه که شما در موردش صحبت مي‌کنيد را متوجه شود. ما همچنان در مراحل نخست راه‌اندازي اين جست‌وجوگر به‌سر مي‌بريم. ما فکر مي‌کنيم که آغاز خوبي داشتيم و در مجموعه اطلاعات خود بيش از 90 درصد منابع کتابخانه‌اي موجود را مورد استفاده قرار داديم».

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:58  توسط آرمین  | 

گزارش نشست در انجمن جامعه شناسی ایران

گروه جامعه شناسي علم و معرفت انجمن جامعه شناسي ايران نشستي را با عنوان نقش كنش ارتباطي  در توسعه سياست عمومي برگزار كرد. در اين نشست آقايان دكترمحمد امين قانعي راد،مقصود فراستخواه و اسماعيل خليلي بحثي را دربارة كنش ارتباطي با تاكيد بر توسعه فرايندهاي سياستگذاري و توليد علم و فنّاوري ارائه كردند.
آنچه مي خوانيد گزارشي اجمالي از مباحث مطرح شده در جلسه مزبور است.

    دكتر فراستخواه در اين نشست دربارة‌ كنش ارتباطي براي توسعه سياستگذاري علم و فناوري در ايران گفت سياست يا خط‌مشي از جنس تصميم است. چيزي‌ است كه ما براي انجام دادن يا ندادن انتخاب مي‌كنيم. در بحث ما سياست علم و فناوري درواقع مجموعه مبادي تصميم‌سازي است و در چارچوب اين مبادي در يك زمينه خاصي تصميم‌سازي بعمل مي‌آيد و شيوه‌ها و سازوكارها و ابزارهاي دستيابي به هدف نيز مشخص مي‌شود. در يكي دو دهه اخير مطالعات خط مشي يا علم خط مشي بيشتر عمق پيدا كرده است و مفاهيم و واژگان و ابزارهاي مشخصي در آن توسعه يافته است. در مطالعات خط مشي فرآيند خط‌مشي گزاري بصورت تجربي بررسي مي‌شود و متغيرهاي علمي خط‌مشي‌گزاري تبيين مي‌شود. چه متغييرهايي مي‌تواند روي خط‌مشي تاثير بگذارد و خط‌مشي را با چه متغيرهايي مي‌شود توضيح داد و پيش‌بيني كرد؟ در اين گونه مطالعات عوامل موثر در خط‌مشي‌گزاري و در ساخت خط‌مشي در سطح كلان اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي و در سطح خرد رفتاري مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

برای مطالعه بقیه متن به ادامه مطلب بروید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 15:16  توسط آرمین  | 


بعید است در قیاس با دیالکتیک روشنگری، اثر عمده فلسفی‌تاریخی نظریه انتقادی، جستاری رادیکال‌تر از  پروژه نظریه قدرت میشل فوکو برای نقاب برداشتن از  [دوران] روشنگری در اروپا سراغ گرفت. نه در قطعیت حُکم، نه در شور  نفی‌گرایی، این اثر  از نوشتار آدورنو و هورکهایمر ندارد.
مانند دیالکتیک روشنگری، چگالی نقد فوکو از «تجدّد» نیز  کنکاش افزایش  بی‌سابقه قدرت و خشونت است. و جریان گسترش سلطه را یگانه فرآیندی می‌داند که در آن تاریخ رهایی انسان، یعنی «خروج از نابالغی خودکرده» غرق می‌شود.  این نقد، مانند آن نقد، حجاب از  فراگرد تمدن بر می‌دارد که پیشرفت‌ْباوریْ و خوش‌بینی روشنگری بر سر آن می‌گذارند، وقتی بی‌محابا «سرنوشت بدن» نامیده می‌شود: اسناد  خاموش  بردگی و مثله‌کردن  بدن آدمی را که آدرونو و هورکهایمر «تاریخِ مکتوم اروپا» بر می‌شمارند، فوکو در منضبط‌سازی‌های روزانه بدن، در تأدیب  بی‌عیب و نقص آن، بازمی‌شناسد . به نظر او نیز چهره  واقعی تاریخ بشری در خشونت متراکم سلول زندان، آئین مشقِ نظام   معهود  سربازخانه‌ها   و خشونت‌های عریان  روزمره در مدارس به‌مراتب بیشتر از اذعانِ اخلاقی به قانون اساسی و  شواهد متقن تاریخ فلسفه عریان می‌شود. عقلانی‌سازی جامعه یعنی، هم از نظر آدورنو هم فوکو، زور کردن بدن انسان. چنین برمی‌آید که، این نظریه موجز  تلاقی‌گاه آن نقد «تجدّد» است که بر روی بسط و تدوین آن هر دو نویسنده در طول عمرشان زحمت می‌کشند.
     با این همه، وجه اشتراک در حاصل کار فریبنده است؛ رأی برّنده‌ای که آدرونو و فوکو درباره «تجدّد» صادر می‌کنند، سبب تأویل غلط از  تفاوت‌هایی می‌شود که میان هر دو نظریه یک نقد «تجدّد» وجود دارد. اما آن کس که مصمم است  نکات قوت و ضعف، فرصت‌ها و کج‌راهه‌های یک نظریه نقد خرد مدرن را بیازماید، می‌باید نخست ریشه این واگرایی‌هایی را دنبال کند. قصد من هم در ذیل همین است وقتی من نخست  از نظریه میشل فوکو  آغاز می‌کنم. (یک) من بر آنم  خطوط کلی تکوین این نظریه  را، در فراز اول،  تا آن نقطه‌ از لحاظ نظری بازسازی کنم که شباهت موضوعی‌اش با فلسفه تاریخ آدورنو مبرز می‌شود. (دو) من قصد دارم ،در فراز دوم، رئوس کلی وجوه توافقِ  قابل رویت را دوباره تا آن نقطه ترسیم کنم  که در آن همگرایی میان هر دو نظریات فلسفی روی به هویدا شدن می‌گذارد. (سه) در  فراز آخر، سرانجام، من می‌خواهم این تفاوت‌ها را طوری به نمایش بگذارم که از آن نکات نقد درونی از فوکو نتیجه شوند.
 
برای مطالعه دنباله متن به ادامه مطلب بروید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 15:10  توسط آرمین  | 

تولید نهاد کنش برای حقوق بشر

پس از تماس و هماهنگی با نهاد کنش برای حقوق بشر، کلیپ پربیننده این نهاد که به برخی زبانهای دیگر و از جمله انگلیسی و فرانسه در یوتیوب منتشر شده است، به زبان فارسی تولید شد. اینک می توانید با مشاهده و دانلود و سپس انتشار ان در مجامع مختلف و آموزش ان به اقشار مختلف مردم در زمینه اشاعه مفاد جهانی حقوق بشر مشارکت بیشتری کنید.

دراینجا می توانید کلیپ را مشاهده کنید.

http://sociologyofiran.com/index.php?option=com_content&task=view&id=901&Itemid=65

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 15:1  توسط آرمین  | 

ديسک‌هاي ميکرو-هولوگرافيک مي‌توانند بيش از ديسک‌هاي DVD يا Blu-ray اطلاعات را در خود ذخيره کنند، زيرا آنها اطلاعات را به‌جاي يک منطقه روي سطح ديسک، در سه بعد مجزا ذخيره مي‌کنند.شرکت General Electric از ساخت ديسک جديدي خبر داده است که مي‌تواند 500 گيگابايت اطلاعات را در خود ذخيره کند که اين حجم با ظرفيت 100 ديسک DVD برابري مي‌کند.

اين ديسک ميکرو-هولوگرافيک که به اندازه ديسک‌هاي DVD طراحي شده، براي کمک به صنعت بايگاني ساخته شده است.
اين شرکت اميدوار است که اين ديسک‌ها سرانجام مي‌توانند توسط کاربران عمومي و خانگي مورد استفاده قرار گيرند.

ديسک‌هاي Blu-ray که براي ذخيره‌سازي فيلم‌ها با کيفيت بالا و همچنين بازي‌هاي رايانه‌اي ساخته شده‌اند، هم‌اکنون مي‌توانند بين 25 تا 50 گيگابايت اطلاعات را در خود جا دهند.

ديسک‌هاي ميکرو-هولوگرافيک مي‌توانند بيش از ديسک‌هاي DVD يا Blu-ray اطلاعات را در خود ذخيره کنند، زيرا آنها اطلاعات را به‌جاي يک منطقه روي سطح ديسک، در سه بعد مجزا ذخيره مي‌کنند.

اين فناوري، قابليت بازتابي هولوگرام‌هاي ذخيره‌ شده در ديسک‌ها را بيشتر مي‌کند و بر اين اساس، دستگاه‌هاي ديسک‌خوان قابليت خواندن و ذخيره‌سازي اطلاعات را به‌دست مي‌آورند.

برايان لاورنس(Brian Lawrence) که مديريت مرکز Holographic Storage را در شرکت GE برعهده دارد، در وبلاگ رسمي گروه تحقيقاتي اين شرکت نوشت: «به‌تازگي گروهي در شرکت GE به‌طور قابل‌ملاحظه‌اي مواد به‌کار رفته در ديسک‌هاي ذخيره‌سازي اطلاعات را توسعه داده‌اند تا حجم نور منعکس شده در ديسک افزايش يابد و توسط هولوگرام‌ها بازتاب شود».
http://www.itna.i
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:20  توسط آرمین  | 

از تولد رسمي سينما در سال 1895 كه برادران لومير با ساخت دستگاه سينماتوگراف نخستين فيلم سينمايي جهان را در شهر پاريس براي تعداد محدودي تماشاگر به نمايش درآوردند مدت زمان زيادي نمي‌گذرد و شاهد هستيم كه هر روزه فيلم‌هاي زيادي در سراسر دنيا توليد مي‌شود كه در ساخت اغلب آنها تكنولوژي نقش عمده‌اي دارد. در آينده‌اي نه چندان دور به مدد اينترنت و انواع كامپيوترها شاهد تحولات گوناگوني در تمامي عرصه‌ها به ويژه صنعت سينما خواهيم بود.

اولين فيلم اينترنتي
نوشين هژبرنژاد- دنياي كامپيوتر و ارتباطات
Faintheart به معناي بزدل يا ترسو اولين تجربه فيلم‌سازي در شبكه جهاني اينترنت است.
ايده و طرح اوليه آن در وب‌سايت اجتماعي MySpace مطرح شد و افراد زيادي را در اين سايت به خود جلب كرد، به طوري كه عده كثيري متقاضي داشتن نقشي در اين فيلم بودند.
فيلم Faintheart محصول كشور انگلستان، داستاني كمدي- رمانتيك با سبك طنزها و شوخي‌هاي بانمك و بعضا كليشه‌اي انگليسي است. داستان اين فيلم در رابطه با مردي است كه غيراجتماعي و منزوي است. او به زندگي وايكينگ‌ها علاقه‌مند مي‌شود و تصميم مي‌گيرد تا به شكل آنها زندگي كند. تغيير در نحوه زندگي خلق و خوي او را تغيير مي‌دهد و تبديل به انساني خشن و جنگجو مي‌شود. بيننده در جريان فيلم با يك سري وقايع پيش‌بيني نشده و جالب مواجه مي‌گردد كه خنده‌دار و سرگرم‌كننده است.

اين فيلم در جشنواره ادينبرگ نيز به نمايش درآمد. واضح است كه بدليل تمايز ويژه ساخت آن از ابتدا تا انتها، مورد توجه عده كثيري از فيلمسازان و بازيگران قرار گرفته است.
اين فيلم در ماه فوريه 2009 مصادف با ماه بهمن به مدت 2 روز در چندين سينما در كشور انگلستان به اكران عمومي درآمد كه مورد اقبال تماشاچيان واقع شد. از آن پس نيز در وب‌سايت MySpace قابل ديدن است. البته سازندگان اين فيلم اميدوارند تا از طريق فروش DVD آن در بازار بتوانند هزينه‌هاي اين فيلم را جبران كنند.

سازندگان اين فيلم معتقدند كه هدف اصلي از پياده‌سازي اين پروژه جست‌وجو كردن و يافتن استعدادهايي است كه زمينه ظهور نداشته‌اند و همچنين به دست آوردن اين تجربه كه چگونه تعداد كثيري از افرادي كه هيچ شناختي از هم ندارند تنها از طريق يك وب‌سايت اجتماعي مي‌توانند در تعامل با ديگران كار كنند.
واضح است كه اين پروژه، انجام موفقيت‌آميز كار گروهي از طريق يك وب‌سايت اجتماعي را ثابت كرد.

ايده و طرح اوليه ساخت اين فيلم از سال 2007 آغاز گرديد. ابتدا در وب‌سايت MySpace گروهي به همين منظور تشكيل شد تا از افرادي كه تمايل به همكاري دارند دعوت به عمل آيد و فرصتي برابر، براي تمامي افراد علاقه‌مند فراهم كند تا زمينه‌اي براي ارائه، كشف و ظهور استعدادها باشد. هرچند در ابتدا طرح اين پروژه بسيار دور از ذهن و دست نيافتني به نظر مي‌رسيد ولي با پافشاري اعضاي گروه و همچنين هم‌فكري و همكاري افراد با يكديگر اين پروژه به انجام رسيد.
مي‌توان ساخت اين فيلم را فتح بابي در جهت تحول صنعت فيلم‌سازي دنيا دانست.

براي ساخت اين فيلم شركت Vertigo Film كه يك موسسه فيلم‌سازي است با وب‌سايت اجتماعي MySpace همكاري كرد. بودجه‌اي يك ميليون پوندي در انجمن MyMovie MashUp به منظور ساخت آن تعيين گرديد.
كارگردان و بازيگران نيز از طريق وب‌سايت Myspace UK و با نظر اعضاي آن گزينش شدند. افرادي كه تمايل داشتند در اين فيلم به عنوان بازيگر ايفاي نقش كنند فيلمي از خودشان را براي اين سايت ارسال مي‌كردند. اين فيلم داراي 8 بازيكن اصلي است كه به انتخاب و راي افراد گروه برگزيده شده‌اند. افرادي كه تمايل داشتند به عنوان كارگردان در اين فيلم همكاري كنند فيلم‌هاي كوتاه خود را به اين سايت ارسال كردند. در مدت زمان تعيين شده براي انتخاب كارگردان 806 فيلم كوتاه به اين سايت فرستاده شد.

