در مترو
آلودگی هوا ، ترافیک ، امنیت ، سرعت و ... در کلانشهری مانند تهران شاید توجیهی باشد برای تردد و استفاده از خطوط مترو . اما به نظر می رسد استفاده از این وسیله نیز مشکلات خاص خودش را دارد و در ایستگاهها و واگنهای این قطارهای درون شهری مسائلی رخ میدهد و یا مشاهده می شوند که در اماکن دیگر دست کم به این شکل نمایان نیستند . ازدحام برای استفاده از پله برقی ، هجوم برای ورود به واگنها ، عدم رعایت مقررات ایمنی و مشاغل کاذب و غیره از جمله مشکلاتی هستند که میتوان به آن اشاره کرد .
اما مسئله که بیشتر برای من اهمیت دارد ، عدم رعایت حقوق خصوصی به طور اخص در داخل واگنها می باشد . به هر روی با نظر به اینکه افراد ناگزیر از سپری زمانی در کنار یکدیگر هستند و علاوه بر آن محیطی همانند مترو که اغلب در زیرزمین عبور میکند و گرافیک محیطی خاصی ندارد و همچنین نمایشگرها و بردهای تبلیغاتی نیز فاقد جذابیت های لازم هستند ، اشخاص میبایست برای فراغت خود دست به نو آوری بزنند .
خوابیدن ( چرت زدن ) ، مطالعه ، گپ زدن ، گوش فرا دادن به موسیقی و استفاده های گوناگون از تلفن همراه از جمله مواردی هستند که افراد برای گزراندن این اوقات از آنها استفاده مینمایند ، اما به نظر میرسد برخی نیز با نظاره کردن فرد دیگر و یا خیره شدن به صفحه تلفن همراه یا کامپیوتر شخصی دیگران به سپری کردن اوقات فراغت خود می پردازند . خیره شدن به شخصی دیگر اگر در زمان اندکی باشد شاید مشکلی در بر نداشته باشد اما برخی از مردم به مدت زمان درازی به فردی خیره میشوند که پر واضح است در اینجا منظور از خیره شدن ، نوعی نگاه کردنی است که نه از فرط خستگی و سهوا شکل میگرد ؛ بلکه این خیره شدن بیشتر از روی کنجکاوی بی مورد و نظاره ای نشات گرفته از تفاوتهاست ، چنانچه بارها مشاهده کرده ام که اگر دختری وارد واگنی که ویژه بانوان است نشود و به هر دلیلی در قسمت عمومی ( نه صرفا جهت استفاده از آقایون ) بشود ، ( حتی اگر جایی برای نشستن به وی داده شود ) نگاه های عجیبی به وی می شود و حال فرض شود که این دختر بخواهد مقداری آرایش پاک شده صورتش را ترمیم نماید در آن لحظه است که این خیره شدنها با کنجکاوی عمیقی ادامه می یابد و گواه بر این است که در واگنهای مخصوص بانوان نیز چنین نگا ههایی جریان دارد که به هیچ عنوان امری پسندیده نیست ، حال اگر شخصی را ( فارغ از جنسیتش ) فرض کنیم که موهای سرش ریخته است یا به هر دلیلی بیماری وی در ظاهرش نمایان است ، این نگاهها نیز به همان شکل و یا حتی به شکل زننده تری شکل میگیرد ، ( صد البته پر واضح است که همه اشخاص چنین کنشی را از خود بروز نمیدهند ) اما به نظر میرسد مقدار قابل توجه ای از مردم به این حالت رفتار مینمایند .
اما برخی نیز داستانی دیگر را برای سپری کردن اوقات خود به کار میگیرند و با زل زدن به صفحه تلفن همراه شخص دیگری مخصوصا موقع خواندن و یا نوشتن متن پیامکی وقت کشی میکنند ؛ اغلب اینگونه افراد چنان خیره به صفحه نمایشگر شخص دیگری میشوند که گویا اگر تلفن همراه آن را در اختیار داشته باشد کاملا در جریان و چند و چون پیامکها قرار دارد و میتواند به ادامه ماجرا بپردازد ، البته شاید هم این روش چندان کژکاردی نداشته باشد چرا که در صورت خستگی انگشتان شخص ارسال کننده میتواند از کنار دستی خود برای ادامه این پیامکها تا رفع کامل خستگی خواهش نماید تا این پیامکها را بنویسد و ارسال کند .
به هر تقدیر شاید سهل ترین و آسانترین راه در راستای معرفی تئوری فاصله ها و برای فرهنگ سازی احترام و رعایت حقوق دیگران استفاده از همان نمایشگرهای اغلب بی مصرف و تبلیغات نخ نما داخل واگنها و حتی ایستگاههای مترو باشد ، چرا که افراد با نظاره این نمایشگرها و گرافیک محیطی هم وقتی را سپری می نمایند و هم آموزشی میبینند در راستای آموزشهای شهروندی که مرتبط است با همان فضا و یا مکانی که در آن قرار گرفته اند .

































