کولوسئوم اعدام                                                                            

      در مقابل تلوزیون رسمی ایران به اتفاق دوستی  نشسته بودیم که در حال پخش خبری از حکم ارذل و اوباشی بود ( این مطلب را قبل از اعدام این روزگیران نوشته بودم ) که چندی پیش به جرم اذیت و آزار شهروندان و حمل سلحه سرد دستگیر شدند و حکم دو نفر از آن چهار نفر اعدام اعلام شد ، به یکباره دوست عزیزم گفت : چه خوب حکمشان اعدام شد و خدا کنه که آن ... را در ملا ء عام اعدام کنن تا ما هم بریم یه کم اونجا کف و سوت ! بزنیم و در کنار این هم برای بقیه این فلان فلان شده ها درس عبرتی باشد .

 به شدت به فکر فرو رفتم از درس عبرت که بگذریم و اینکه آیا با اعدام این افراد ( حتی در صورت عدم نمایش عمومی ) ایا عبرتی برای سایرین به وجود می اید یا خیر نیز عبور کنیم ، کف و سوت زدن برای مرگ آدمی و ترویج خشونت حرفی جدی و ناراحت کننده است . نمایش اعدام در حضور مردم و اماکن عمومی ما را به یاد جنگ گلادیاتورها و سپری کردن و لذت بردن مردم از خون ریختن و سلاخی کردن چند انسان می اندازد ؛ بله من که فکر میکنم این نیز مانند کلسئومهای روم باستان است و مردم حتی حاضرند هزینه کنند و صحنه مرگ آدمی را ببنیند که به هر دلیلی جان میدهد .

 گواه تفکر من صفهای طولانی و انبوهی از مردم است که از ساعتها قبل از ساعات اولیه صبح برای اعدام افرادی با تنقلات حاضر میشوند و در برخی اوقات با کشیده شدن طناب دار نعره و عربده میزنند و یا دست کم سوت و دست میزنند ، عجیب است بسیار عجیب است ، ترسناک است بسیار ترسناک و ...

صحنه های اعدام ، شلاق زدن و ... حتی یک خلاف کار و یا قاتل و متجاوز و ... آنقدر شیرین و دلربا  نیست که جماعتی از ساعت ی دوازده بامداد در محل اعدام حضور به هم برسانند و تا ساعت پنج یا شش  صبح  تخمه و آجیل و پفک و چای و نسکافه بخورند و بعد هم به محض آوردن مجرم سوت و کف بزنند. ما به کجا رسیده ایم. چند درصد از این جماعت از اینکه اتفاق تلخی در شهر رخ داده که منجر به این مراسم شده زانوی غم بغل گرفته اند؟ چند درصد از این جماعت از این مراسم اینگونه برداشت می کنند که زخمهای زیر پوست شهر از نقطه ای بیرون زده است؟ چند درصد از این جماعت به این فکر می کنند که فلسفه حضور آنها از ساعتها قبل از مراسم که شبیه  جنگ گلادیاتورها در زمان روم باستان شده چیست؟ تلخ تر از جنایت انجام شده حضور هزاران نفر تماشاچی این مراسم است.

جدای از این ترویج خشونت در این اعدامهای عمومی و حساسیت زدایی خشونت و عاطفی است . حساسیت‌زدایی از خشونت، روندی ظریف و تقریباً تصادفی است كه می‌تواند به عنوان یكی از نتایج قرار گرفتن پی‌درپی در معرض خشونت زندگی واقعی و نیز خشونت‌های رسانه‌ای رخ دهد. حساسیت‌زدایی عاطفی، زمانی مشهود می‌شود كه واكنش‌های كندی در برابر حوادثی صورت می‌گیرد كه عموم آنها به واكنشی قوی نیاز دارند.

به هر روی میبایست به این مسئله به صورت جدی برخورد کرد ، من در اینجا با نوع قصاص کاری ندارم هرچند که به صورت شخصی با اعدام میانه ای ندارم اما فکر میکنم که اعدام در عموم و در ملاء عام به هیچ عنوان امری پسندیده نیست و مشکلات عدیده ای را میتواند با خود به همراه داشته باشد