از بين آنها 12 فيلم با راي اعضا برگزيده شد، در مرحله بعدي 3 فيلم انتخاب شد و در نهايت با 500 هزار راي موافق سرانجام فردي به نام Vito Rocco به عنوان كارگردان برگزيده شد. او كارگردان طراز اول و شناخته شده‌اي نيست و تنها يك فيلم كوتاه در كارنامه خود دارد به نام «خداحافظ دنياي سنگدل» كه در سال 2004 در فستيوال فيلم برلين به نمايش درآمد.
براي انتخاب موسيقي ابتدايي، موسيقي متن و موسيقي انتهايي اين فيلم مدت زماني تعيين شد تا افراد بتوانند با معرفي خود و آثارشان در اين قسمت شركت كنند.

كاربران زيادي از سراسر دنيا ابراز تمايل كردند تا اثرشان در اين فيلم به كار رود. در نهايت از بين 200 اثر گذاشته شده در اين وب‌سايت تنها 4 مورد به انتخاب اعضا برگزيده شد، به گفته كارشناسان بيشتر آثار رسيده بسيار جالب و هنرمندانه بوده است. حتي در زمان تهيه فيلم به تناوب، قسمت‌هايي از آن را براي اعضا در وب‌سايت به نمايش گذاشته مي‌شد تا از آنها نظرسنجي به عمل آيد و پيشنهادهاي آنها در صورت توافق ديگر اعضا اجرا شود.
در واقع اين امكان فراهم بود تا كاربران نظرات خود را به كارگردان ارائه دهند. بعد از به نمايش درآمدن اين فيلم منتقدان نظرات خود را اعلام كردند البته انتقاداتي بيان شده است، ولي ساخت آن را يك رويداد بزرگ در صنعت فيلم‌سازي مي‌دانند.
بعضي كارشناسان معتقدند كه اين تحول در صنعت فيلم‌سازي اجتناب‌ناپذير بوده و بعضي ديگر ساخت اين فيلم را به تنفس در هواي تازه تشبيه كرده‌اند.

اما در مورد ساختار فيلم هرچند منتقدان اشكالات فني به آن گرفته اند ولي گفته شده كه صحنه‌هاي جنگ آن بسيار ماهرانه طراحي شده است و تداعي‌كنند مناظر گذشته‌هاي دور است. همچنين از لحاظ صداگذاري از كيفيت بالايي برخوردار است و در نهايت يك فيلم كمدي و سرگرم‌كننده است.
بديهي است كه اينترنت مي‌تواند عرصه مناسبي براي مطرح كردن فيلم‌هاي سينمايي باشد. پيشرفت و نوآوري در صنعت سينما بسيار سريع اتفاق مي‌افتد، آغاز اوليه صنعت سينما به سال‌هاي نخستين قرن نوزدهم برمي‌گردد و نقطه عطف آن زماني است كه بشر توانست با وسيله‌اي به نام فانوس جادويي، تصويري با حركات محدود را بر روي پرده‌اي در ابعاد كوچك به نمايش درآورد.
فانوس خيال يا فانوس جادويي وسيله‌اي ابتدايي، شامل آيينه، منبع نور و عدسي بود. ولي با گذشت زمان تكامل يافت و پيشرفته‌تر شد. از سال 1824 كه اين وسيله ابداع شده تا كنون روند تكاملي زمينه‌هاي علمي و فني صنعت سينما رشد چشمگيري داشته است.

از تولد رسمي سينما در سال 1895 كه برادران لومير با ساخت دستگاه سينماتوگراف نخستين فيلم سينمايي جهان را در شهر پاريس براي تعداد محدودي تماشاگر به نمايش درآوردند مدت زمان زيادي نمي‌گذرد و شاهد هستيم كه هر روزه فيلم‌هاي زيادي در سراسر دنيا توليد مي‌شود كه در ساخت اغلب آنها تكنولوژي نقش عمده‌اي دارد.
در آينده‌اي نه چندان دور به مدد اينترنت و انواع كامپيوترها شاهد تحولات گوناگوني در تمامي عرصه‌ها به ويژه صنعت سينما خواهيم بود. كارشناسان علوم جامعه‌شناسي معتقد هستند كه بشر امروزي نمي‌تواند براي 10 سال آينده خود به طور كامل برنامه‌ريزي كند، زيرا قادر نيست حدس بزند كه تكنولوژي در 10 سال آينده مسير زندگي او را چگونه تغيير مي‌دهد.

http://www.itna.ir

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:10  توسط آرمین  | 

محققان معتقدند: گرما درماني موجب کاهش شدت درد زايمان در مرحله اول و دوم زايمان مي شود.

به گزارش سرويس پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) علوم پزشکي تهران؛ اين بررسي توسط فريبا منافي، متخصص آموزش مامايي با هدف بررسي اثر گرما درماني بر شدت درد زايمان در زنان سخت زاي مراجعه کننده به زايشگاه هاي دانشگاه علوم پزشکي بابل انجام شده است.

در اين مطالعه باليني 64 زن سخت زا به روش تصادفي در دو گروه تحت گرما درماني و مراقبت روتين قرار گرفتند.

گروه گرمادرماني علاوه بر مراقبت هاي معمول بخش، از ديلاتاسيون 4-3 سانتي متري دهانه رحم تا پايان مرحله اول زايمان از کيف آب گرم در قسمت تحتاني و در مرحله دوم در قسمت پرينه فرد برخوردار بودند.

شدت درد با استفاده از خط کش درد محاسبه شد و يافته ها آناليز آماري شد.

يافته هاي بررسي حاکي است: در مقايسه دو گروه، شدت درد در گروه گرما درماني کمتر از گروه مراقبت هاي معمول بود.

تسکين درد زايمان از ديرباز مورد نظر بشر بوده و گرما به عنوان يکي از روش هاي غير دارويي تسکين درد، باعث کاهش شدت درد و افزايش سازگاري با درد مي شود.

نتايج اين بررسي در کنگره ملي سلامت خانواده ارائه شده است.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:8  توسط آرمین  | 

همه روزه شاهد انواع مقاله ، برنامه های مستند و کتبی هستیم که بازیهای رایانه ای را به افزایش خشونت در میان نسل جوان متهم میکنند. اما آیا این باور ، بر اساس یک تحقیق علمی ایجاد شده است ، یا فقط اتهامی بی پایه و اساس است ؟

در کتابی به اسم Grand Theft Childhood: The Surprising Truth About Violent Video Games and What Parents Can Do ، محققین Cheryl Olson وLawrence Kutner با این نظر مخالفت میکنند. این زوج که مدرسین دانشگاه پزشکی هاروارد هستند ، در تحقیقی روی 1200 نوجوان به نتایج جالبی رسیدند.
از نظر این دو ، بازی رایانه ای در حقیقت یکی از بزرگترین فعالیتهای اجتماعی نوجوانان است ، انجام بازی با همراهی دوستان میتواند به اجتماعی ساختن کودکان و نوجوانان کمک کند. تحقیقات نشان میدهد که بازیهای خشونت آمیز تنها منحصر به پسربچه های بی وجدان نیست ، بلکه بازی GTA IV دومین بازی محبوب بین دختران نوجوان است.
هرچند این تحقیقات نشان میدهد کسانی که بازیهای رایانه خشونت بار انجام میدهند ، 51 درصد تمایل به شرکت در دعوا دارند ، درحالیکه بقیه 28 درصد تمایل به شرکت در جنجالهای مختلف را دارند. اما از سوی دیگر ، همین تحقیقات ثابت میکند که شرکت این افراد در دعواها و جنجالها ، پیش زمینه های دیگری به جز بازی رایانه ای داشته است. اکثر این پیش از اینکه بخاطر بازیهای رایانه ای تمایل به خشونت داشته باشند ، قربانی خشونتهای خانوادگی ، بزرگ شدن در محله های کثیف و دیگر مشکلات اجتماعی بوده اند.
Kutner درباره این اینچنین میگوید : چیزی که من امیدوارم مردم متوجه آن بشوند ، این است که هیچ اطلاعات علمی این باور عامیانه که بازیهای رایانه ای عامل بروز خشونت هستند را ثابت نمیکند.
کتاب میگوید : وقتی بچه های ما خشن و افسرده میشوند ، نمره هایشان کم میشود و پرخاشگر میشوند ، اولین کاری که میکنیم دسترسی او را به بازیهایش قطع میکنیم. اینکار در واقع "ماست مالی" کردن رفتار غلط خود ماست. بازیهای رایانه ای به سپری برای مشکلات واقعی فرزندان ما تبدیل شده است.
Kutner میگوید : اگر دختر 15 ساله شما دائما در حال بازی کردن است ، مطمئنا باید نگران باشید ، چون این رفتار طبیعی نیست. اما در مورد پسرها ، بازی کردن در واقع به یکی از مهمترین امور اجتماعی آنها تبدیل شده است.

 


                                        

 

یکی از جامعه شناسان دانشگاه UCS هم با این ایده که بازیهای رایانه ای باعث بروز خشونت در نوجوانان میشوند مخالف است.
خانم Karen Sternheimer میگوید : باید چیزهایی فراتر از بازیهای رایانه ای را برای پیدا کردن عامل خشونت در جوانان و نوجوانان بررسی کرد.
از نظر این جامعه شناس ، *سی*اُُس*تمداران و دیگر اقشار قدرتمند در جوامع مختلف ، لولو خورخوره هایی برای ما درست میکنند تا همه کاسه کوزه ها را سر آنها بشکانیم.
درحالیکه همه همه امروزه خشونت نوجوانان را به بازیهای رایانه ای نسبت میدهیم ، دلایل عمده و حقیقی این خشونت پشت دیوار این لولو خورخوره ها پنهان میمانند.
خانم استرنهیمر میگوید : در حالیکه ما بدنبال بررسی تاثیر بازیهای رایانه ای روی نوجوانان هستیم ، علتهای دیگر مثل محله های آلوده ، خشونت خانوادگی ، بیکاری و ... اصلا بعنوان فاکتور موثر در این تحقیقات به حساب نمی آیند.
وی نژاد را پرستی را مثال میزند و میگوید : وقتی در یک نوجوان زمینه های نژاد پرستی وجود داشته باشد ، نژاد مخالف خود را به راحتی کتک میزند و همه انگشت اشاره خود را به سمت بازیهای رده M میگیرند ، حال آنکه هیچکس این نوجوان را بررسی نمیکند تا ببیند علت واقعی خشونت او چیست.
هرچند خانم استرنهیمر تاثیر بازی رایانه ای در تحریک نوجوانان را نادیده نمیگیرد ، ولی علت اصلی بروز خشونت را ، عوامل گسترده دیگری به جز بازیهای رایانه ای میداند.


Dmitri Williams نیز در تحقیقی 56 ساعته ثابت کرد که بازیهای رایانه ای ارتباط مستقیم با بروز خشونت در نوجوانان ندارند.
پروفسور ویلیامز که از نتایج این تحقیقات شگفت زده به نظر میرسد اینچنین میگوید :
تحقیقات ما هیچ ارتباط مستحکم و مستقیمی بین بازیهای خشونت بار و افزایش خشونت در نوجوانان نشان نمیدهد. هرچند بازیهایی که ما تست کردیم همگی دارای خشونت فانتزی بودند ، ممکن است نتایج با بازیهای دارای خشونت رئالیسم و واقع گرایانه تاثیر متفاوتی داشته باشند.
پروفسور ویلیامز به آثار مثبت بازیها نیز اشاره میکند :
" هرچند وقت یکبار ما میتوانیم 40 نفره با هم مشارکت کنیم ، برای زنده ماندن تلاش کنیم و دنیا را نجات دهیم ؟ یک بازی MMO این شرایط را در اختیار ما میگذارد که واقعا یک مهارت سازنده است"
ویلیامز بازیها را عامل موثری در شکوفایی پتانسیلهای پنهان نوجوانان و تقویت کار گروهی آنها میداند. ( منبع )

دکتر اولسون نیز در مصاحبه با سایت Game Couch درباره تحقیقاتش صحبت میکند و میگوید :
اکثر کسانی که بازیهای رده M را بازی میکنند ، برای کنترل احساسات ، خالی کردن خشم و تمرکز کردن به این بازیها میپردازند.
دکتر اولسون میگوید : GTA در تحقیقات ما ، رتبه اول محبوبیت بین پسران و رتبه دوم محبوبیت بین دختران را داشت ، بنابراین نباید نوجوانان را از انجام این بازی محروم کرد. راهکار مناسب این است که شما با دیدن تریلرها ، گیم پلی بازی و تصاویر و خواندن نقدها ، با محیط بازی آشنا شوند و به راحتی نگرانی های خود را با فرزندانشان در میان بگذارند و آنها را حل کنند.
کنار او بنشینید و مثلا با او GTA IV بازی کنید و احساسات او را بررسی کنید. اگر بعد از چند ساعت بازی کردن عصبی و پرخاشگر شد تصمیم خود را بگیرید.

تحقیقات دکتر اولسون در دانشگاه هاروارد ثابت کرد که بروز خشونت در بین نوجوانان بعلت بازیهای رایانه ای یک افسانه است. هرچند این را رد نمیکند ، ولی علت اصلی را چیز دیگری میداند وی به نکات مثبت بازی کردن ، مثل کنترل احساسات ، افزایش تمرکز و افزایش کار گروهی و صبر در نوجوانان نیز اشاره میکند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 14:33  توسط آرمین  | 

اجاره رحم عبارتست از انتقال یک یا تعداد بیشتری از جنین های حاصل از لقاح تخمک و اسپرم زوج نابارور به رحم یک زن دیگر. در این حالت فرد اجاره دهنده رحم، تنها یک میزبان برای جنین می باشد و از نظر ژنتیکی هیچ گونه مشارکتی با جنین حاصله ندارد.
زوجهایی که دست به این کار می زنند، افرادی هستند که همسرشان بدون رحم می باشد یا به دلایلی رحم شان توسط جراحی برداشته شده است و یا اینکه به دلیل بیماریهای مختلف مثل دیابت، بیماری قلبی، فشار خون یا بیماریهای بدخیم قادر به حمل جنین نیست. در واقع در اجاره رحم، اسپرم پدر با تخمک مادر در محیط آزمایشگاهی لقاح داده می شود و جنین حاصله در رحم زن دیگری که قابلیت بچه دار شدن را داشته باشد جایگزین می شود و نوزاد متولد شده خصوصیات ژنتیکی پدر و مادر خود را به ارث می برد.
البته به گفته پزشکان، فرد حامل جنین از لحاظ چهره و به لحاظ فیزیکی و ژنتیکی تاثیری بروی جنین نمی گذارد، اما از لحاظ روحی و روانی تا حدی می تواند بر جنین تاثیر گذار باشد.
طبق قانون، کلیه هزینه های فرد اجاره دهنده رحم از آغاز جایگزینی جنین تا هنگام تولد نوزاد بر عهد والدین اصلی نوزاد خواهد بود. در پاکستان زنانی هستند که حاضر به پذیرفتن جنین در رحم خود هستند.امروزه زنانی در هند، پاکستان و کشورهای جهان سوم هستند که بخاطر درآمدی بیشتر اقدام به اجاره رحم خود می کنند، آنان با گرفتن حداکثر پنج هزار دلار حاضر به پذیرش این کار می شوند در حالی که در امریکا  این مبلغی بالغ بر بیست هزار دلار می باشد. از این رو زوج های آمریکایی با سفر به کشورهای جهان سوم به دنبال زنانی سالم و نیازمند پول می آیند.
"مهلا" یک زن هندی است که تا سال آینده برای یک زوج آمریکایی، فرزندی را به دنیا می اورد. او پنج هزار دلار گرفته است و در ازای آن، رحم خود را اجاره داده است.

اولین اجاره رحم
در سال 1986، وقتی "ماریا وایتهو" انگلیسی حاضر نشد نوزادی را که در رحم پرورش داده به زوج جوانی که از رحم او برای رشد جنین خود استفاده کرده بودند واگذار کند، بسیاری از حقوق دانان جهان مجبور به طرح قوانینی جدید برای مواردی از این دست شدند. ماریا در واقع از اولین افرادی بود که رحم خود را اجاره داده بود اما به دلیل رابطه عاطفی که بین او  و نوزاد ایجاد شده بود حاضر نشد نوزاد را به والدین اصلی خود تحویل دهد. البته قوانین در آن موقع هم دلالت به این داشت که اگر یک نفر جنین را در رحم خودش پرورش دهد، مادر اصلی نوزاد خواهد بود.

یک زایمان شگفت انگیز
یک زن ناشناس، دو فرزند و نوه خود را در بیمارستانی در شهر گجرات هند به دنیا آورد.جریان از این قرار بود که یک زن 46 ساله انگلیسی با به دنیا آوردن یک دوقولو همزمان هم مادر و هم مادر بزرگ این دو نوزاد شد. در واقع دختر این زن، به دلیل نداشتن رحم قادر به بچه دار شدن نبود و در حالی که به شدت خواهان تولد فرزندی بود، هیچ زنی حاضر به اجاره رحم به وی نمی شد.
تا آنکه شوهرش بعد از چهار سال سردرگمی تصمیم گرفت این پیشنهاد را به مادرش بکند. او هم موافقت کرد و از این رو بعد از گذاردن تخمک  دختر، که در یک آزمایشگاه با اسپرم مرد تلقیح شده بود به رحم مادر منتقل شد و بعد از نه ماه این مادربزرگ یک پسر و دختر دوقولو که هر یک، دو کیلو وزن داشتند را به دنیا آورد، که این بچه ها، نوه هایش به شمار می آمدند.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 15:45  توسط آرمین  | 

خانواده نیک اختر  ایرج پزشک زاد 

    نشر : آبی

درجه کیفی : ب

خانواده نیك اختر اثر طنز نویس مشهور و توانای معاصر كشور مان ایرج پزشكزاد است كه بعد از مدتها فکر کنم در سال 80 در ایران منتشر می شود.
داستان حكایت زن و شوهری ایرانی به نام محمود و بدری نیك اختر است كه پس از انقلاب به اتفاق فرزندانشان( خانم بزرگ) و فاطی كه یك دختر بچه دهاتی است به آمریكا مهاجرت نموده اند.
ما وقتی به آنها بر می خوریم كه یكی از همكلاسیهای نیك اختر به نام خانعمو استاد سابق دانشگاه كه برای گردش به آمریكا آمده، میهمان آنهاست و...

 کتاب مذکور نثر روان و طنز جالب و پر کششی داره و خوندنش خالی از لطف نمی تونه باشه - دوستانی که دائی جان ناپلئون رو خوندن کاملا با این طنز پزشکزادی آشنا هستن اما در کل نمیشه با کتاب دایی جان ناپلئون مقایسه کردش چرا که کتاب نامبرده بسیار تکمیل تر و با وسواس بیشتری نوشته شده است . اما شاید هم سانسور شدن قسمتی از متن و تغییر برخی از کلمات این کتاب برای جواز انتشار تا حدی از زیبایی داستان کاسته باشه . در کل کتاب تا حدی سست مذهبی بودن و انسان نما بودن رو زیر سئوال می بره و نکوهش می کنه .به هر روی خوندن این کتاب کم حجم (حدودا 160 صفحه) رو بهتون توصیه میکنم - من که از خوندنش خیلی لذت بردم و در برخی از قسمت هایش از ته دل خندیدم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:9  توسط آرمین  | 

محققان دريافتند آپانديس كه زائده اي كوچك در پائين شكم است در انسانهاي اوليه نقش هاضم داشته است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از پايگاه خبري هلث دي؛ امروزه آپانديس را زائده اي مي دانند كه تنها زماني آن را مورد توجه قرار مي دهند كه عود كند اما دانشمندان مدعي اند كاربردي براي آپانديس يافته اند.
اين گزارش مي افزايد: آپانديس به عنوان مكانيزمي براي كمك به افزايش حجم باكتري هايي مي كند كه در هضم نقش دارند.
يادآور مي شود: دانشمندان معتقدند وجود آپانديس ضروري است زيرا بيماريهاي خاصي از جمله اسهال خوني آميبي به تدريج باكتريهاي مفيد را از بين برده و باعث اختلالات گوارشي و هضم مي گردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 22:55  توسط آرمین  | 

يك متخصص تغذيه گفت: مصرف بيش از حد آنتي‌بيوتيك‌ها مي‌تواند باعث كمبود ويتامين k در بدن شود. اين گروه از داروها نه تنها باكتري‌هاي مضر بلكه باكتري‌هاي مفيد و فعال كننده ويتامين k را نيز از بين مي‌برند.

مرتضي صفوي در گفت‌و‌گو با فارس افزود: ويتامين K در انعقاد خون و نيز جلوگيري از خونريزي‌هاي كشنده ضرورت دارد اين ويتامين همچنين در سلامت استخوان‌ها نيز نقش دارد و از انواع طبيعي آن فيوتنين كه توسط گياهان سبز ساخته مي‌شود و مناكينون‌ها هستند كه توسط باكتري‌ها ساخته مي‌شود.
وي درباره منابع غني از ويتامين K ، گفت: مهمترين منابع حاوي ويتامين k سبزي‌هاي داراي برگ‌هاي پهن سبز رنگ، اسفناج، گل كلم، كلم بروكلي، كاهوهاي سبز تيره، شلغم، كاهوهاي پيچ، لوبيا سبز، سيب زميني پخته و گوشت گاو است و مصرف اين مواد نياز انسان را به اين ويتامين برطرف مي‌كنند.
صفوي افزود: كمبود ويتامين K در رژيم غذايي زنان تاثير زيادي در افزايش ابتلاي آنان به پوكي استخوان دارد زيرا اين ويتامين نقش زيادي در شكل‌گيري استخوان‌ها دارد.
وي گفت: ويتامين k يك ويتامين محلول در چربي است و اين ويتامين همراه با چربي در سراسر بدن حمل و در بافت چربي بدن ذخيره مي‌شود.
اين متخصص تغذيه ادامه داد: ويتامين K در 100گرم از فرآورده هاي لبني، گوشت و تخم مرغ 50 ميكروگرم وجود دارد و در 100گرم از ميوه‌ها و سبزي‌ها 15ميكروگرم وجود دارد.
صفوي گفت: كمبود ويتامين K سبب خونريزي‌ها‌يي مانند خون دماغ مي‌شود و برخي از خونريزي‌ها ناشي از رقت خون به دليل مصرف داروهاي شل كننده و باز كننده عروق به وجود ‌مي‌آيد و البته مصرف بيش از حد ويتامين k نيز مي‌تواند مضر باشد.
اين متخصص تغذيه افزود: از سبزي‌ها بايد به صورت تازه استفاده كرد و فريز كردن سبزي‌ها سبب از بين رفتن ويتامين K مي‌شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 22:54  توسط آرمین  | 

كمبود ويتامين D يكي از بزرگترين مشكلات است و بسياري از افراد از كمبود ويتامين D به عنوان يك ماده غذايي دوم در بدنشان آگاه نيستند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ايسنا، گر چه كمبود اين ويتامين توجه جامعه پزشكي را نيز به خود جلب كرده اما آزمايش درباره تشخيص كمبود ويتامين D مثل آزمايش كلسترول يا آزمايش‌هاي ديگر، چندان موثر نيست، زيرا داروي گران قيمتي براي جبران كمبود ويتامين D وجود ندارد. بنابراين آگاه سازي مردم در اين زمينه تاثير بيشتري مي‌تواند داشته باشد.

در واقع تا زماني كه قسمت زيادي از پوست بدن در معرض تابش اشعه با ارزش خورشيد قرار دارد، خواندن اين مقاله ضرورتي ندارد اما در غير اين صورت توصيه مي‌شود كه اين مقاله را هم اكنون بخوانيد.

براي اينكه دريابيم بدن چه مقدار ويتامين D نياز دارد بايد فشار خون را اندازه‌گيري كنيم. متاسفانه تعداد اندكي از پزشكان براي تعيين مقدار ويتامين D مورد نياز بدن اين كار را انجام مي‌دهند.

ويتامين D هنگامي كه در پوست توليد و يا جذب بدن مي‌شود، به ويتامين يا پيش زمينه هورمون تبديل مي‌شود كه براي ادامه زندگي ضروري است.

از آن جا كه ويتامين D بعضي از هورمون‌هاي موفق كليدي، رشد سلول‌ها و توليد آنزيم‌ها را كنترل مي‌كند، يكي از بخش‌هاي ضروري دستگاه‌ داخلي است و عملكرد ژنتيكي ديگري نيز دارد.

براساس مطالعاتي كه روي ميزان مرگ و مير ناشي از سرطان در آمريكا انجام شده،80 تا 90 درصد مردم اين كشور مبتلا به كمبود ويتامين D هستند. در مقايسه مردم هاوايي و افرادي كه ساكن مناطق روستايي جنوب شرقي اين كشور هستند و در ماه ژوئيه از بيشترين تابش اشعه فرابنفش B نور خورشيد بهره‌مندند. لذا از نظر ويتامين D در وضعيت عالي قرار دارند.

افرادي كه داراي پوست تيره هستند و هم چنين افرادي كه در آلاسكا و مناطق شهري شمال شرقي آن زندگي مي‌كنند، جزو كساني هستند كه از نظر ويتامين D در بدترين وضعيت قرار دارند.

تقريبا همه آمريكايي‌ها در فصل‌هاي زمستان و بهار دچار كمبود ويتامين D مي‌شوند.

به گفته دكتر ويليام بي‌گرانت محقق برجسته آمريكايي براي پيشگيري از ابتلا به سرطان و برخورداري از سلامت مطلوب سطح سرم D 25 بايد بين 30 تا 40 باشد تا بدن از مطلوب‌ترين مقدار ويتامين D بهرمند باشد.

فهرست بيماري‌هاي مربوط به ويتامين D طولاني و در حال افزايش است. بيماري‌هاي استخوان، نرمي استخوان، پوكي استخوان و راشيتيسم از جمله بيماري‌هاي شايع در اثر كمبود ويتامين D هستند.

نقش ويتامين D تسهيل كردن جذب ويتامين D موجود در مواد غذايي و كمك به سوخت و ساز كلسيم در بدن است. دردهاي عضلاني و ضعف يكي ديگر از اين بيماري‌هاست حدود 16 نوع سرطان وجود دارد كه ويتامين D در پيشگيري از آنها بسيار موثر است. بيماري‌هاي ديگر كه ناشي از كمبود ويتامين D هستند، عبارت از ام ‌اس، ديابت مليتوس نوع اول، آرتريت روماتيسمي مفاصل و نارحتي‌هاي قلبي مي‌باشند.

به گفته پژوهشگران، همچنين كساني كه از مكمل‌هاي ويتامين D مصرف مي‌كنند اگر مقدار زيادي از اين مكمل‌ها استفاده كنند، خطرناك است.

علاوه بر اين، مطالعات جديد در فنلاند نشان داده است؛ كساني كه سطح سرم ويتامين D آنها در حد متوسط است در مقايسه با كساني كه سطح سرم ويتامين D آنها بالاتر يا كمتر از ميزان متوسط است كمتر در معرض خطر ابتلا به سرطان پروستات قرار مي‌گيرند. به غير از نور خورشيد به عنوان منبع كسب اين ويتامين، اشعه فرابنفش B مصنوعي و مكمل‌ها، از جمله راه‌حل‌هاي كاربردي ديگر براي تامين اين ويتامين هستند.

بهترين منبع غني از ويتامين D هم به لحاظ كيفي و هم به لحاظ قابليت جذب ماهي است. البته نه همه ماهي‌ها بلكه ماهي‌هاي خونسرد اقيانوس مانند ماهي آزاد، ساردين، حشينه (از خانواده كليكاها) و ماهي ماكرو (گورماهي) بسيار عالي هستند. شير و آب پرتقال را نيز اكنون با ويتامين D غني مي‌كنند. براي آن كه ويتامين D بيشتري از ماهي بدست آوريم، بايد پوست و چربي زير پوست اطراف باله‌ها و دم آن را مصرف كنيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 22:51  توسط آرمین  | 

مطالعات نشان مي‌دهد: مصرف مقادير كافي ويتامين D در پيشگيري از بروز بيماري ديابت موثر است.

بر اساس اين مطالعات هم چنين علائم و مشكلات ناشي از بيماري ديابت در افراد مبتلا با مصرف اين ويتامين كاهش پيدا مي‌كند. اين پژوهش يك بازبيني علمي است كه از سوي محققان دانشكده پرستاري شيكاگو مارسلا نيهوف در دانشگاه لويولا صورت گرفته و در نشريه «مربي ديابت» به چاپ رسيده است.

دكتر سوپنكوفر، دستيار اين پژوهش و استاد دانشگاه لويولا در اين باره خاطرنشان كرد: ويتامين D مزاياي فراواني براي حفظ سلامت انسان و هم چنين در موارد خاص پيشگيري يا مقابله با برخي از بيماريهاي مزمن دارد. اين مقاله در واقع تاكيد بيشتر بر نقش اين ماده مغذي در پيشگيري يا كنترل عدم تحمل گلوكز و در نتيجه كنترل ديابت دارد.

در اين گزارش، نويسندگان اين مقاله تحقيقاتي آشكار ساختند كه در يكي از پژوهشهاي بازبيني شده اطلاعات مربوط به 3000 بيمار مبتلا به ديابت نوع اول مورد ارزيابي قرار گرفته و دريافته‌اند كه در صورت مصرف مكمل‌هاي ويتامين D علائم و خطر بيماري در افراد فوق كاهش مي‌يابد.

آنها همچنين تاكيد كردند كه مطالعات نظارتي روي بيماران مبتلا به ديابت نوع دوم نيز نشان داد كه استفاه از اين مكمل در كنترل ديابت و جلوگيري از پيشرفت آن نقش مهمي ايفا مي‌كند.

از سوي ديگر دكتر جوآن كوبا، استاديار باليني ديابت در دانشگاه لويولا در اين رابطه اظهار داشت: كنترل كمبود ويتامين D مي‌تواند روشي ساده و كم هزينه براي بهبود كنترل قند خون و جلوگيري از بروز مشكلات و ناراحتي‌هاي جدي ناشي از ديابت باشد.

اين محققان تاكيد كردند كه رژيم غذايي به تنهايي نمي‌تواند براي تامين ويتامين D بدن كافي باشد و بنابراين بايد از مكمل‌ها نيز استفاده كرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 22:50  توسط آرمین  | 

پژوهشگران در يك تحقيق جديد اعلام كردند: ويتامين «D» در واقع يك هورمون است.

اين محققان ادعا كرده‌اند: ويتامين D در واقع هرگز يك ويتامين نيست بلكه هورموني است كه بدون هيچ گونه كمكي از جانب نور خورشيد در درون بدن ساخته مي‌شود. يك گروه از محققان بين‌المللي اين تحقيق را انجام داده و به اين نتيجه رسيده‌اند كه افزايش ميزان ويتامين D در رژيم غذايي زندگي مدرن امروزي بر اساس يك باور عمومي است كه در واقع ناشي از درك اشتباه از عواقب احتمالي آن است.

پروفسور تريوور جي مارشال استاد دانشگاه موردوج در استراليا در اين باره خاطرنشان كرد: آنچه در تحقيقات اخير ما مورد تاييد قرار گرفته اين است كه ويتامين D نوعي هورمون است كه خود بدن به تنهايي آن را مي‌سازد. به اين ترتيب سيستم كنترلي هورموني بدنهاي ما از جانب مقادير بيروني ويتامين D كه داخل بدن مي‌شوند، مغلوب شده است.

پروفسور مارشال در ادامه تاكيد كرد كه اگر مي‌خواهيد كاملا سالم باشيد هيچ نيازي به خوردن ويتامين D و دريافت اين ماده از راه دستگاه گوارشي و هضم آن نداريد. بنابراين از اين پس احتياجي به تهيه مكمل‌هاي گرانقيمت اين ويتامين نخواهيد داشت و هم چنين لازم نيست كه براي توليد اين ويتامين در بدن حمام آفتاب بگيريد. اين پروفسور استراليايي تاكيد كرد: ما نشان داده‌ايم كه تمام اشكال ويتامين D توسط خود بدن قابل توليد شدن هستند و بدن انسان توانايي آن را دارد كه توليدات دروني خود را از اين لحاظ تنظيم كند.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 22:48  توسط آرمین  | 

چرخه‌های مغز جنین بین فعالیت عنان گسیخته و مداوم خواب در مرحله حركت سریع چشم یا REM و وضعیت استراحت كامل یعنی خواب غیر REM عقب و جلو می‌شوند.
اما این مطلب كه آیا مغز جنین‌های جوانتر و نابالغ نیز دارای چرخه خواب است و یا اینكه به سادگی در وضعیت غیر فعال قرار می‌گیرد، پیش از این رازی مهم در دانش بیولوژی انسان بوده است.كارین شواب، ریاضی دان و گروهی از دانشمندان علوم اعصاب در دانشگاه آلمانی «فردریك شیلر» كشف كرده‌اند كه جنین‌های بسیار نابالغ گوسفند می‌توانند هفته‌ها قبل از مشاهده اولین حركات سریع چشم وارد یك وضعیت شبیه رویا دیدن در خواب شوند.بر اساس این تحقیق، تحلیل‌های ریاضیاتی این محققان می‌تواند منجر به درك بهتری از هدف خوابیدن شود و هم چنین ابزاری برای مطالعه نحوه رشد مغز و تشخیص دوره‌های آسیب پذیری در زمان رشد مغز فراهم كند. در حالی كه این آسیب دیدگی‌ها ممكن است به بروز بیماری در سالهای آتی زندگی منجر شود.مقاله‌ای در خصوص این بررسی‌ها در مجله انستیتو فیزیك آمریكا منتشر شده كه روی حركات پویایی غیر خطی در سیستم‌های ادراكی و عصبی متمركز شده است.در این تحقیق بررسی شده كه چطور آشفتگی روی نواحی خاصی از مغز تاثیر می‌گذارد و نیز رویكردهایی را درباره مشكلات مختلف در بحث علوم اعصاب از جمله خواب ارائه شده است.به گفته دانشمندان، اندازه گیری و سنجش مستقیم فعالیت مغز جنین انسان در رحم غیر ممكن است.آنچه كه ما درباره عادات ابتدایی خواب می‌دانیم عمدتا از حركات چشمی مربوط به مشاهده منشا می‌گیرند.عملكرد‌ چرخه‌های خواب در اوایل دوران جنین و نیز ماه‌های پایینی این دوره هنوز موضوعی بحث برانگیز در دنیای تحقیقات روی فرایند خواب است.دانشمندان از شیوه‌های گوناگون برای ارزیابی فعالیت مغز در جنین استفاده كرده‌اند اما تمام این شیوه‌هامشكل و خطا پذیر بوده‌اند. به همین دلیل هنوز محققان درباره رشد مغز جنین و چرخه‌های ساده خواب در این دوران اطلاعات دقیقی ندارند.اما این‌بار دكتر شواب برای حل این مشكل روی گوسفند مطالعه كرده است. چون این حیوان معمولا یك یادو جنین را به اندازه و وزن جنین انسان باردار می‌شود.وی و دستیارانش، فعالیت الكتریكی مغز را در جنین گوسفند بررسی كردند. آنها با بهره گیری از تكنیك‌های ریاضی به كشف الگوهای مهمی در خواب جنین نائل شده‌اند.دكتر شواب توانست چرخه‌هایی را در پیچیدگی فعالیت مغزی نابالغ شناسایی كند. این چرخه‌ها هر 5 تا 10 دقیقه نوسان دارند و همزمان با رشد جنین به آرامی تغییر می‌كنند.این یافته درك بهتری از فرایند رشد مغزی به ویژه از زمان جنینی و سرنخ‌های مهمی درباره بیماری‌های پس از تولد و در سنین بزرگسالی در اختیار محققان قرار خواهد داد.
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 22:5  توسط آرمین  | 

۱. اين ممكن است كه بتوان هر چيزي را به صورت علمي شرح داد،اما اين بي احساس و بي معني خواهد بود،درست مثل اين كه اگر شما سمفوني بتهوون را همچون يك موج نوساني فشرده شرح دهيد.
2. مسلما نيروي جاذبه هيچ مسئوليتي در قبال افتادن انسانها در عشق ندارد.
3. وقتي شما به مدت دو ساعت با دختر زيبايي مي نشينيد به نظر مي رسد كه دو دقيقه بر شما گذشته،ولي وقتي روي يك اجاق داغ براي دو دقيقه مي نشينيد گويي به نظر مي رسد كه دو ساعت بر روي آن نشسته ايد.((اين نسبيت است)).
4. تخيلات بسيار مهم تر و با ارزش تر از دانش و دانسته ها هستند.
5.اشخاص مختلف به كمك تكلم مي توانند تا حدودي تجربيات خود را با هم مقايسه كنند،از اين راه نشان داده مي شود كه برخي ادراكات حسي اشخاص مختلف نظير يكديگر است،در حالي كه براي ادراكات حسي ديگر چنين تناظري را نمي توان اثبات كرد.ما عادت داريم كه آن دسته از ادراكات حسي را كه بين افراد مختلف مشترك هستند و بنابراين ،تا حدودي،غير شخصي هستند را،واقعي بدانيم.
6. در طول يك قانون رياضي به يك واقعيت اشاره مي شود ولي يقين وجود ندارد. در طول زماني كه يقين وجود دارد،كسي به واقعيت اشاره نمي كند.
7. گاهي اوقات ما بهاي هنگفتي را براي هيچ مي پردازيم.
8. زماني كه از آلبرت اينيشتين خواسته شد كه درباره ي راديو شرح دهد،پاسخ داد:
((ببينيد،سيم تلگراف شبيه يك گربه ي بسيار بسيار طويل مي باشد.شما دم او را در نيويورك مي كشيد،و او در لس آنجلس ميوميو مي كند.آيا شما اين را درك مي كنيد؟راديو نيز دقيقا اين چنين عمل مي كند؛شما سيگنال را در اينجا ارسال مي كنيد وآنها در انجا ان را دريافت مي كنند.فقط با اين تفاوت كه در آنجا گربه اي وجود ندارد.))
9. اگر من فقط شهرت داشتم ، من فقط يك قفل سازمي بودم.
10. انسان عموما از نسبت دادن صفت زيركي به ديگران اجتناب مي كند، مگر به دشمن.
11. هيچ گاه به آينده فكر نمي كنم ،آينده خيلي زود از راه مي رسد.
12.انسان جزئي است از يك كل،كه ما آن را ((عالم))مي ناميم.جزئي كه محدود به زمان و فضا است.او خود افكار و احساساتش را به عنوان چيزي جداي بقيه عالم تجربه مي كند.كه مي توان ان را نوعي خطاي باصره در خود آگاهيش دانست.اين خطا براي ما نوعي زندان است كه ما را به اميال شخصي و ابراز عواطف نسبت به چند نفري كه از همه به ما نزديكترند محدود مي كند.
وظيفه ي دشوار ما بايد اين باشد كه خود را از اين زندان نجات دهيم و دايره ي عواطف خود را گسترش دهيم،تا همه موجودات زنده و سراسر طبيعت را با تمام زيبائيهايش در بر گيرد.هيچ كس قادر نيست كاملا به اين هدف دست يابد.اما تلاش براي نيل به آن خود بخشي از روند آزادي براي امنيت دروني است.
13. فقط دو چيز لايتناهي وجود دارد،جهان هستي و ناداني انسانها،البته من راجع به اولي زياد مطمئن نيستم.
14. در مقابل خداوند همه ي ما به يك اندازه خردمند و به يك اندازه احمق هستيم.
15. لذت نگريستن و درک طبيعت والاترين نعمت است.
16. - آلبرت اينيشتين (متفكر و فيزيكدان بزرگ)   Albret Einstein:
قرآن، كتاب جبر يا هندسه يا حساب نيست بلكه مجموعه‌اي از قوانين است كه بشر را به راه راست، راهي كه برزگ‌ترين فلاسفه از تعريف آن عاجزند ، هدايت مي‌كند.
17. نقطه اتصال دو زمان گذشته و آينده حال است قدر آنرا بدانيد.
18.راز ابدي دنيا دريافتني بودن آن است.
از يافته هاي بزرگ امانوئل كانت يكي اين است كه فرض دنياي خارجي واقعي،بدون اين دريافتني بودن،بي معني است.اين واقعيت كه دنيا دريافتني است،يك معجزه است.
19. قسم مي خورم كه توي اين عالم يك خبري هست!!
20. به هنگام رويارويى با مشكلات اساسى، نمى‏توانيم از همان سطح تفكرى كه آن مشكلات را به وجود آورديم، آنها را برطرف كنيم.
21. عشق مثل ساعت شنی می ماند، هم زمان که قلب را پر می کند،مغز را خالی می کند.
22. من می خواهم انديشه های خداوند را بدانم...بقيه چيزها جزئيات هستند.
23. من خودم را براي يك كار خيلي بزرگ آماده كرده بودم اما بعد از اينكه مسايل رو ديدم فهميدم كه كار بزرگي نمي خواهد انجام بدهم. فقط بايد اين قايق را روي آب انداخت و كمي پارو زد. همين!!
24.تجاربي كه تا كنون داشته ايم به ما اي اجازه را مي دهند كه طبيعت را مصداق ساده ترين انديشه هاي رياضي قابل تصور بدانيم.من قانع شده ام كه مي توان با استفاده از ابزارهاي رياضي محض،مفاهيم و قوانين مرتبط كننده آنها را كه كليه شناخت طبيعت هستند بدست آورد،آزمايش ممكن است الهام بخش مفاهيم رياضي مناسب باشند اما به طور قطع و يقين نمي توان اين مفاهيم را از تجربه استنتاج كرد،البته آزمايش همچنان يگانه معيار مفيد بودن ساختارهاي رياضي خواهد بود اما خلاقيت در جنبه هاي رياضي مطلب است،بنا براين به يك اعتبار عقيده دارم كه همانطور كه قدما تصور مي كردند،فكر محض مي تواند به درك واقعيت نائل شود.
25. من بافته هاي فكرم را با استفاده از تيشه ي رياضي آنچنان ظريف و حساس كرده ام تا به فركانسهاي خدا، عكس العمل نشون بده.
26. جالبه كه هر كدام ما براي يك سفر روي زمين مي آييم كه نميدونيم چرا؟ اما بنظر ميرسه كه هدف مقدسي  وجود داشته باشه.
27. در جهان چيزي هست كه نمي دانيم چيست و كاري مي كند كه نمي دانيم چه كاري است.
28.براي من چه لذتي عميق تر و واقعي تر از اين است كه بدانم ،آيا خداوند هيچ انتخابي در آفرينش اين جهان داشته است.
29.دو راه براي زندگي در دوران زندگي وجود داردؤيكي آنكه تصور كنيم هيچ چيز يك معجزه نيست و ديگر آنكه تصور كنيم كه همه چيز يك معجزه است.
30.تو نمي تواني به طور همزمان هم آماده ي جنگ و هم مانع از وقوع جنگ شوي.
31.نفهميدني ترين چيز در رابطه با دنيا آن است كه اصلا قابل درك نيست.
32.خداوند براي آفرينش جهان تاس نيانداخت.
33.اگر A يك معادله ي موفق باشد،آنگاه فرمول آن به اين قرار است:  Z+Y+X=A  كه در آن،X : كار و Y: تفريح و Z : دهانت را بسته نگه دار، تعريف شده است.
34..شما وقتي تبسم مي كنيد، جامه ي انسانيت مي پوشيد.
35.از نظر من معادله مهم تر است زيرا سياست براي حال است و معادله براي ابد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 3:56  توسط آرمین  | 

افلاطون، فراتر از فوايد و شگفتیهای عشق و زيباييهای آن، به حقيقت عشق نظر میکند. در نظر افلاطون، عشق شيفتة زيبايي است و در اين ميان، فلسفيدن و عشق ورزيدن هر دو يکی است. هدف فيلسوف و عاشق، جستجوی نفس زيبايي است. به عبارت ديگر، زيبايي از آنِ چيزی است که فلسفه در پی آن است. فلسفه و عشق، تلاش برای نيل به زيبايي يا خوبی است. لذا دانش يگانهای وجود دارد که زيبايي، موضوع آن است و زيبايي و خوبی برين، جزئی از حقيقت يگانه هستند. از اينجاست که در طول تاريخ غرب تا قبل از دورة مدرن، زيباييشناسی کلاسيک نه جزئی از فلسفه که با آن يکی است. در زيباييشناسی کلاسيک، زيبايي فقط خاص هنر نيست، بلکه در همه جا و فراگير است . زيبايي معانی وسيعی دارد. مفهوم زيبايي به معنای امروزی کلمه از نتايج عصر روشنگری است و اين عصر از قرن 18 ميلادی شروع میشود. از ويژگیهای زيباييشناسی کلاسيک آن است که زيبايي و هنر همه جا بوده است.آنچه را که زيباييشناسی کلاسيک ناميدند، چه در معنای عام آن و چه در زمان حال و گذشته، بنيانگذار آن به لحاظی افلاطون بوده است. البته زيباييشناسی محدود به افلاطون و يونان نمیشود، بلکه خاص دنيای قديم بود.

زيباييشناسی کلاسيک دارای مبانی انتولوژيک میباشد و ريشه در مفهوم "وجود" دارد. در اين صورت وقتی که از زيباييشناسی افلاطون سخن میگوييم، اگر از "وجود" ياد نکنيم، سخنان ناتمام خواهد ماند و يا برعکس، اگر از وجود صحبت میکنيم از زيبايي ياد نکنيم، حق مطلب را به جا نياوردهايم.

رابطه و پيوند زيبايي و وجود در نظر افلاطون :

در ميان نوشتههای افلاطون سه اثر عمدتاً اختصاص به بررسی مفهوم زيبايي دارند، اولين آنها "هيپياس بزرگ" است که موضوع آن جستجوی حقيقت و ذات زيبايي است. دومين رساله "ميهمانی" است که موضوع آن عشق و زيبايي است که زيبايي در رابطه با عشق مطرح میشود. سومين "فِدر" يا "فايدروس" موضوع يا حداقل قسمت عمدة موضوع آن حقيقت و زيبايي است. در اينجا زيبايي در رابطه با مفهوم حقيقت بيان میشود؛. يعنی زيبايي چيست؟

"هيپياس بزرگ" يعنی همان جستجوی حقيقت و ذات زندگی، که در جستجوی خود زيبايي فینفسه است.

میتوان گفت که زيبايي غير از چيزهای زيبا و سودمند است. فرق زيبايي و سودمندی اساسی است، در حالی که بعدها زيبايي و سودمندی را يکی میدانند؛ يعنی اگر شيئی کارايي داشته باشد، میتواند زيبا باشد.

در دو رسالة ديگر "ميهمانی و فِدر" افلاطون بيشتر دربارة مفهوم کندوکاو میکند. در رسالة ميهمانی از سرآغاز مکالمه زيبايي حضور دارد. وجه تسميه ميهمانی نيز به اين علت است که گفتگو در منزل آگاتون از تراژدینويسان آن دوره برگزار شده، و او جايزهای برای اولين اثر تراژيک خود برده بود و بخاطر همين امر ميهمانی داده بود.

آپلو داستان را روايت کرده، میگويد: «در راه رفتن به ميهمانیِ آگاتون، سقراط را ديدم که برخلاف هميشه تميز و مرتب است و کفش به پا دارد.» آپلو با تعجب میپرسد: «به کجا چنين زيبا میروی؟» سقراط میگويد: «برای شام به خانه آگاتون دعوت دارم، از اين رو خود را آراستم، زيرا زيبا بايد نزد زيبا رفت.». فلسفه امری الهی نيست، بشری است.. عشق نيز عشق به زيبايي است، پس ضرورتاً عشق فيلسوف است.در اين جمله به نوعی ارتباط و پيوند عشق و زيبايي و از طرفی زيبايي و فلسفه را میبينيم. افلاطون صراحتاً میگويد که خود عشق فيلسوف است نه فلسفه، چون فيلسوف در جستجو است و عشق هم در جستجو است. پس پيوند ميان عشق و زيبايي با يکديگر از سويي و با فلسفه از سوی ديگر، به خوبی از اين فلسفه به دست میآيد. فلسفيدن و عشق ورزيدن هر دو يکی است و هدف فيلسوف يا عاشق جستجوی زيبايي است. اينجاست که مفهوم وجود که موضوع فلسفه است، با زيبايي يکی میشوند. البته بعدها افلوطين بين زيبايي و خير برتر و يا وجود مطلق قائل به نوعی تفاوت میشود.

به سخن ديگر، زيبايي از آن چيزی است که فلسفه در پی آن است. آنچه که دوستداشتنی است، آن چيزی است که حقيقتاً زيبا، ظريف، کامل و خوشترين است. بنابراين موضوع فلسفه نه تنها زيباترين و ظريفترين است، بلکه سعادتمندترين و خوشترين است و به مفهوم لذت برمیگردد که از غايت فلسفه جدا نيست.

از سوی ديگر، زيبايي و خوبی پيوند دارند. زيبايي علاوه بر پيوند با عشق و فلسفه، با خوبی هم پيوند دارد. مفهوم خوبی در نزد افلاطون بسيار اساسی است. خير برين همان موجود مطلق است. "پس زيبايي با خوبی پيوند دارد"، زيرا انسانها خوبی را دوست دارند و میخواهند که خوبی هميشه از آنِ ايشان باشد. پس خلاصة عشق يعنی "تملک هميشگی خير و خوبی" يعنی آنچه که فلسفه در پی آن است. در نتيجه، زيبايي با خوبی که همان وجود مطلق يا «يک يک» (احد) باشد، يکی است.

حال که دانستيم فلسفه يا عشق همان تلاش برای تملک زيبايي يا خوبی است، بايد بدانيم اين تملک شدنی است و کسی که زيبايي و خوبی را در تملک خود آورد، به معنای افلاطونی کلمه، فيلسوف شد. حال برای رسيدن به نهاييترين مرحله و ديدن زيبايي بايد از جوانب زيبايي محسوس آغاز کرد و سعی نمود که زيبايي مطلق را فقط در يک چيز نديد، بلکه در چيزهای مختلف ديد. در اين صورت يک پله به زيبايي مطلق نزديک شدهايم، چرا که زيبايي را در يک شیء محدود و محصور نکردهايم، بلکه آن را بر حوزههای مختلف ديدهايم.

 ديدگاه افلاطون زاهدانه نيست و اگر در اين مورد سختگيری میکند، برای اين است که نفس زيبايي برای او مطرح است. «کسی که راه عشق همة آن مراحل را طی کرد و زيباييهای فراوان را بدان ترتيب که برشمرديم، مشاهده نمود، در پايان راه يکباره با زيبايي حيرتانگيزی روبرو میگردد و آن زيبايي خاص همان چيزی است که همة آن کوششها برای رسيدن به آن صورت گرفته است.» در اينجا افلاطون کلمه "يکباره" را به کار میبرد. انسان پله پله و به تدريج پيش میرود، وليکن زيبايي خود را "يکباره" نشان میدهد. واژة "يکباره" تنها در اين متن نيست که افلاطون به کار میبرد، لااقل در دو متن ديگر نيز هست که يکی در نامه هفتم است که در مورد حقيقت است و در آن راه حقيقت يکباره خود را نشان میدهد و يکباره در واقع به نوعی گذشت از سوژه است. ديگری دره پارمنيدس که میگويد وقتی که از گذر زمان و لحظه سخن میگويد، فاصله گذر از حال به آينده يکباره صورت میگيرد.

«سرانجام راه همان نظارة خود زيبايي که پاک و بدون آميختگی است، میباشد.» در اينجا افلاطون بار ديگر بر اهميت زيبايي تأکيد میکند، زيرا زيبايي محسوس در حقيقت زيبايي مشارکت دارد و نشانه و اثر آن در هستی و در ميان آدميان میباشد

حال به رابطة زيبايي و حقيقت میپردازيم. در رسالة فِدر مسئلة زيبايي در رابطه با جنون عشق مطرح میشود.

در رسالة فِدر افسانهای است که به افسانة "ارابه بالدار" معروف است که همان تجسم سهگانه نفس است. اين سه، ارابهران و دو اسبش است. مطابق اين افسانه نفسهای آدميان پيش از ورود به تن و افتادن روی زمين همگام و همرکاب نفسهای خدايان میباشند و همراه ايشان به ورای آسمان میروند و به حقيقت نزديک میشوند. تلاش برای رسيدن به مرغزار حقيقت اين است که بهترين پارة نفس از چمنزارهايي که در اين مرغزار است، تغذيه میکند؛ لذا نفس در ارتباط بیواسطه با تجلی حقيقت است.

تا اينجا هرچند نفس کمابيش به آسانی تا مرغزار حقيقت بالا میرود، از فلسفه سخن به ميان میآيد و نه از عشق. پس تا زمانی که به زمين بيايد، از فلسفه و عشق حرفی در ميان نيست، زيرا اين دو به زمين تعلق دارند.

با عشق به زمين میآييم. در واقع، زيبايي در روی زمين اثر و نشانة مرغزار حقيقت است. از اين رو، افلاطون میگويد: «هنگامی که با ديدار زيبايي اين جهانی، نفس به ياد زيبايي قبلی میافتد، دوباره بال و پر میگيرد و بیصبرانه در صدد پرواز برمیآيد؛ ولی از انجام آن ناتوان است. از اين رو نظرش به سوی بالا و بیاعتنا به امور اين جهان است؛ بدين روی میگويند به جنون دچار شده است.

در اينجا نکتهای مطرح است و آن اينكه با ديدن زيبايي اين جهان انسان به ياد زيبايي حقيقی در مرغزار حقيقت میافتد. پس مثل بقيه نيست و سرش به سوی بالاست؛ يعنی به فکر آن حقيقت است.

عمدة کتاب فِدر در اين مورد است که چطور برخورد با زيبايي محسوس مقدمه حرکت میشود و کسی که اين را میبيند، سعی میکند مثل خودش را بيافريند، مثل شاگرد و استاد؛ و زيبايي محسوس سرآغاز فلسفيدن است. افسانه فِدر در مورد نفس نيز گويای پيوند ميان حقيقت و زيبايي و نقش زيبايي محسوس در انديشة فلسفی میباشد. شعر ميرفندرسکی درست تمام فلسفه افلاطون را بيان کرده است.

چرخ با اين اختران نغز خوش زيباستي        صورتی در زير دارد آنکه در بالا ستی
صورت زيرين اگر با نردبان معرفت                بر رود بالا همی با اصل خود يکتاستی

پس به اين ترتيب زيبايي محسوس و معقول نيز دارای بار و معنای انتولوژيک است و بدون وجود حقيقت بیمعنا و تهی از محتوا میگردد. نکته ديگر اينکه زيبايي در نزد افلاطون تنها در هنر نمیباشد. اين اشتباه ما است که زيبايي را فقط هنر میدانيم، بلکه در همه جا است و همه جا بودن زيبايي از جمله ويژگیهای زيباييشناسی کلاسيک است؛ پس زيبايي فقط در هنرهای زيبا نيست و در همه جا است.

"ماريلسوس ويچینو" فيلسوف افلاطونی مشربِ دورة رنسانس جملهای دارد که گوياترين سخن دربارة زيبايي کلاسيک میباشد:
«زيبايي شکوه چهرة خداست» يا «زيبايي شکوه و رحمت خدا است».

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 3:51  توسط آرمین  | 

دوستی می خواست در مورد بمب اتم بیشتر بدونه منم بعد از کمی دیر کرد ( حدودا ۲ ماه) این مطلب رو برای ایشون و سایر خوانندگان محترم میفرستم

آنچه خداوند در طبیعت به ودیعه نهاده است، اگر بصورت صحیح و در جهت درست مورد استفاده قرار گیرد، وسایل رفاه و آسایش بیشتر را تأمین خواهد کرد.اما اگر این امکانات خدادادی در جهت نادرست ونامشروع مورد بهره برداری قرار گیرند، نه تنهاوسیله‌ای برای آرامش و آسایش او نخواهد بود، بلکه بلای جان او شده و وسیله‌ای برای تهدید هستی او تبدیل خواهد شد. یکی از این منابع طبیعی سنگ معدن اورانیوم است که اگر بصورت درست مورد استفاده قرار گیرد، بسیار مفید بوده و به تعداد فوق‌العاده‌ای می‌تواند انرژی برق مورد استفاده بشر را تأمین کند، اما متأسفانه استفاده‌های نادرست سبب شده است که این عنصر خدادادی ماده اولیه سلاحهای مرگبار باشد که بمب اتمی یکی از این نمونه‌ها می‌باشد.

بمب اتمی چیست؟
بمب اتمی در اصل یک راکتور هسته‌ای ‌کنترل نشده است که در آن یک واکنش هسته‌ای بسیار وسیع در مدت یک میلیونیم ثانیه در سراسر ماده صورت می‌گیرد. بنابراین ، این واکنش با راکتور هسته‌ای کنترل شده تفاوت دارد. در راکتور هسته‌ای کنترل شده ، شرایط به گونه‌ای سامان یافته است که انرژی حاصل از شکافت بسیار کندتر و اساسا با سرعت ثابت رها می‌شود. در این راکتور ، ماده شکافت پذیر به گونه‌ای با مواد دیگر آمیخته می‌شود که بطور متوسط ، فقط یک نوترون گسیل یافته از عمل شکافت موجب شکافت هسته دیگر می‌شود، و واکنش زنجیری به این طریق فقط تداوم خود را حفظ می‌کند. اما در یک بمب اتمی ، ماده شکافت‌پذیر خالص است، یعنی یک متعادل کننده آمیخته نیست و طراحی آن به گونه‌ای است که تقریبا تمام نوترونهای گسیل یافته از هر شکافت می‌تواند در هسته‌های دیگر شکافت ایجاد کند.

آیا اینشتین مقصر بود؟
آلبرت اینشتین اولین کسی بود که نظر داد کوچکترین ذره هر ماده یعنی اتم ممکن است دارای مقدار زیادی انرژی باشد. وی در سن 26 سالگی در حالی که در دنیای علم را کسی او را نمی‌شناخت "تئوری مخصوص نسبیت" را در یک مجله فیزیک به چاب رساند. فرضیه او امروزه مشهورترین معادله علمی جهان است (انرژی مساوی است با جرم در مربع سرعت نور)
این معادله نشان داد که اگر انرژی یک پرتو از هر ماده‌ای آزاد شود قدرت حاصله برابر است با نیروی انفجار هفت میلیون تن ماده منفجر تن ان تی است، گر چه این معادله نگاه بشر را نسبت به جهان هستی کاملا دگرگون کرد ولی تعداد اندکی از فیزیکدانهای آن زمان به اهمیت واقعی آن پی بردند.

 سالیان سال E = mC2 عنوان روز و شبها بود و بعد با انفجار بمب اتمی در هیروشیما این معادله تبدیل به حقیقی دهشت آور شد.
انرژی اتمی اکنون منبع بسیار مهمی از انرژی است و بسیاری از کشورها به منظور تولید الکتریسیته ، پایگاههای انرژی اتمی ایجاد کرده‌اند. متاسفانه همین انرژی برای ساختن بمبهایی با قابلیت تخریب فوق‌العاده بکار می‌رود. امروزه سلاحهای هسته‌ای زیادی در سراسر جهان برای انهادام سیاره ما تولید شده‌اند. اگر آلبرت اینشتین الان زنده بود در این مور چه نظری داشت؟ او که تا سال 1955 در قید حیات بود خود را فردی صلح طلب می‌دانست و از روشهایی که از انرژی اتمی استفاده می‌شد سخت نگران و مضطرب می‌شد، شاید اکنون بزرگترین اشتباه تاریخ را شکافتن ذره اتم می‌دانست.

 پیشگامان ساخت بمب اتمی
هانري بكرل نخستين كسي بود كه متوجه پرتودهي عجيب سنگ معدن اورانيم گرديدبس ازان در سال 1909 ميلادي ارنست رادرفوردهسته اتم را كشف كردوي همچنين نشان دادكه پرتوهاي راديواكتيودر ميدان مغناطيسي به سه دسته تقيسيم مي شود( پرتوهاي الفا وبتا وگاما)بعدها دانشمندان دريافتند كه منشاء اين پرتوها درون هسته اتم اورانيم مي باشد               .
در سال 1938 با انجام ازمايشاتي توسط دو دانشمند ا لماني بنامهاي ا توها ن و فريتس شتراسمن فيزيك هسته اي پاي به مرحله تازه اي نهاد اين فيزيكدانان با بمباران هسته اتم اورانيم بوسيله نوترونها به عناصر راديواكتيوي دست يافتندكه جرم اتمي كوچكتري نسبت به اورانيم داشت او براي توصيف علت ايجاد اين عناصرليزه ميتنرو اتو فريش پديده شكافت هسته رادر اورانيم تو ضيح دادندودر اينجا بود كه نا قوس شوم اختراع بمب اتمي به صدا در امد                              .

u235+n->fission+2or3n+200Mev

زيرا همانطور كه در شكل فوق مي بينيد هر فروپاشي هسته اورانيم0 ميتوانست تا 200 مگاولت انرژي ازاد كند وبديهي بود اگر هسته هاي بيشتري فرو پاشيده مي شد انرژي فراواني حاصل مي گرديد.
بعدها فيزيكدانان ديگري نيز در اين محدوده به تحقيق مي پرداختند يكي ازانان انريكو فرمي بود( 1954 - 1901) كه بخاطر تحقيقاتش در سال 1938 موفق به دريافت جايزه نوبل گرديد. اولين تلاش‌ها در جهت ساخت بمب اتمي در آلمان نازي آغاز گشت. در اين دوران، شيميداني به نام پل هارتک از اساتيد دانشگاه هامبورگ به توان بالقوه نيروي اتمي براي کاربردهاي نظامي پي برد. وي در 24 فوريه 1939 امکان استفاده از انرژي هسته‌اي به عنوان يک سلاح با توان تخريبي نا محدود را طي نامه اي به وزارت جنگ در برلين اطلاع داد. بدنبال اين امر گروهي براي تحقيق در اين رابطه تشكيل شد و وارنرهايزنبرگ فيزيکدان برجسته آلماني به طور غير رسمي سرپرست تيم تحقيقاتي آلمان براي ساخت بمب هسته‌اي گشت.                                      
در سال 1939 يعني قبل از شروع جنگ جهاني دوم در بين فيزيكدانان اين بيم وجود داشت كه المانيهابه كمك فيزيكدانان نابغه اي مانند هايزنبرگ ودستيارانش بتوانند با استفاده از دانش شكافت هسته اي بمب اتمي بسازندبه همين دليل از البرت انيشتين خواستند كه نامه اي به فرانكلين روزولت رئيس جمهوروقت امريكا بنويسددر ان نامه تاريخي از امكان ساخت بمبي صحبت شد كه هر گز هايزنبرگ ان را نساخت.
چنين شدكه دولتمردان امريكا براي پيشدستي برالمان پروژه مانهتن را براه انداختندو از انريكو فرمي دعوت به عمل اوردند تا مقدمات ساخت بمب اتمي را فراهم سازد سه سال بعددر دوم دسامبر 1942 در ساعت 3 بعد از ظهر نخستين راكتور اتمي دنيا در دانشگاه شيكاگو امريكا ساخته شد
انریکو فرمی و همکارانش در دانشگاه شیکاگو پس از ساخت نخستین راکتور هسته‌ای جهان به امید آنکه از راکتور هسته‌ای تنها در اهداف صلح آمیز استفاده شود، و دنیا عاری از سلاحهای اتمی گردد، در این زمینه گام برداشتند.
یکی از پیشگامان ساخت بمب اتمی لیزه متینر می باشد.
ليزه در سال 1878 در يك خانواده هشت نفري بدنيا امد وي سومين فرزند خانواده بود باو جود تمامي مشكلاتي كه بر سر راه وي بخاطر زن بودنش بود در سال 1901 وارد دانشگاه وين شد و تحت نظارت بولتزمن كه يكي از فيزيكدانان بنام دنيا بود فيزيك را اموخت . ليزه توانست در سال 1907 به درجه دكتر نايل گردد و سپس راهي برلين گرديد تا در دانشگاهي كه ماكس پلا نك رياست بخش فيزيك ان را بر عهده داشت به مطالعه و تحقيق بپردازد بيشتر كارهاي تحقيقاتي وي در همين دانشگاه بود وي هيچگونه علاقه اي به سياست نداشت و لي به علت دخالتهاي روزن افزون ارتش نازي مجبور به ترك برلين گرديد ودر سال 1938 به يك انستيتو در استكهلم رفت . ليزه ميتنر به همراه همكارش اتو فريش اولين كساني بودند كه شكافت هسته را توضيح دادند انان در سال 1939 در مجله طبيعت مقاله معروف خود را در مورد شكافت هسته اي دادند وبدين ترتيب راه را براي استفاده از انرژي گشودند به همين دليل پس از جنگ جهاني دوم به ميتنر لقب مادر بمب اتمي داده شد ولي چون وي نمي خواست از كشفش بعنوان بمبي هولناك استفاده گردد بهتر است به ليزه لقب مادر انرژي اتمي داده شود.

انفجار هیروشیما در ژاپن
روز ششم اوت سال 1945 میلادی مطابق با پانزدهم مرداد ماه 1324 هجری شمسی در ساعت هشت و ربع صبح ، 3 فروند هواپیمای متفقین که حامل وحشتناک‌ترین و مخرب‌ترین سلاحهای تا آن زمان نوع بشر را در اختیار داشت، یکی از این بمبها را با چتر پرتاب کردند، که یک انفجار هولناکی انجام گرفت. تنها تعداد کشته شدگان طبق آمار شهرداری هیروشیما که روز دوم فوریه سال 1946 منتشر گردید، 270000 نفر بودند .
دهها هزار نفر دیگر به شدت زخمی و مجروح شدند تمام خانه‌های چوبی و سنگی واقع در داخل مدار یک کیلومتری مرکز انفجار کاملا سوختند. از 75 هزار خانه هیروشیما 55 هزار خانه به کلی سوخت، 2600 خانه نیم سوز شد، 6820 خانه منهدم و 3750 خانه نیمه خراب گردید. در کل 90% شهر تخریب شد، درجه حرارت منطقه تحت پوشش انفجار به قدری بود که قشر خارجی آجرها و سنگهای عمارات تا مساحت بیش از یک کیلومتری ذوب شده بودند                      .

انفجار ناکازاکی
سه روز بعد بمب دیگری در ساعت یازده و نیم که قویتر از بمب هیروشیما بود، روی بندر ناکازاکی انداخته شد و نابودی و مرگ برای چند صد هزار نفر مردم به ارمغان آورد. این دو فاجعه بزرگ سبب هلاکت ، سوختگی ، شکستگی ، زخمهای عمیق ، جنون و انواع بیماریهای مهلک و غیر قابل علاج توده وسیعی از مردم ژاپن گردید و همین فاجعه‌ها به جنگ بین آمریکا و ژاپن خاتمه داد. تعداد مرده و زخمی در یک لحظه چند صد هزار نفر بود، از 170 پزشک شهر هیروشیما فقط 50 نفر سالم ماندند.

 

دو هفته بعد از انفجار
خونریزی جلدی و زیر جلدی و علائم دیگر تشعشع هسته‌ای ظاهر گردید و 50% بیماران پس از چند هفته تلف شدند. بیماری مرگبار جدیدی به نام آتم در این دو شهر به سرعت پیشرفت کرد.

علائم حمله بیماری آتم
ریزش مو ، خونریزی زیر جلد و مخاط و اعضای درونی ، لوکوپنی زخمهای داخل دهان ، تب و اسهال و ... علم پزشکی روز از معالجه بیماران عاجز ماند و تلفات انسانی شدیدی صورت گرفت.
پس از پايان جنگ دوم جهاني دانشمندان در آمريكا به تحقيق در رابطه با تسليحات هسته‌اي ادامه دادند. اگرچه اين تصور وجود داشت كه هيچ كشوري ديگري در دنيا نمي‌تواند تا پيش از سال 1955 به فنآوري ساخت سلاح هسته‌اي دست يابد، اما كلاوس فيوكس يكي از فيزيكدانان آلماني كه در رابطه با مواد فوق انفجاري (High Explosive) با تيم اوپنهايمر همكاري مي‌كرد، طرح‌ها و جزئيات طراحي بمب آزمايش شده در ترينيتي را در اختيار جاسوسان شوروي قرارداد. به اين ترتيب در 29 آگوست 1949 اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي اولين آزمايش اتمي خود را با موفقيت انجام داد و غرب را در وحشت فرو برد. اين انفجار اثر زيادي در تسريع جنگ سرد گذارد و موجب ايجاد رقابت تسليحاتي بين آمريكا و شوروي گرديد.
پس از آن ايالات متحده جهت حفظ برتري تسليحاتي خود ، تحقيق در رابطه با ساخت بمب گداختي(يا هيدروژني) يا به عبارت دقيقتر ، تسليحات گرما-هسته‌اي (Termo- Nuclear) را آغاز كرد.پيش از اين اوپنهايمر به دليل اتخاذ مواضعي بر عليه ساخت تسليحات هسته‌اي از سرپرستي پروژه كنار گذارده شد و ادوارد تلر هدايت عملي پروژه ساخت بمب هيدروژني را برعهده گرفت. نخستين آزمايش يك وسيله گرما-هسته‌اي با اسم رمز مايک در نوامبر سال 1952 در جزيره کوچکي به نام الوگالب در مجاورت اني وتاک در جزاير مارشال انجام شد.وزن تجهيزات به کار رفته در اين انفجار شامل دستگاه هاي تبريد به بيش از 65 تن ميرسيد. از آنجايي که در اين سيستم مستقيما از ايزوتوپهاي دوتريوم و تريتيوم مايع استفاده ميشد، به آن لقب بمب خيس(wet bomb) داده بودند .پيش بيني ميشد که قدرت اين انفجار معاد يک يا دو مگاتن تي ان تي باشد. اما برخلاف انتظار شدت انفجار معادل 10.4 مگاتن تی ان تی بود. نتايج انفجار بسيار هراسناک بود. قطر گوي آتشين حاصل از اين انفجار به 5 کيلومتر رسيد. جزيره الوگالب تقريبا تبخير شد و حفره اي به عمق 800 متر و شعاع دهانه 3 کيلومتر برجاي ماند.

انرژی اتمی خوب یا بد؟
البته اکثر مردم جهان انرژی اتمی را منحصرا یک نوع سلاح جنگی می‌دانند، در صورتیکه این تصور با واقعیت خیلی فاصله دارد، زیرا در روز دوم دسامبر سال 1945 که بشر برای نخستین بار در دانشگاه شیکاگو به این منبع بیکران دست یافت تا به امروز انرژی اتمی خدمات ارزنده‌ای را برای بهبود زندگی بشر انجام داده است و در حال حاضر اکثر رشته‌ها از علم و صنعت نا محدود انرژی اتمی بهره می‌برند.

به عنوان مثال:

       1-ساخت نیروگاههای برق جهت تولید انرژی الکتریکی بوسیله کوره‌های اتمی
       2-در بیمارستانها و کلینیکها برای تسکین آلام و درد بیماران از این انرژی استفاده می‌شود.
      3-پایه عمده صنعت روی این انرژی بنا شده است که از جمله از انها انرژی اتمی در مسائل حمل ونقل و کشتیها و ماشینها ی اتمی و زیر دریا یی های اتمی که بدون نباز به تجدید سوخت هزاران کیلو متر در اعماق اقیانوسها حرکت میکنند.
      4-هواپیماهای اتمی ، موشکهای قاره پیما ، سفینه‌های فضایی و راکتها که میزان وزن سوخت اهمیت فوق العاده‌ای در طراحی و ساخت این سیستمها دارد. به همین دلیل راکتورهای هسته‌ای که می‌توانند با سوخت بسیار کم مسافت بسیار زیادی را طی نمایند، برای مسافرتهای فضایی مورد استفاده قرارگرفته است.
      5-در پزشکی از اشعه هسته‌ای با میزان کم برای تشخیص و با میزان زیاد برای درمان استفاده می‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 3:46  توسط آرمین  | 

در کره زمین بیش از 380 هزار نوع گیاه مختلف می روید. ریزترین آنها گیاهان تک سلولی بسیار کوچکی هستند که فقط با میکروسکوپ می توان آنها را دید. در کره زمین بیش از 380 هزار نوع گیاه مختلف می روید. ریزترین آنها گیاهان تک سلولی بسیار کوچکی هستند که فقط با میکروسکوپ می توان آنها را دید. بزرگترین آنها درختان غول پیکری هستند که گاه ارتفاع آنها تا 130 متر رشد می کند. یک درخت بزرگ سالانه حدود 136 کیلو گرم دی اکسید کربن هوا را می زداید. یک درخت بزرگ روزانه 400 لیتر آب وارد هوا می کند که این آب به باران تبدیل می شود. این جابجایی آب بخش مهمی از چرخه آب می باشد. انسان های اولیه در چندین قرن پیش متوجه شدند که برخی گیاهان وحشی قابل خوردن هستند.سپس یاد گرفتند با کشت دانه، گیاه مورد نظر خود را عمل آورند. گاهی جهش باعث پدیدار شدن گیاهان خوراکی بهتر و بزرگتری می شود، امروزه دانشمندان قادرند گونه های جدیدی از میوه ها، سبزیجات و گل های باغی را به سهولت تولید کنند آنها دانه را تحت تاثیر مواد شیمیایی یا اشعه قرار می دهند و بدین ترتیب این دانه ها جهش های بیشتری ایجاد خواهند کرد. هرچند بیشتر جهش ها باعث مرگ گیاه می شوند اما هرازچند گاهی جهش مفیدی نیز بروز می کند. دانشمندان می توانند از دو گیاهی که گونه هایشان کمی با هم متفاوت است گونه جدیدی به دست آورند. به این عمل تلاقی بین گونه ای گویند. دانشمندان موجودات زنده را بر اساس شباهت هایشان به گروه هایی تقسیم می کند. بدین ترتیب گیاهان به دو گروه بزرگ دانه دار و بی دانه تقسیم شده اند. گیاهان دانه دار نیز از دو گروه کوچکتر تشکیل شده اند: گلدار و مخروط دار. دانه ها بیشتر به وسیله گل تولید می شوند. برخی از گیاهان سبز هرگز دانه تولید نمی کنند. سرخس، خزه و جلبک دریایی از این جمله اند. کوچکترین جلبک فقط یک سلول دارد بزرگترین جلبک، جلبک دریایی غول پیکری است که قهوه ای رنگ بوده و می تواند تا ارتفاع 45 متر رشد کند. قارچ ها نیز از گیاهانی هستند که هاگ تولید می کنند برخی از قارچ ها سمی اند کلاهک مرگ سمی ترین قارچ دنیاست که در بریتانیا می روید. گیاهان بدون گل عبارتند از: 1)جلبک، 2)سرخس ها، 3)خزه و جگرواش، 4)گلسنگ: گلسنگ در حقیقت از دو گیاه ساخته شده است یک قارچ و یک جلبک که با هم زندگی می کنند. نتایج حاصل از بررسی فسیل ها بیانگر این است که جلبک های ساده نخستین گیاهان روی زمین بوده اند در حدود 700 میلیون سال پیش آنها درون آب زندگی می کرده اند. اولین گیاه روی خشکی تقریبا 400 میلیون سال قبل نمایان شده است. در حدود 350 میلیون سال پیش بخش عظیمی از زمین جنگل باتلاقی بود. در این جنگل ها درختان سرخس دم اسب، خزه های غول پیکر و خزه های دانه دار فراوان بوده اند. کشف فسیل گیاهان و حیوانات میلیون ها سال قبل، برروی زغال سنگ دانشمندان را از این تغییرات آگاه کرده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 3:29  توسط آرمین  | 

دیفن باخیا كه اكنون در آپارتمان ها وجود دارد گیاهى است با برگ هاى زیبا از خانواده آراسه كه گاه در صورت بالا بودن سن گیاه و مهیا بودن شرایط، گل هم مى دهد كه البته خیلى كم دیده مى شود( طول گل آن به ۱۳ سانتیمتر مى رسد ولى چندان مشخص نیست).دیفن باخیا كه اكنون در آپارتمان ها وجود دارد گیاهى است با برگ هاى زیبا از خانواده آراسه كه گاه در صورت بالا بودن سن گیاه و مهیا بودن شرایط، گل هم مى دهد كه البته خیلى كم دیده مى شود( طول گل آن به ۱۳ سانتیمتر مى رسد ولى چندان مشخص نیست).
این گیاه كه بومى امریكاى جنوبى و مركزى است چندین نوع دارد؛ گیاهى است مقاوم كه به دلیل سادگى نگهدارى در بیشتر آپارتمان ها دیده مى شود.
طول برگ هاى شكننده این گیاه ممكن است تا ۴۷ سانت نیز برسد و پهناى برگ ها نیز به نصف این مقدار افزایش مى یابد.
نیازهاى دیفن باخیا
نور: نور غیرمستقیم بهترین نور براى گیاه است چرا كه نسبت به نور مستقیم آفتاب حساس است و آسیب مى بیند. در صورت كمبود نور، گیاه علفى و ساقه هایش دراز مى شود و معمولا در نور معمولى ساختمان خوب رشد مى كند و به هر نورى به جز تابش مستقیم سازگار است.
گیاه را هر چند وقت یك بار بچرخانید تا برگ ها به یك طرف منحرف نشود.
دما: بهترین درجه حرارت براى آن بین ۱۳ تا ۱۸ درجه است و معمولا فقط در فصل زمستان باید در اتاق نگهدارى شود و در بقیه فصول مى تواند دماى محیط را تحمل كند؛ البته نسبت به سرماى بیش از اندازه نیز حساس است.
آبیارى: در تابستان هفته اى ۲ تا ۳ بار كافى است و در زمستان هفته اى یك بار. این گیاه نسبت به خشكى مقاوم تر است تا آبیارى بیش از اندازه، پس اجازه دهید بین دو آبیارى سطح خاك گلدان خشك شود.
در بیشتر منازل به دلیل آبیارى بیش از اندازه گیاه پوسیده مى شود و از بین مى رود.
خاك: این گیاه به زهكشى خوبى نیاز دارد بنابراین خاك برگ براى این گیاه مناسب است( مخلوط یك قسمت خاك رس و یك قسمت كود حیوانى و دو قسمت برگ). زیاد بودن كود حیوانى سبب پوسیدگى آن مى شود.
تكثیر: جدا كردن پاجوش هاى ریشه دار و كاشتن آنها، یا قلمه زدن ساقه برگ دار و بدون برگ بدین ترتیب كه ساقه هاى برگدار را پس از جدا كردن از گیاه، چند ساعت تا یك روز در هواى آزاد بگذارید تا محل هاى برش خشك شود و سپس در یك ظرف آب قرار دهید تا ریشه دهد و سپس كاشته شود، یا قلمه ها را در ماسه بكارید و از قلمه هاى بدون برگ و داراى حداقل یك جوانه به اندازه ۵ سانتى متر ببرید و بعد از دو روز قرار دادن در هواى آزاد، به صورت افقى طورى كه جوانه به سمت سطح خاك باشد بكارید تا پس از ریشه دار شدن، آنها را در گلدان هاى جداگانه بكارید.
 
ارائه شده توسط خواننده محترم وبلاگ حسین بهرامی ارشد کشاورزی
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 3:27  توسط آرمین  | 

به جرات می توان گفت پیچیده ترین مفهوم درعلم سیاست ، مفهوم دولت است. اگرچه علل به وجودآورنده دولت نگرش و هدف خاصی بوده ، اما در حال حاضر دولتهای گوناگونی از لحاظ ساختار و ایدئولوژی درجهان وجود دارند.

جام جم

به جرات می توان گفت پیچیده ترین مفهوم درعلم سیاست ، مفهوم دولت است. اگرچه علل به وجودآورنده دولت نگرش و هدف خاصی بوده ، اما در حال حاضر دولتهای گوناگونی از لحاظ ساختار و ایدئولوژی درجهان وجود دارند.
نظریه پردازان سیاسی در مورد نقش و جایگاه دولت در جامعه دو پرسش پایه ای مطرح کرده اند:
چه چیزی دولت است؟ و دولت باید به چه صورت وجود داشته باشد؟ پاسخهای مطرح شده به این سوالات را می توان به دو بخش نظریه های فردگرا و ارگانیک تقسیم بندی کرد. دولت رفاه در ذیل بخش اول مطرح می شود. این مقاله تمهیدی است به قوانین نظری و عملی دولت رفاه.

نظریه فردگرا دارای این دیدگاه است که دولت باید در خدمت منافع شهروندان خود باشد.افراد درجامعه مدنی اقامت می گزینند و دولت باید از جامعه مدنی ، که منشا اقتدار سیاسی اوست ، در برابر تهدیدهای داخلی و خارجی حفاظت کند.
این نظریه بیانگر نظامی با دولت محدود است تا مبادا دولت ، هرچند محدود، خود تبدیل به منبعی برای تهدیدهای جامعه مدنی شود.نظریه ارگانیک ، دولت را به مثابه موجودیتی تام گرا تعریف می کند که باید به منافع شهروندان شکل دهد. بر طبق این نظریه ، جامعه مدنی ودولت به هم وابسته و از یکدیگر جدایی ناپذیرند؛ پس دولت منبع بیگانه و بالقوه تهدیدگری نیست که نظریه فردگرا تصویر می کند. بلکه اسباب ضروری ثبات اجتماعی و شکوفایی آدمیان است. این نظریه مبین نظامی با دولت صنفی گراست که وظیفه آن حفظ پیوستگی های درونی و متقابل بخشهای اجتماع است.

دولت رفاه

دولت رفاه یکی از پدیده های سیاسی توده گرای قرن بیستم است. دولت رفاه به دست سیاستمدارانی پایه ریزی شد که مظهر قدرت توده ها بودند و از ترس نیروی اجتماعی توده مردم به خود مردم پناه بردند. البته مسلم است که دولت رفاه به تاسی از الگوی حکومت سوسیالیستی پدید آمد و هدفش بازداشتن توده ها از توسل به انقلاب سوسیالیستی بود. اگرچه توده ها دخالت مستقیمی در پدید آوردن دولت رفاه نداشتند، اما به صورتی نامستقیم صحنه گردان اصلی در پیدایش ، نضج و حتی افول دولت رفاه بودند.
دولت رفاه دلالت دارد بر وجود سیاست های سنجیده و هوشمندانه ای در زمینه تامین حداقل استاندارد زندگی مردم برای همه و ارتقای برابری در فرصتهای زندگی و تمرکز تمام نهادهای رسمی بر تامین خدمات همگانی. در ادبیات مدافع دولت رفاه بر 2 اصل اساسی تاکید شده است: اول ، تامین خدمات رفاهی برای تضمین بقا در شرایط اقتصاد آزاد (سرمایه داری مدرن) و دوم وجود دولت دموکراتیک. این دو اصل را می توان جزو اصول دولت رفاه تلقی کرد. به این اعتبار، دولت رفاه تحت هر شرایطی و به صرف تامین پاره ای خدمات رفاهی ازسوی نهادهای دولتی شکل نمی گیرد، بلکه شکل گیری آن مستلزم وجود ساختارهای اقتصادی و سیاسی معینی است که اساسا فقط در شرایط کشورهای صنعتی دارای نظام اقتصاد آزاد به وجود می آیند و از همین روست که آلفرد زیمن ترکیب دولت رفاه را برای توصیف دولتهای دموکراتیک در مقابل دولتهای دیکتاتور و فاشیست به کار می برد.
دولت رفاه ، نتیجه به عهده گرفتن مسوولیت آشکار بهزیستی و رفاه تمام مردم از سوی یک دولت قانونی و رسمی است و در معنای خاص دلالت بر وضعیت ویژه ای دارد که در آن دولتهای طرفدار اقتصاد آزاد تامین پایه ای ترین خدمات اجتماعی و ارائه سطوح معینی از خدمات رفاهی به توده های نیازمند را به منظور ایجاد تعادل و توازن اجتماعی و سیاسی به عهده می گیرند.
در دهه 1930 ، به خاطر اعتقاد به این که فقط نیروهای چپ قادر به ارائه راه حلی برای مقابله با مصائب و بدبختی هایی هستند که در اثر بروز بحران اقتصادی دامنگیر مردم در جوامع صنعتی شده بود و همچنین فقر گسترده ، گرسنگی و بیماری های همه گیر میلیون ها انسان را به ورطه ناامیدی و یاس کشانده بود و به نظرمی رسید که توده های مستاصل می توانند با شورش هایی مهارناپذیر نظام سرمایه داری و دولتهای موجود در کشورهای صنعتی را سرنگون سازند. بنابراین ایده تامین رفاه همگانی ، در کشورهای صنعتی پدید آمد. این دوره از سویی با تشدید تبلیغات احزاب کمونیستی ، افزایش بیکاری و بروز اعتصابات کارگری گسترده و ازسوی دیگر با تشدید تنشهای بین المللی و بحران مناسبات اقتصادی و سیاسی دولتهای صنعتی در عرصه جهانی همراه بوده است.

در دهه 1920 ، کشورهای صنعتی توانستند در فاصله سالهای 1924 تا 1929 با خروج از بحران جنگ جهانی اول ، حدود 26 درصد بر تولیدات خود بیفزایند و همین رشد اقتصادی باعث بالاتر رفتن استانداردهای زندگی برای طبقات کارگری و به طور کلی توده مردم بود. این وضعیت به طور بی واسطه ای به افزایش مطالبات توده ها منجر شد که بازتاب آن را در مبارزات طبقاتی و تقویت جنبشهای کارگری می توان دید. در دوره 29-1924 به رغم بهبود نسبی شرایط زندگی توده ها، مبارزه علیه سیاست های ضد کارگری به یکی از انگیزه های عمومی و مشترک اعتصاب های کارگری در همه کشورهای صنعتی تبدیل شده بود. مطالبات دیگری از قبیل 8 ساعت کار در روز، بیمه اجتماعی برای کارگران و تقلیل نرخ مالیات را نیز می توان از زمره دیگر انگیزه های مشترک جنبشهای کارگری در این دوره دانست.
شرایط اجتماعی سیاسی کم و بیش همسان کشورهای صنعتی و وجود خطر کمونیسم باعث شد که دولتهای حاکم کشورهای صنعتی آزاد، ناامنی و مخاطره شدید مشترکی را در مواجهه با این شرایط حس کنند. دولت رفاه به دنبال چنین حوادث و نگرانی هایی به وجود آمد. اولین دولتی که برنامه رفاه اجتماعی را در مقیاسی گسترده و به شکلی که امروزه در اغلب کشورها معمول است عرضه کرد، دولت امپراتوری تازه بنیاد آلمان به رهبری صدراعظم اتو فن بیسمارک بود. او در اوایل دهه 1880 برنامه رفاه اجتماعی را عرضه کرد که براساس آن کارگران در مقابل تصادفات ، بیماری و پیری بیمه شدند.
گروهی ظهور دولت رفاه را محصول بر سر کار آمدن دولتهای کارگری یا احزاب سوسیال دموکرات در کشورهای صنعتی می دانند، اما برخی از پژوهشگران با این نظر مخالفند و آن را رد می کنند. مثلا دی.سی.مارش استدلال می کند این دیدگاه که دولت رفاه در بریتانیا از طریق حکومت حزب کارگر که بعد از جنگ جهانی دوم به قدرت رسید ایجاد شد، بی معنی است. زیرا برای قرنها در بریتانیا و اسکاندیناوی بویژه نیوزلند قدرتهای قانونی متعهد به تامین خدمات رفاهی بر سر کار بوده اند. او معتقد است که می توان دولت رفاه را برای توصیف وضعیت دولت نیوزلند در دهه 1890 نیز به کار برد.
اگرچه میان الگوی مسوولیت رسمی و قانونی حکومت در حمایت از فقیران و نیازمندان و الگوی دولت رفاه ، صرف نظر از ابعاد کاربردی آن ، شباهت هایی وجود دارد؛ اما نمی توان خاستگاه مشترکی برای این دو قائل شد: الگوی مسوولیت رسمی و قانونی دولت در حمایت ازآسیب پذیران یک کاربرد اصولی و بنیادین در مدیریت کشور به شمار می آید و مرتبط با وظایف حفظ نظم ، ایجاد تعادل و تامین وفاق اجتماعی است. در مراحل آغازین انقلاب صنعتی نیز دولتها با توجه به مسائل و آسیبهای اجتماعی ناشی از تجمع و تراکم جمعیت در شهرها و گسترش فقر همانند یک دولت تازه به دوران رسیده بورژوازی که دولت حداقلی به شمار می آمد، با هدف در اختیار گرفتن قدرت حکومتی ، مسوولیت مربوط به حمایت از آسیب پذیران و تنگدستان را به صورت قانونی به عهده گرفتند.
درحالی که سیاست های تامین اجتماعی دولت رفاه ، به مثابه خطمشی های استراتژیکی یک دولت بورژوازی کهنه کار و دولتی حداکثری ، با هدف تحکیم و تقویت قدرت طراحی شد. به این اعتبار نمی توان کارکرد دولت رفاه را، نظیر وظایف قانونی دولتها در حوزه حمایت و تامین اجتماعی ، ترتیبات نهادی خواند بلکه اقدامات دولت رفاه ، در واقع ، نوعی تمهیداستراتژیکی و یک سیاست خارجی توده وار است که نتیجه مستقیم آن انباشت و تجمع و بسط رابطه قدرت و ایجاد حق دخالت در همه عرصه های زندگی شهروندان برای دولت است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 3:23  توسط آرمین  | 

شعر فارسى، به عنوان یكى از برجسته‏ترین و گسترده‏ترین آثار فرهنگِ بشرى، همواره موردِ ستایش آشنایانِ این وادى بوده است. این شعر، همان‏گونه كه در حوزه مفاهیم و معانى ویژگیهایى دارد كه آن را از شعر دیگر ملل امتیاز مى‏بخشد، در قلمرو ساخت و صورت هم از بعضى خصایص برخوردار است كه در ادبیّات جهان، یا بى‏همانند است یا مواردِ مشابه بسیار كم دارد. مثلاً ردیف ـ با وُسعتى كه در شعر فارسى دارد و با نقشِ خلاّقى كه در تاریخِ شعرِ فارسى داشته است ـ در ادبیّات جهانى بى‏سابقه است  بعضى دیگر از خصایص شعر فارسى نیز مشابه اگر داشته باشد، بسیار اندك است.

درین یادداشت به یكى دیگر از ویژگیهاى شعر فارسى مى‏پردازیم و آن مسأله «تخلّص» است كه به این وسعت و شمول، كه در شعرِ فارسى دیده مى‏شود، در شعرِ هیچ ملّتِ دیگرى ظاهراً دیده نشده است و اگر هم مصادیقى بتوان یافت در شعرِ زبانهائى است كه تحتِ تأثیر شعرِ فارسى و آیینهاى آن قرار داشته‏اند و در حقیقت از درونِ این فرهنگ و این ادبیّات نشأت یافته‏اند مانندِ شعرِ تركى و ازبكى و تركمنى و اردو پشتو و دیگرِ شعرهاى آسیائى و همسایه. درین یادداشت، غرضِ ما، بحث درباره زمینه‏هاى روانشناسىِ تخلّص‏هاى شعر فارسى است اما مقدمةً یادآورى بعضى نكات عام را درین باره بى‏سود نمى‏دانیم، زیرا تاكنون گویا كسى به بحث درین باره نپرداخته است.

با ظهورِ نیمایوشیج و بالیدنِ شعرِ جدید پارسى، شاعرانِ "نوپیشه" modern از بسیارى رسوم و آدابِ سنّتىِ شعر فارسى روى‏گردان شدند و یكى ازین سُنَّت‏ها همین مسأله تخلّص بود. در ذهنتان مجسم كنید اگر قرار بود براى اینهمه "شاعر"ى كه این روزها در مطبوعات "شعر" چاپ مى‏كنند، تخلّصِ غیر مكرّر، انتخاب شود، بر سرِ تخلّصهایى از نوعِ "كفگیر" و "خربزه" هم دعوا راه مى‏افتاد تا چه رسد به تخلّصهاى شاعرانه و خوشاهنگى از نوعِ "امید" و "بهار" كه البتّه همه مكرّرند. ازین بابت هم باید سپاسگزارِ نیمایوشیج بود كه شاعران را از قید تخلّص، مثل بسیارى قیدهاى دیگر، گیرم این نامها، نامهایى دراز و طولانى و غیرشاعرانه باشد مثل مهدى اخوان ثالث یا محمدرضا شفیعى كدكنى یا پرویز ناتل خانلرى.

امّا گرفتارىِ تخلّص اگر براى شاعران نوپیشه حل شده است براى تذكره‏نویسان و مورخانِ ادبیات ما هنوز حل نگردیده است، به همین دلیل شما باز هم مهدى اخوان ثالث را باید در امید خراسانى بجویید و از گرفتاریهاى این مورّخان و تذكره‏نویسان یكى هم این غالباً حاضر نیستند كه در برابرِ نام اصلى این‏گونه افراد، اقلاً ارجاعى بدهند به آن تخلّص شعرى كه "امیدِ خراسانى" است تا خواننده اگر جویاى احوال و آثار اخوان ثالث است در امید خراسانى آن را بیابد. از كجا معلوم كه همه خوانندگان از تخلّص شاعران، بویژه نوپردازان، اطلاع دارند و بر فرضِ اطلاع، در همه احوال نسبت به آن استشعار دارند. من خودم غالباً ازین نكته غافلم كه روزگارى در جوانى با چنان تخلّصى (سرشك) چند تا غزل چاپ كرده‏ام. بگذریم غرض، بحث ازین گونه مسائل نبود.

برای خواندن بقیه مقاله به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 3:18  توسط آرمین  | 

در گزارشي که هفته گذشته در خصوص نظر مديران فناوري شرکت‌ها براي به‌روزرساني به سيستم‌عامل Windows 7 منتشر شد، کارشناسان توضيح دادند که بخش قابل‌ملاحظه‌اي از فعالان حوزه IT براي تغيير نسخه کنوني سيستم‌عامل ويندوز خود به Windows 7 در سال آتي تمايلي ندارند. کارشناسان هم‌اکنون پيش‌بيني مي‌کنند که کاهش تمايل کاربران به اين برنامه در سال 2009 به زمان عرضه Windows 7 بستگي دارد که البته مايکروسافت هنوز اين خبر را تاييد نکرده است.


شرکت KACE که در زمينه ابزار سيستم‌هاي مديريتي فعاليت مي‌کند، تحقيقي را با عنوان "پذيرش Windows 7: بررسي روي متخصصان فناوري" انجام داده است. در اين مطالعه که شرکت تحقيقاتي Dimensional Research هدايت آن را برعهده داشت، 1100 متخصص فناوري اطلاعات از طريق پست الکترونيکي شرکت کردند.


بايد توجه داشت، اين نخستين بررسي در اين خصوص محسوب مي‌شود که در آن بيش از 1000 کاربر حضور دارند که البته نتايج آن براي مايکروسافت چندان خوشايند نيست. طبق اخبار منتشر شده، 84 درصد کاربران تمايلي به استفاده از سيستم‌عامل Windows 7 در سال آتي ندارند. اين ترديد کاربران در پذيرفتن Windows 7 باعث خواهد شد تا مايکروسافت بازنشسته کردن سيستم‌عامل 8 ساله ويندوز XP و همچنين کمرنگ کردن نقش ويندوز ويستا را به تاخير بياندازد.


اما به گفته "ديان هاگلاند"(Diane Hagglund) مدير شرکت تحقيقاتي Dimensional Research، نتايج اين مطالعات نشان داده است که مشکلات سيستم‌عامل ويندوز ويستا تاثير منفي فراواني را بر Windows 7 برجا خواهد گذاشت. بر اساس گزارش منتشر شده، مهم‌ترين دليل کاربران براي مقاومت در مقابل پذيرش Windows 7، مشکلات سازگاري در ويندوز ويستا و آگاهي ضعيف کاربران از اين سيستم‌عامل بوده که باعث شده است افراد نسبت به Windows 7 نيز دلسرد شوند.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 15:43  توسط آرمین  | 

دبير علمي پانزدهمين سمينار چشم پزشكي فارابي گفت: در تهران دو ميليون نفر از عينك استفاده مي‌كنند كه عينك درصد قابل توجهي از آنها شماره مناسبي ندارد و همين امر باعث كم بينايي شديد در آنها مي‌شود.

دكتر سيد حسن هاشمي روز شه شنبه به مناسبت برگزاري پانزدهمين سمينار چشم پزشكي فارابي در گفت و گو با خبرنگاران گفت: نامناسب بودن شماره عينك ، كم بينايي و عوارضي نظير حوادث شغلي و يا تصادفات رانندگي را به دنبال دارد.

وي افزود: با توجه به اينكه قشر وسيعي از مردم به علت مشكلات مختلف چشمي از عينك استفاده مي‌كنند پرداختن به موضوعي همچون جراحي‌هاي رفراكتيو بسيار ضروري به نظر مي‌رسد.

وي گفت: بر اساس آمار موجود دو ميليارد نفر در كل دنيا مبتلا به عيوب انكساري شامل نزديك بيني، دوربيني و آستيگماتيسم هستند كه البته در ايران ، آمار دقيقي از شمار افراد مبتلا به عيوب انكساري وجود ندارد، اما مي توان گفت درصد زيادي از افراد مبتلا هستند و اصلا عيوب انكساري را بيماري محسوب نمي‌كنند.

دبير علمي پانزدهمين سمينار ساليانه بيمارستان فارابي با اشاره به اينكه هم اكنون در كل رشته طب، عمل جراحي آب مرواريد شايعترين عمل جراحي است ، گفت: هم اكنون جراحي رفراكتيو يعني جراحي‌هايي كه به منظور رفع عيوب انكساري چشم صورت مي‌گيرد در حال رقابت با اين عمل جراحي است.

دكتر هاشمي در خصوص توانايي‌هاي علمي ايران در چشم پزشكي يادآور شد:
ايران از نظر درمان‌هاي جراحي چشم پزشكي و از جمله در بخش جراحي‌هاي رفراكتيو در تمام زمينه‌ها شامل دانش و تجهيزات و نيروري انساني كاملا به روز و در سطح كشورهاي پيشرفته اروپايي و آمريكايي قرار دارد.

دبير عملي پانزدهمين سمينار ساليانه بيمارستان فارابي با اشاره به برگزاري اين سمينار علمي از ‪ ۸‬تا ‪ ۱۱‬ارديبهشت ماه در محمود آباد مازندران گفت: در اين سمينار به موضوع جراحي‌هاي رفراكتيو پرداخته مي‌شود.

جراحي‌هاي رفراكتيو منظور جراحي‌هايي است كه براي رفع عيوب انكساري چشم ( دور بيني، نزديك بيني و آستيگماتيسم) انجام مي‌شود.

دكتر هاشمي يادآور شد: در اين سمينار حدود ‪ ۷۰۰‬نفر از متخصصان چشم از سراسر كشور شركت كرده‌اند كه طي برگزاري كنگره در جريان جديدترين روش‌هاي جراحي عيوب انكساري چشم قرار مي‌گيرند.

پانزدهمين سمينار ساليانه چشم پزشكي فارابي به همت مركز تحقيقات چشم پزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران از ‪ ۸‬تا ‪ ۱۱‬ارديبهشت ماه در محمود آباد مازندران برگزار مي‌شود.

براي كسب اطلاعات بيشتر مي‌توان به پايگاه اينترنتي ‪ www.fham.org‬مراجعه كرد

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 15:33  توسط آرمین  |